جولای 23
قانون الحاق دولت ایران به معاهده واحد مواد مخدر 1961 نیویورک
قانون الحاق دولت ایران به معاهده واحد مواد مخدر 1961 نیویورک مصوب 1351.4.18
ماده واحده – معاهده واحد مربوط به مواد مخدر مشتمل بر یک مقدمه و 51 ماده و چهارفهرست ضمیمه که در تاریخ 30 مارس 1961 (10فروردین 1341) در نیویورک از طرف نماینده تامالاختیار دولت شاهنشاهی به امضاء رسیده است تصویب میشود.
ادامهی مطلب
جولای 23
قانون مربوط به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک
قانون مربوط به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک در تاریخ 19 اردیبهشت ماه 1338به تصویب رسید .
این قانون متشکل از 24 ماده بشرح ذیل است : ادامهی مطلب
جولای 23
کنوانسیون چهارم ژنو
کنوانسیون چهارم ژنو یا کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو ،کنوانسیونی با تأکید بر حمایت از غیرنظامیان بهطور خاص میباشد بطوریکه از میان چهار کنوانسیون ژنو، عنوان کنوانسیون چهارم مشخصاً حمایت از غیرنظامیان است. ممنوعیت مجازاتهای دسته جمعی، چپاول یا اقدامات تلافیجویانه علیه افراد و اموال غیرنظامی و گروگانگیری آنان ازجملهٔ مواد این کنوانسیون است.
جولای 23
کنوانسیون جلوگیری از نسلکشی و مجازات آن
نسلکُشی هرگونه اقدام و مبادرت به نابودی و حذفِ فیزیکیِ بخش یا کلیتِ گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبی یا ایدئولوژیکی است. زمانی که تعبیرهای جزئی در مورد نسلکشی تغییر میکرد، نخستین تعریفِ قانونیِ این کردار در بیانیهٔ سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ و پیرامونِ «جلوگیری و مجازاتِ جُرم نسلکُشی» شکل گرفت .
جولای 22
مقاوله نامه شماره 111 در مورد تبعيض در استخدام و اشتغال مصوب 1958 سازمان بين المللي كار
قانون راجع به الحاق دولت ایران به مقاولهنامه بینالمللی
شماره 111 مربوط به تبعیض در امور استخدام و اشتغال
مصوب 1343.2.17
ماده واحده – الحاق دولت شاهنشاهی به مقاولهنامه بینالمللی شماره 111 مربوط به
تبعیض در امور استخدام و اشتغال که مشتمل بر یک مقدمه وچهارده ماده است تصویب
میگردد.
قانون فوق که مشتمل بر ماده واحده و متن مقاولهنامه ضمیمه است پس از تصویب مجلس
سنا در جلسه روز پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ماه یک هزارو سیصد و چهل و سه به تصویب
مجلس شورای ملی رسید.
رییس مجلس شورای ملی – مهندس عبدالله ریاضی
قانون بالا در جلسه روز دوشنبه نهم دی ماه 1342 به تصویب مجلس سنا رسیده
مقاولهنامه شماره 111
مربوط به تبعیض در امور مربوط به استخدام و اشتغال
کنفرانس عمومی سازمان بینالمللی کار بنا به دعوت هیأت مدیره دفتر بینالمللی کار
چهل و دومین دوره اجلاسیه خود را در تاریخ 4 ژوئن 1958 در ژنومنعقد ساخت.
پس از اتخاذ تصمیم درباره پیشنهادات واصله که به موضوع تبعیض در امور مربوط به
استخدام و اشتغال ارتباط داشت و چهارمین موضوع مذکور درجلسه کنفرانس را تشکیل
میداد تصویب نمود که این مقررات به صورت یک مقاولهنامه بینالمللی تنظیم گردد.
و با توجه به این که اعلامیه فیلادلفی اعلام میدارد که کلیه افراد بشر صرف نظر
از نژاد و عقیده و جنسیت حق دارند که ترقیات و پیشرفتهای مادی ومعنوی خود را در
عین آزادی و احترام با برخورداری از امنیت اقتصادی و تساوی احتمال موفقیت ارائه
دهند.
در تاریخ 25 ژوئن 1958 این مقاولهنامه را که مقاوله راجع به تبعیض در امور مربوط
به استخدام و اشتغال نامیده میشود به تصویب رسانید.
