اطلاعیه ۱۴۰۲ نمایندگی منطقه شمال آلمان با موضوع فقر در جامعه و نقض حقوق شهروندی

فقر، حاصل عدم رعایت حق شهروندی و امنیت زندگی  

ایران در سال ۹۹ در شاخص فلاکت بین ۹۵ کشور دنیا در رتبه ۹۱ قرار گرفت.
به سخره گرفتن علم اقتصاد،عدم بکارگیری کارشناسان و متخصصین مجرب و کارکشته در مسئولیتها، فاجعه ای بنام آقازاده، ژن خوب، اختلاس، در دولت جمهوری اسلامی ایران، مسیر اقتصاد کشور را به دره ای بنام فقر کشانده است.تا جایی که امروزه مردم از فرط فقر و نداری روزو شب خود را به سختی سپری میکنند: ناامید، خسته، گرسنه، سردرگم از آینده نامعلوم
خسارات به بار آمده از ۸ سال جنگ در دهه ۶۰و هزینه های برای حمایت از گروه هاینیابتی در کشورهای یمن، سوریه، عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و … توسط دولتمردان ایران وتحریم های حاصل عدم مدیریت صحیح در امر سیاست توسط جامعه جهانی، و دخالت و ورود روحانیون و نیروهای سپاه به امر سیاست و بازار و عملا لیجاد امکان رانت خواری در دهه دوم، قاطبه مردم را ترغیب کرد تا تحت تاثیرشرایط اقتصادی و جو روانی بوجود آمده برای حفظ و افزایش سرمایه های ریز و درشت خود آنها را وارد فعالیت های غیر مولد کنند.دولتها نیز یکی پس از دیگری بدلیل ضعف عمده در تصمیمگیری ها، ناتوان از هدایت نظام اقتصادی به مسیر درست بودند بنابراین فرهنگ دلالی و واسطه گریرا در کشور رواج داده و سرمایه ها سر از خرید و فروش کالا، مسکن و ملک در آوردند. فشار تحریمها که تماما تحمل آن بر دوش مردم بود و از طرفی اختلاس های سرسام آور و خسارات خرابی بی مدیریتی مسئولان نقدینگی، خزانه را در حد وضعیت قرمز کشاندبه همین سبب ایدئولوژی مدیران کارنابلد مجددا برای جبران این کسری بودجه به فکر خالی کردن جیب مردم افتاد و با تبلیغ و دانه پاشیدن سرمایه های ناچیز و یا تمامی اندوخته های مردم به سرمایه گذاری در خرید و فروش  سکه و طلا ، ارز و دست آخر بورس کشانده شد. ثمره این حضور برای گروه(مسئولان،آقازاده ها و ژن های مثلا خوب)که به مراکز قدرت و تصمیمگیری نزدیکتر بودند موجب تکثرثروت شد ولی گروهی دیگربنام مردم  که در اینکار بی تجربه بودند همین اندک سرمایه هایشان را هم از دست دادند وجز حسرت و افسوس چیزی نسیبشان نگشت. سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایرانضمن تاکید بر لزوم ثبات سیاستهای مالی و پولی به استفاده از کالاهای داخلی، حضور در سرمایه گذاری های مولد مانند تعاونی ها، بورس و ترویج فرهنگ کار جهادی و تعاون توصیه میکند.تیرماه ۹۹حسن روحانی رییس جمهور به مردم تاکید دارد  مسئولان بورس مراقب سرمایه های مردم هستند و سرمایه گذاری در بورس را تبلیغ و تشویق میکند. شهریور۹۹
تنها چند ماه پس از این صحبتها و هجوم مردم به سرمایه گذاری در بازار بورس:
افشین حیدریان کارمند بانک اهل ایلام به دلیل زیان در بورس  بر اثرفشار روحی روانی فراوان ابتدا پسر و همسر و دخترش را به قتل میرساند و متعاقبا پس از حضور در بانک با اسلحه شکاری خودکشی میکند بهمن ماه ۹۹
گروهی از سهام‌داران بازار بورس تهران با تجمع مقابل این سازمان شعار «‌مرگ بر مفسد اقتصادی» سر می دهند و دریغ از پاسخ از محسن قالیباف اصل رییس سازمان بورس.دی و آبان ۹۹
دولت شاید بتواند بطور مقطعی از این روشهابهاداره نیم بند کشورادامه دهداما بحران عظیمی موجبشده تا کارخانجات و بنگاههای اقتصادی، بانکها، بیمه ها و سازمان های حمایتی و بازنشستگی  به ورشکستگی کامل نزدیکتر شوند. برای اقشار کم درآمد هم که هر لحظه قیمت نیازهای اولیه زندگیشاندر حال افزایش است و همزمان باید با  بیکاری و بیماری هم بدون حمایت های دولتی مبارزه کنند.حسن روحانی :اقتصاد کشور بخوبی اداره شده .سه گل زده و یک گل خورده.وزیر کشور:وضعیت اقتصادی کشور به سمت مطلوب حرکت میکند.معاون رئیس جمهور: در روزهای پایانی جنگ یک جانبه اقتصادی هستیم.
دولتمداران سالهاست که تمام ناکارآمدی ها و ناتوانیشان در رفع مشکلات اقتصادی جامعه را بگردن تحریم های خارجی  می اندازند ، چنانکه گوئی اقتصاد مملکت تنها توسط اجانب اداره میشود و دولت در بوجود آمدن یا نیامدن آنها نقشی ندارد
باید بدانیم :چیزی که دلیل اصلی بروز معضلات بوده و هست، نحوه سیاست گذاری داخلی و خارجی دولت است که ثمره امروز آن علاوهبر منافع ملی، امنیت کشورمان را هم با تهدید جدی مواجه کرده واقتصادمان را به مرحله فروپاشی کشانیده.
دولت بر حسب اصل ۳ بندهای ۹ و ۱۲ قانون اساسی متعهد بوده که اقتصادرا بطوری پی ریزی کند که همه مردم بطور عادلانه از رفاه برخوردار و از فقر و انواع محرومیت ها دور شوند .اما  چهار دهه بی برنامگی دولتمردان،رفاه و آسایش را که یکی از اصلی ترین نیاز هرجامعه است از مردم کشورمان دریغ کرده وأنها را درراهفقر، محرومیت، رنج و مشکلات معیشتی تنها رها کرده است .
اعضای کانون دفاع ازحقوق بشر در ایراننقض آشکار حقوق جمعی مردم کشور را بر اساس  بندهای ۹ و ۱۲ اصل  ۳ و اصل ۴۳ قانون اساسی و همینطور ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و اهداف ۳، ۲، ۱ و ۸ سند ۲۰۳۰ یونسکومحکوم کرده و از کلیه مدافعان حقوق بشر و محافل بشر دوستانه میخواهیم تا درقبال حقوق از دست رفته مردم سرزمینمان از آنها حمایت کرده و معترض باشیم.

