آهنگ سنگدل از میثم ابراهیمی
گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی:بختیار عبدالهی
برنامه گلبانگ شعری از اسماعیل خویی:مرضیه مهدیه
برنامه جسم و روان :پریچهر سهرابی
آهنگ دلم میره برات از ایمو بند
گزارش نقض محیط زیست ایران:نادیا مشرف
صرفا جهت آگاهی ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر:مریم افتخار
برنامه گلبانگشعر “گرگ” از فریدون مشیری: شراره هادیزاده رئیسی
آهنگ اخماتو وا کن از بهنام بانی
گزارش نقض حقوق کار و کارگر:سید سعید نوری زاده
برنامه با قانون،معرفی هدف 12 از سند 2030 یونسکو: مریم افتخار، احمد کشاورز
برنامه اقوام و حقوق شهروندی با موضوع:زبانهای ایرانی :میلاد ترغیبی
آهنگ سکوت عاشقانه از راغب ادامهی مطلب
برنامه دریچهای رو به آگاهی موضوع برنامه: تاثیر جداسازی دین از پایههای قدرت
١. اثر مذهب و ایدئولوژی در قدرت یا مدیریت هر جامعه چیست؟ ٢. آیا جمهوری اسلامی ایران به صرف اسلامی بودن توانسته است برای جامعه فضایل اخلاقی بیشتر و فساد کمتر به ارمغان آورد؟
٣. وضعیت اقتصاد و محیط زیست در ایران اسلامی چگونه است؟
۴. ارزیابی شما نسبت به سیستم قضایی ایران اسلامی چطور است؟
۵. وضعیت آزادی بیان و عقیده و مطبوعات را چطور میبینید؟
۶. شفافیت سیاسی، فعالیت احزاب، انتخابات و گردش دموکراتیک قدرت چگونه است؟ مهمانان برنامه: دکتر رها ثابت سروستانی: محقق و مدرس بین رشتهای در علوم اجتماعی، سیاسی و مطالعات دینی در دانشکده الهیات دانشگاه اسلو نروژ دکتر رضوان مقدم: پژوهشگر فعال جنبش زنان و سخنگوی کمپین توقف قتلهای ناموسی مجریان برنامه: ستاره دژم، سمانه بیرجندی تنظیم و برنامهریز: سمانه بیرجندی تدوینگر: مصطفی منیری کاری از کمیتهی پژوهش کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
درحالیکه هماکنون۵۴ واکسن مختلف کرونا برای نجات جان نوع بشر در مرحله آزمایشهای بالینی است و با صرف هزینه های بسیار ۱۶۴نوع واکسن دیگرهم در جهان، مرحله پیشبالینی و تست روی حیوانات را پشت سر میگذارند، در برحه ای اززمان که دانشمندان و کارشناسان نخبه پزشکی و آزمایشگاهی درتلاش دستیابی به واکسنی هستند تا ازخطر ابتلای انسانها به بیماری کشنده کرونا پیشگیری و با تولید یک واکسن مطمئن درجهت نجات جان انسانها اقدامی شایان توجه انجام دهند، تعداد کشتار قانونی و جنایت های دولتی جمهوی اسلامی ایران هر روز درحال افزایش است، احکام مرگ زا هر روز بیشتر از روز قبل صادر می شود و فرمانبران دولت ایران هرساعت جوانان برومند، سالم، ورزشکار، تحصیل کرده و نخبه های ایران را به جوخه های مرگ می سپارند و عجیب تر آنکه در بعضی موارد پیکرشان را هم تحویل نمیدهند و نشانی از مدفنشان در دست نیست ویا در قبال تحویل پیکر بیجان اعدام شده از خانواده ها، طلب دریافت هزینه های ناشی از انجام اعدام را می کنند یا پول طناب می خواهندو یا وجه گلوله و انجام اعمالی بر خلاف میل باطنی، مثل ممنوعیت اعتراض، ممنوعیت برپائی مراسم، ممنوعیت مصاحبه با خبرگزاری ها و …در نهایت بازهم این خانواده اعدام شده است که بازداشت می شود و زندانی و تهدید و شکنجه.