ماده 1 -1 – از لحاظ این مقاولهنامه (تبعیض) عبارت است از:
الف – هر گونه تفاوت و محرومیت یا تقدم که بر پایه نژاد – رنگ پوست – جنسیت –
مذهب – عقیده سیاسی و یا سابقه ملیت آباء و اجداد یا طبقهاجتماعی بر قرار بوده و
در امور مربوط به استخدام و اشتغال تساوی احتمال موفقیت و رعایت مساوات در شرایط
سلوک با کارگر را به کلی از میان بردهو با بدان لطمه وارد سازد.
ب – هر گونه تفاوت دیگر یا محرومیت و یا تقدم که نتیجه آن از میان بردن یا محدودیت
تساوی احتمال موفقیت و شرایط سلوک و رفتار با کارگرانباشد و پس از استماع نظریه
سازمانهای کارگری کارفرمایی ذینفع از طرف مقامات صلاحیتدار به این عنوان شناخته و
معرفی گردد.
2 – تفاوت یا محرومیت یا حق تقدمی که بر پایه صلاحیت حرفهای جهت اشتغال به حرفه
معینی لازم شناخته شده باشد تبعیض محسوب نخواهدشد.
3 – از لحاظ این مقاولهنامه اصطلاح “استخدام” (Emploi et profession)و
“اشتغال” حق استفاده از راهنمایی حرفهای و آموزش حرفهای و حقاستخدام و اشتغال
به حرفههای مختلف و همچنان شرایط کار را شامل خواهد بود.
ماده 2 – هر یک از دولتهای عضو که این مقاولهنامه را تصویب نموده است مقید و
موظف است که طبق اصول معین که با شرایط و رسوم و سنن محلیمطابق باشد یک سیاست
عمومی و ملی که هدف آن استقرار تساوی احتمال موفقیت در استخدام و اشتغال در شرایط
سلوک با کارگر باشد و هر گونهتبعیض را از بین ببرد اتخاذ نماید.
ماده 3 – هر یک از دول عضو که مقررات این مقاولهنامه درباره وی قابل اجرا
میباشد موظف است که با اتخاذ روش معینی که با شرایط و رسوم محلیمنطبق باشد:
الف – همکاری و مساعدت سازمانهای کارگری و کارفرمایی و سازمانهای مربوطه دیگر
را به منظور قبول و اجراء سیاست سابقالذکر جلب نماید.
ب – مقرراتی تصویب نموده و تنظیم و اجرای برنامههایی را تشویق نماید که قادر
باشند قبول و رعایت اصل مزبور را تأمین بنمایند.
ج – کلیه مقررات قانونی و اصول معمول اداری را که با اصل فوق مباینت دارد لغو یا
اصلاح نمایند.
د – در مورد مشاغل و حرفههایی که تحت نظر مستقیم مقامات ملی هستند این اصل را
رعایت بنمایند.
ه – در سازمانهای راهنمایی حرفهای و آموزش حرفهای و کاریابی که تحت نظر مستقیم
مقامات ملی انجام وظیفه مینمایند رعایت اصل را کاملاً تأمین بنمایند.
ز – ضمن گزارشهای سالیانه خود اجرای مقررات این مقاولهنامه و اقداماتی را که در
اثر اتخاذ این سیاست معمول میگردد ذکر کنند.
ماده 4 – اقداماتی که علیه شخص معینی که انفراداً مورد سوءظن واقع شده است و
احتمال داده میشود که علیه امنیت مقامات دولتی اقدام مینماید -یا مسلم شده است
که به یک چنین فعالیتی میپردازد تبعیض محسوب نمیشود لیکن بدیهی است که شخص مورد
نظر باید حق و اجازه داشته باشد کهدر این خصوص به یک مقام صلاحیتدار ملی که طبق
اصول و آیین مرسوم محلی مستقر گردیده است رجوع کند.
ماده 5 – 1 – مقررات مخصوص مربوط به حمایت و تعاون که ضمن مقاولهنامهها یا
توصیهنامههای دیگری که از طرف کنفرانس تصویب شده استذکر گردیدهاند تبعیض محسوب
نمیشوند.
2 – هر یک از دول عضو میتواند پس از استماع نظریه سازمانهای کارگری و کارفرمایی
ذینفع (در صورتی که چنین سازمانهایی وجود داشته باشد)اقدامات یا مقرراتی که به
منظور مساعدت و یا حمایت از بعضی اشخاص به عمل میآید و نظر به احتیاجات مخصوص این
افراد از لحاظ جنسیت یاسن شخصیت و موقعیت اجتماعی و تحمیلات خانوادگی یا موقعیت
فرهنگی آنها لازم به نظر میرسد تعیین نموده و از جمله عملیاتی که تبعیضنامیده
میشود خارج سازد.