نقض مدام حقوق انسانها توسط دولت جمهوری اسلامی ایران، روندی است که بیش از چهار دهه تداوم داشته و ملت ایران هر روز شاهد افزایش محدودیت آزادی، حصر و حبس فعالان، شکنجه، اعترافات اجباری، قطع عضو، شلاق در ملاء عام، تبعیض، نابرابری و اعدام نوجوان و پیر و … نه فقط در بارۀ هموطنان ترک، آذری، کُرد، عرب، لر، ترکمن و بلوچ که در مورد کل ملت ایرانند. فقط در۲هفته گذشته، دهها تن در ایران اعدام شدند، بازداشت و احضار منتقدین ادامه یافت و فشار بر زندانیان سیاسی تشدید شد.
دولت جمهوری اسلامی ایران سالهاست که دررأس جدول اجرای اعدام در سطح کل دنیاست، گوئیا این تنها برنامه مدون و هدف بدون نقص و توقف است که انجام می شود تمامی کادر اداری و اجرائی آن بطور مستمر و سیستمائیک مغول اجرای اوامر فرماندهان مرگ انسانند.
در ماه گذشته قریب به ۲۸ مورد اعدام توسط سازمانهای حقوق بشری به ثبت رسید و مهدی علی حسینی کشتی گیر فرنگی کار اهل اندیمشک و دومین کشتی گیری که سال جاری اعدام شد در زندان دزفول، جما زهروزهی، انور عالیزهی، حافظ عبدالستار،عبدالرئوف کبدانی، یونس جمشید زهی و شمس الدین باجی زهی در زندان زاهدان، رضا شیرزاده در زندان یزد، شمسالدین سلیمانی اهل شبستر در زندان قزوین، علی مطیری در زندان شیبان اهواز، انور نارویی در زندان اصفهان، عباس علیحسینی اهل ابهر در زندان زنجان کشته شدند و علیرغم همه مخالفت ها و واکنش های جامعه جهانی و جامعه مدنی ایران نسبت به تائید حکم اعدام زندانی سیاسی آقای جاوید دهقانخلد که طی یک دادرسی ناعادلانه و براساس اعتراف زیر شکنجههای طاقت فرسا کسب شده بود در اولین ساعات روز۳۰ ژانویه ۲۰۲۱ اجرا شد. بیشتر بدانیم: باحکم اعدام زینب خدامرادی که دیماه گذشته در زندان مرکزی سنندج اجرا شد تاکنون ۱۱۱زن در دوران ریاست جمهوری آقای حسن روحانی با حکم ضد بشری اعدام به قتل رسیده اند. و براین مجموعه بیفزائیم تائید احکام تائید بسیاری از زندانیان اسیر در زندان های مختلف ایران را که با فکر مرگی زودرس هر لحظه شکنجه می شوند از جمله احمدررضا جلالی پزشک و پژوهشگر دو تابعیتی،علی ارژنگی فردقوجه بیگلو مجرم۱۷ساله و… یاد آور می شویم که: ضریب تقریبی تنها این نوع جنایت آشکار، قانونی (گروگانگیری، مرگ بر اثر شکنجه، مریضی، اعدام) و اعلام شده دولت جمهوری اسلامی ایران درطی ۴ دهه اخیر بالغ بر۶۱ هزار نَفَر تخمین زده می شودو این یعنی۶۱ هزار بار نقض حق حیات، ۶۱ هزاربار قتل عمد، ۶۱ هزار بار قطع شاهرگ زندگی انسانها، ۶۱ هزاربار نقض حقوق بشر، ۶۱ هزار بار نقض ماده ۳ و ۵از منشور جهانی حقوق بشر و ۶۱ هزاربارنقض ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که لازم است و ما نیز درخواست می کنیم از جامعه جهانی بویژه سازمان ملل، اتحادیه اروپا، دولتهای دمکراتیک و همه کشورهایی که دارای روابط دیپلماتیک با ایران هستند که نسبت به لغو شکنجه، گروگانگیری و اعدام در ایران و بخصوص اعدام نوجوانان توجهی ویژه داشته و آن را در صدر گفتگوهای خود با دولت جمهوری اسلامی ایران قرار دهند
کاروانی ازنوجوانان و جوانان ایران بسوی پایان خط زندگی.