ماده 6 – هر یک از دولتهای عضو که این مقاولهنامه را تصویب مینماید موظف است
که مطابق مقررات اساسنامه بینالمللی کار مفاد آن را درسرزمینهایی که خارج از
سرزمین اصلی کشور هستند نیز اجراء کند.
ماده 7 – تصویب رسمی این مقاولهنامه به مدیر کل دفتر بینالمللی کار اعلام و از
طرف نامبرده به ثبت خواهد رسید.
ماده 8 – 1 – تنها آن عده از دولتهای عضو که الحاق آنان به این مقاولهنامه از
طرف مدیر کل دفتر بینالمللی کار به ثبت رسیده است به اجرای مقرراتآن مقید
میباشند.
2 – این مقاولهنامه مدت دوازده ماه بعد از این که الحاق دو کشور از کشورهای عضو
به ثبت رسید وارد مرحله اجرایی خواهد شد.
3 – سپس درباره هر یک از دولتهای عضو مدت دوازده ماه پس از ثبت الحاق آن دولت قابل
اجرا خواهد بود.
ماده 9 – 1 – هر یک از کشورهای عضو که به این مقاولهنامه ملحق میشود میتواند
پس از انقضاء مدت ده سال از تاریخ الحاق اولیه خود با ارسالاعلامیهای که در دفتر
بینالمللی کار ثبت خواهد شد الحاق خود را لغو نماید. الغای مقاولهنامه یک سال پس
از تاریخ ثبت آن رسمیت خواهد یافت.
2 – هر یک از کشورهای عضو که این مقاولهنامه را تصویب نموده باشد تا یک سال پس از
انقضاء مدت دهساله مذکور در فوق از حق الغاء آن استفادهننماید تا مدت ده سال
دیگر به اجرای مقررات آن مقید میباشد و بعداً نیز پس از انقضاء هر دوره دهساله
طبق شرایط این ماده حق الغای آن را خواهدداشت.
ماده 10 – 1 – مدیر کل دفتر بینالمللی کار ثبت کلیه اعلامیههای مربوط به الحاق
یا الغاء این مقاولهنامه را که از طرف کشورهای عضو جهت وی ارسالمیگردد به اطلاع
کلیه دول عضو خواهد رسانید.
2 – ضمن اعلام الحاق دومین کشور عضو مدیر کل دفتر بینالمللی کار نظر اعضاء سازمان
را به تاریخ ورود این مقاولهنامه به مرحله اجرایی جلبخواهد کرد.
ماده 11 – مدیر کل دفتر بینالمللی کار به منظور ثبت طبق مفاد ماده 102 اساسنامه
سازمان ملل اطلاعات جامعی درباره هر یک از اعلامیههای مربوطبه الحاق یا الغاء که
طبق مواد سابقالذکر ثبت نموده است جهت دبیر کل سازمان ملل ارسال خواهد داشت.
ماده 12 – هیأت مدیره دفتر بینالمللی کار هر بار که لازم بداند گزارشی درباره
اجرای این مقاولهنامه به کنفرانس عمومی تقدیم و تصمیم خواهند گرفتکه آیا لازم
است که مسئله تجدید نظر در مفاد آن جزو دستور جلسه قرار گیرد یا خیر؟.
ماده 13 – 1 – در صورتی که کنفرانس مقاولهنامه جدیدی مبنی بر تجدید نظر در تمام
یا قسمتی از این مقاولهنامه به تصویب برساند جز در مواردی کهمقاولهنامه جدید به
نحو دیگری مقرر داشته باشد.
الف – تصویب مقاولهنامه جدید مبنی بر تجدید نظر از طرف هر کشور عضو رسماً و طبق
ماده 9 سابقالذکر به منزله الغاء این مقاولهنامه خواهد بودمشروط به این که
مقاولهنامه جدید وارد مرحله اجرایی شده باشد.
ب – از تاریخ ورود مقاولهنامه جدید مبنی بر تجدید نظر الحاق به این مقاولهنامه
دیگر میسر نخواهد بود.
2 – با وجود این مقاولهنامه از لحاظ کشورهایی که آن را تصویب نموده و مقاولهنامه
جدید را تصویب نکرده باشند قابل اجراء خواهد بود.