فراتر از یک سال از اپیدمی و تداوم بحران و همه گیری ویروس کووید ۱۹ گذشت اما مسئولین امر و قانونگذاران ایران که مدعی سیاست های کلان در امور کشورند همچنان عوارض ناشی از این بیماری و شرایط بحرانی حاکم برجامعه را نادیده می گیرند، بحرانی که نه فقط در اثر انتقال ویروس موجب مرگ هزاران تن در ایران شده است که یکی از شاخصه های آن افسردگی، درخود فرورفتگی و هجوم یاس،اضطراب وخشم اکثر شهروندان و بخصوص دانشجویان، جوانان و نوجوانان گردیده، میزان خودکشی را به بیش از ۱۵ نفر در روز افزایش داده است اما مردان سیاست را چه غم که تاب و طاقت قشر جوان این سرزمین به انتها رسیده زیرا آنان سرگرم پست و مقام و حساب های ارزی خویشند و اوج فعالیت هایشان مصاحبه ای است همراه با وعده های پوچ .
طی سال جاری و همزمان با شیوع کرونا که یکی از پیامد های آن تعطیلی مدارس، دبیرستان، دانشگاه و سایر مراکز علمی و آموزشی بود و صدور فرمان تحصیل بصورت آنلاین و در فضای مجازی و صد البته بدون تامین امکانات لازم برای اجرای این طرح، خودکشی های ناشی از فقدان اینترنت و عدم توانائی حضور در اینگونه کلاس ها نیز در بین دانش آموزان ودانشجویان رشدی فزاینده یافت و مسئولان در واکنش به اینگونه روی دادهای تلخ مثل همیشه سیاست تکذیب را ادامه دادند و در مصاحبه های خود آن را به اختلافات خانواده گی مرتبط ساختند.
به سبب عدم توجه مسئولان امر در دولت جمهوری اسلامی ایران برای شناخت و دستیابی به راهکارهای لازم بمنظور پیش گیری و مقابله با علل اینگونه خودکشی هاست که هر روز بر ابعاد این فاجعه غم انگیز افزوده می شود تا بدانجا که براساس آمار اعلام شده فقط طی ده روز اول بهمن امسال بیش از۱۱ شهروند ۱۱تا ۲۸ سال در شهر ها و استان های مختلف کشورخودکشی موفق داشته اند که عبارتند از: ۱۰ بهمن: خودکشی ناموفق دختری از بالای پل عابر پیاده درنصیرشهر رباط کریم، ۹ بهمن: دو دختر ۱۳ ساله به نام های زهرا و فائزه به طور همزمان و به دلیل اخراج از مدرسه با مصرف قرص برنج در دزفول خودکشی کرده و جان باختند اما مسئولان دلیل خودکشی را تکذیب می کنند، ۹ بهمن: آتوسا ۲۸ ساله به دلیل فقر، بدهی و عدم توانائی در پرداخت اجاره بهای منزل در مشهد و از طریق حلق آویز خودکشی کرد، ۷بهمن: لیلا رضائی۱۱ساله و اهل شهر صحنه کرمانشاه به دلیل نداشتن تبلت برای تحصیل آنلاین خودکشی کرد و جان خود را از دست داد، ۷ بهمن: دو دختر۱۷ و ۱۸ ساله در شهرستان گرگان، با پریدن از روی پل عابر پیاده اقدام به خودکشی کرده و به بیمارستان منتقل شدند، ۶ بهمن: امیرحسین رنجبر نوجوان ۱۶ ساله ای در تبریز، با پرتاب خود از طبقه ششم ساختمان خودکشی کرد و جانباخت، ۶بهمن: دخترنوجوان ۱۵ ساله با نام یاسمن بیگزادە اهل شاآباد با خودکشی به زندگی خود پایان داد، ۶ بهمن: دختر۱۶ ساله ای بنام ”نرگس مروتی میرحصاری“ در شهرستان سرپل ذهاب با استفاده از “اسلحه پران “ به زندگی خود پایان داد، ۵بهمن: یک دختر ۱۳ ساله بنام ” مهسا “در گچساران با پرتاب خود از پل هوایی اقدام به خودکشی کرد و جانباخت، ۳بهمن: جوانی ۱۹ ساله بنام “توحید محمودی (مندولکانی)” اهل یک روستا درشهرستان سلماس با خوردن قرص به زندگی خود پایان