ماده 14 – متن فرانسه و انگلیسی این مقاولهنامه هر دو رسمیت دارند متن فوق متن
صحیح مقاولهنامهای است که رسماً از طرف کنفرانس عمومیسازمان بینالمللی کار ضمن
چهل و دومین دوره اجلاسیه که در ژنو در تاریخ 25 ژوین 1958 پایان یافته به تصویب
رسیده است به اعتبار مراتب فوق بهامضاء میرسد.
محل امضاء رییس کنفرانس مدیر کل دفتر بینالمللی کار
ب . ک . داس داوید . آ . مورس
متن مقاولهنامه فوق که مشتمل بر یک مقدمه و 14 ماده است ضمیمه قانون راجع به
الحاق دولت ایران به مقاولهنامه بینالمللی شماره 111 مربوط بهتبعیض در امور
استخدام و اشتغال بوده و صحیح است.
رییس مجلس شورای ملی – مهندس عبدالله ریاضی.
جولای 22
منشور زبان مادري
بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال 1996 یونسکو
یک: همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری اغاز کنند
دو: همه دولتها موظف هستند که برای تولید و اموزش زبان مادری کلیه منابع /موارد وسایل لازم را تولید و توزیع نمایند
سه: برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازه کافی تربیت و اماده شود زیرا، تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده میشود.
آنهايي كه وقتي از زبان مادري مان حرف مي زنيم، مي گويند ساكت باشيد! آنهايي كه وقتي از حقوق ملت مان حرف مي زنيم، مي گويند چيزهاي مهم تري وجود دارد! آنهايي كه به نام اتحاد و همبستگي ملي مانع طرح مسائل ملي و زبان مادری براي مردم ميشوند،خود تيشه بر ريشه همبستگي واقعي ،انساني ميزنند. مگر بدون قبول ارزش برابر براي زبانهای مادری ميشود از آزادي انديشه،بيان و همبستگي انساني و ملي صحبت كرد.
جولای 22
اعلامیه جهانی حقوق زبانی – ژوئن 1996
مقدمه:
موسسات و تشکیلات غیردولتی٬ امضاء کنندگان “بیانیه جهانی حقوق زبانی” حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛
1 – با در نظر گرفتن “اعلامیه جهانی حقوق بشر” مورخ ١٩٤٨ ٬ که در مقدمه اش اعتقاد خود را به “برابری حقوق پایه ای بشر٬ کرامت و ارزش افراد انسانی و حقوق برابر مرد و زن” بیان می نماید؛ و نیز در ماده دوم خود که اعلام میکند “همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن “نژاد٬ رنگ٬ جنسیت٬ زبان٬ دین٬ باورهای سیاسی و یا دیگر باورها٬ منشاء ملی و یا اجتماعی٬ مالکیت٬ محل تولد و یا خصوصیات دیگر”٬ دارای همه حقوق و آزادیها میباشند”؛
2 – با در نظر گرفتن “عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی” ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و “عهدنامه بین المللی حقوق فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی” به همان تاریخ٬ که در مقدمه های خود بیان مینمایند آحاد نوع بشر نمیتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرایطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نماید؛
3 – با در نظر گرفتن “قطعنامه ١٣٥-٤٧”٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که “بیانیه در حقوق افراد متعلق به پیروان ملی٬ ائتنیکی٬ دینی و زبانی” را تصویب نمود؛
4 – با در نظر گرفتن اعلامیه ها و توافقنامه های (کنوانسیونهای) مجمع اروپا مانند “کنوانسیون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزادیهای اساسی”٬ به تاریخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ “کنوانسیون شورای وزیران مجمع اروپا” به تاریخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ که “مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و یا پیروان ” را تصویب نمود؛ “اعلامیه در باره پیروان ملی” تهیه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاریخ ٩ اکتبر ١٩٩٣ ؛ و “کنوانسیون چهارچوب برای محافظت از پیروان ملی” نوامبر ١٩٩٤ ؛
5 – با در نظر گرفتن “بیانیه انجمن بین المللی قلم در سانتیاگو د کومپوستلا” و “بیانیه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ کمیته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم٬ در رابطه با پیشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی”؛
6 – با در نظر گرفتن این امر که در شهر رسیف برزیل٬ “اعلامیه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمین سمینار انجمن بین المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بین فرهنگها”٬ به سازمان ملل متحد توصیه نمود که گامهای لازم را برای تصویب و اجرای اعلامیه جهانی حقوق زبانی بردارد؛
7 – با در نظر گرفتن “کنوانسیون ١٦٩ سازمان جهانی کار” مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومی و طائفه ای در کشورهای مستقل؛
8 – با توجه به “اعلامیه جهانی حقوق جمعی خلقها”٬ بارسلونا ٬ می ١٩٩٠ ٬ که اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهای سیاسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانیابی خویش و در نهایت از حق پذیرش و دارا بودن نهادهای حکومتی٬ ارتباطاتی٬ تحصیلی و سیاسی خود برخوردار میباشند؛
9 – با در نظر گرفتن “بیانیه نهائی پذیرفته شده در همایش عمومی فدراسیون جهانی معلمان زبان مدرن” در شهر پچ (مجارستان) به تاریخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پایه ای انسانی توصیه نموده بود؛
10 – با در نظر گرفتن “گزارش کمیسیون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوریل ١٩٩٤ ” در ارتباط با طرح “اعلامیه در حقوق خلقهای بومی” که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر میکند؛
11 – با در نظر گرفتن طرح “بیانیه کمیسیون حقوق بشر بین آمریکائی در باره مردمان بومی” ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاریخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛
12 – با در نظر گرفتن اینکه اکثریت زبانهای در خطر نابودی٬ متعلق به گروههای مردمانی میباشند که از حق حاکمیت ملی خود برخوردار نیستند و اینکه عوامل اصلی که از توسعه این زبانها ممانعت کرده و به روند جایگزینی زبانی دیگر به جای آنها شتاب میبخشند٬ عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سیاست دولتها٬ که ساختارهای سیاسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحمیل مینمایند؛
13 – با در نظر گرفتن اینکه حمله نظامی٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و دیگر نمونه های به انقیاد در آوردن اجتماعی٬ اقتصادی و سیاسی٬ اغلب اوقات شامل تحمیل مستقیم زبانی خارجی بوده و یا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ایجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای میگردند که وفاداری زبانی متکلمین به آنها را از بین میبرند؛
14 – با در نظر گرفتن اینکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکمیت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتیجه سیاستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و یا امپریالیستی را مقدم میشمارد٬ در روند جانشینی زبانی در میغلطند؛
15 – با در نظر گرفتن اینکه جهانی شدن میبایست بر اساس تلقیای از تنوع زبانی و فرهنگی٬ غالب آمده که بر روندهای یکسان سازی و تجرید حذفی زبانها و فرهنگها٬ بنیاد گذارده شود؛
16 – با در نظر گرفتن این نکته که به منظور تامین نمودن همزیستی صلح آمیز بین جمعیتهای زبانی٬ میبایست اصولی عمومی یافت شوند که تشویق و ارتقاء موقعیت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محیطهای عمومی و خصوصی را تضمین نمایند ؛
17 – با در نظر گرفتن اینکه عوامل گوناگون با ماهیتهای غیرزبانی (عاملهای تاریخی٬ سیاسی٬ سرزمینی٬ جمعیت شناسی٬ اقتصادی٬ اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل دیگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ایجاد میکنند که منجر به نابودی٬ به حاشیه رانده شدن و یا انحطاط زبانهای بیشمار میگردند٬ و نیز برای اینکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود٬ حقوق زبانی میبایست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛
18 – با اعتقاد به اینکه “اعلامیه جهانی حقوق زبانی”٬ به منظور تصحیح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمین احترام و توسعه کامل همه زبانها٬ و پایه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کلیدی در حفظ روابط اجتماعی موزون٬ مورد نیاز میباشد؛
بدینوسیله اعلام می دارد که:
جولای 22
حق آموزش زبان مادری در اسناد حقوق بشر و حقوق ایران
مقدمه
اهمیت زبان مادری – یعنی نخستین زبانی که شخص توسط آن با جهان اطراف خود آشنا میشود – بر هیچکسی پوشیده نیست
بر اساس هشدار جدي زبانشناسان مبني بر احتمال نابودي ۴۰ درصد زبانها ، سازمان ملل و يونسکو اقدام به تدوين طرحي براي حفظ زبانهاي موجود کرده اند که از موارد آن ميتوان به نامگذاري روز ۲۱ فوريه به نام روز جهاني زبان مادري اشاره کرد. ادامهی مطلب