داد.. آقای منصور کبگانیان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تائید گفته وزیر پیشین آموزش و پرورش مبنی بر خودکشی برخی از داوطلبان کنکور سراسری و ابراز نگرانی خود از ازدیاد آمار افسردگیها، خودکشی ها و اعتیاد داوطلبان کنکور می گوید: نمیتوانم آمار مربوط به این موضوع را « رسما اعلام کنم ». بی سبب نیست که در واکنش به انتشار خبرخودکشی همزمان چهار دختر نوجوان بابلی علیرغم تائید آقای علی عباسی مدیرکل پزشکی قانونی مازندران، اسماعیل ملاکریمی دادستان شهرستان بابل ضمن تکذیب اصل خبر، منتشرکنندگان خبر را به برخورد قانونی تهدید می کند. و ما می گوئیم:عدم توجه وناکار آمدی مسئولان جمهوری اسلامی ایران به گونه ای موجب بروز مشکلات و آسیب های جدی بر روح و روان همه شهروندان و مخصوصا کودکان و نوجوانان گردیده که هر روز شاهد رشد آمار این فاجعه هستیم چرا که مردان قانون در دولت جمهوری اسلامی ایران پیوسته با دعوت عمومی برای اجرای احکام اعدام در میدان های مختلف شهر و در برابر دیده گان همین کودکان دیروز و نوجوانان امروز، مبارزین و مخالفین خود را با انواع تهمت ها و اتهامات واهی به بالای چوبه دار می کشند و تشویق تماشاگران را طلب می کننند و این یعنی نقضی آشکاراز مواد ۳، ۲۲، ۲۵ از اعلامیه جهانی حقوق بشر و اهداف۳، ۵، ۱۶از سند۲۰۳۰ که باید پاسخگوی این فاجعه ملی باشند زیرا بنا برآخرین آمار ارائه شده توسط سازمان پزشکی قانونی ایران، خودکشی بروش حلقآویزی با میزان بیش۵۰٪ کل خودکشیها، مهمترین شیوه خودکشی در میان شهروندان بودهاست
فقط چند خط از دردنامه حمزه درویش زندانی سیاسی اهل سنت به گزارشگر ویژه حقوق بشر در سازمان ملل: نمیدانم می باید از ظلم ظالمان و بی عدالتی حاکمان به کجا شکایت کنم، خسته شدهام، دیگر تحمل شکنجهها و اذیتهای روحی، روانی و جسمی اینان را ندارم، روزانه صدها بار آرزوی مرگ میکنم، تهدید شده ام که اگر همکاری نکنی آرزو به دلت میگذاریم؛ تو را میکشیم و میگوییم که تو را کرونا کشته است؛ به تو هپاتیت وایدز منتقل میکنیم؛ تو را عقیم میکنیم؛ نمیگذاریم که سالم از زندان خارج شوی… حمزه درویش می گوید و می نویسد تا نه تنها صدای خود، بلکه صدای شهروندان به سطوه آمده ای باشد که آنان را ” اقلیت دینی “می نامند، می گوید و می نویسد تا بازتابی باشد از ظلم بی پایان دولت جمهوری اسلامی ایران در سرتاسر این جهان پهناور، می گوید و می نویسد تا فریادی باشد برای آنان که چشم بر ظلم ظالمان بسته اند و در برابر اینهمه بیداد ستم به خوابی عمیق فرورفته اند. پیروان اهل سنت ایران که به روایت غیر رسمی۱۰% جامعه را تشکیل می دهند، در سایه سیاه و بلند دولت است که با تعمد به حاشیه رانده شده اند، حاشیه ای که هیچ آرامشی در آن نیست، محدودیت تبلیغات دینی، حصرهای استانی و محرومیت اقتصادی اجباری در این مناطق تنها گوشه ای ازدردهای بزرگ اهل سنت ایران است، آنان نه اجازه دارند که مدرسه دینی مستقل داشته باشند و نه می توانند ائمه جمعه و روحانیون مساجد را خودشان انتخاب کنند یعنی نقض قانون اساسی ایران است که در اصل ۱۲آن آمده است:
مذاهب اهل سنت، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در مناسک خود آزادند اما دریغ که آنها کمترین آزادی را هم در مسائل مذهبی خود ندارند تا جایی که در شهر بزرگ تهران حتی مسجد هم برای خیل عظیم شهروندان سنی مذهب ساکن تهران وجود ندارد و حتی در مناطقی هم که همه اهل سنت هستند اجازه نمی دهند امام جمعه از خودشان باشدو اینچنین است وضعیت پیروان اهل سنت در استان های کردستان، کرمانشاه، اهواز،بلوچستان و دیگر شهرهای سنی نشین که روز به روز در سایه شوم دولت ،فقیرتر، ضعیفترو کم رمق تر از روز پیش میشوند. اعدام های گروهی با نام و اتهام “گروهک های ضاله مذهبی” یکی دیگر از سیاست های دولت جمهوری اسلامی ایران بر علیه اهل سنت است که اجرا می شود و چه بسیارند زندانیانی که هیچ گونه مدرک، شاهد و یا دلیلی برای اثبات مجرم بودنشان وجود ندارد و با انگیزه سیاسی و انتقام جویانه بر سر دار می روند از جمله آقایان حمید راست بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش که ۱۱ دیماه در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شدند، یاد آور می شویم که عمده اعدام های این گروه از هموطنان بدون رعایت تشریفات قانونی جمهوری اسلامی ایران اعم از داشتن حق وکیل، حق استفاده از مرخصی و حتی بدون حق ملاقات آخر با خانواده هایشان انجام می شود، علاوه بر زندانیانی که در زندانند و زیر حکم اعدام، زندانیانی که هرلحظه در انتظار تصمیمی دیگر و اتهامات نوینی دیگر از سوی آنانی هستند که بی هیچ دلیلی و برهانی متهم می سازند و حکم صادر می کنند مثل مصطفی هلالی، شهروند سنی مذهب اهل اهوازکه ۱۳دی از بابت اتهامات امنیتی توسط دادگاه انقلاب به ۱۴ سال حبس تعزیری محکوم شد و یا انتقال بی دلیل محمد سمیع خاده زندانی اهل سنت از بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان ارومیه در ۱۷ دی ویا بی خبری مطلق از وضعیت، مکان و حتی دلیل بازداشت شهروندان اهل سنت از جمله محسن کرد روپس و عبدالستار شه بخش و اسماعیل خارکوهی در زاهدان است که توسط نیروهای وزارت اطلاعات صورت گرفت، یا سنی مذهبانی که بیشتر “شافعی” و “حنفی” مذهب هستند و اندیشه هایی نظیر”سلفی” در بین آنها پایگاهی نداشته و ندارد اما به ” سلفیگری” متهم می شوند و…. مثل آقایان امانالله بلوچی و عبدالرحیم کوهی، زندانیان اهل سنت بلوچ که با اتهامات سیاسی و امنیتی، در آستانه اعدام قرار گرفته اند و یا سایر زندانیانی که با حکم ضد بشری اعدام در انتظارشان است. نکته تاسف بار کم توجهی اکثر مراجع حقوق بشری و فعالین مستقل حقوق بشر و حتی گزارشگر ویژه سازمان ملل، به نقض حقوق این افراد در ایران است که با استناد به منظور و اهداف مورد تأکید در ماده ۱۰منشورجهانی حقوق بشر و عدمپایبندی دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون ها و معاهدات جهانی در قبال حقوق پیروان ادیان، توجه هرچه بیشتری را هم نیازمند است. ما با اشاره ای کوتاه به مواد ۲، ۳، ۷، ۱۸و ۱۹ از اعلامیه یاد شده و ابرازنگرانی از اعمال هر روزه چنین تضییعاتی، بار دیگر تکرار می کنیم که :
دولتمردان جمهوری اسلامی ایران حقوق انسانها را بطور مستمر و برنامه ریزی شده نقض کرده
و زندگی این طیف از شهروندان را در کشور خودشان روز به روز سخت تر و پیچیده تر کرده اند.