1402

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نمایندگی منطقه شمال آلمان

اطلاعیه ۱۴۰۳ کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی با موضوع باز هم نقض حقوق و کشتار در سراوان (جان برای نان)

نقض حقوق و کشتار، این بار در سراوان -جان برای نان

نانهای آغشته به خون سوختبران بلوچ، کولبران کُرد، شوتیهای لرستان همراه با رنج و کشتار بی رحمانه آنان ادامه دارد .
همچنان در مورد اقوام ایرانی، بویژه درباره هموطنان بلوچ و کرد ادامه دارد.قیام مردم بلوچستان نیز آغاز شد وقتی چهره معصوم حسن محمد زهی، نوجوان ۱۳ ساله بلوچ با گلوله آتش به اختیاران دولت در خون نشست یادآوری بود از صورت گلگون نوجوانانی که در قیام آبان ماه ۹۸ جان باختند و عزم مردان دلیری که در این قیام قهرمانانه جان باختند، نمادی بود از سرسختی، صبوری و مقاومتشان در مقابل سختیها، ناکامی ها
و همه نداشته هایشان در طول زندگی کوتاهشان.هرچند جمهوری اسالمی ایران در کشتن مرز نشینهای ایران سابقهای طوالنی دارد، اما اینبار کشتن چندین جوان سوختبر موجب اعتراض گسترده مردم شد، اعتراضی که با گذشت هفته ها، همچنان در سراوان و چند شهرستان دیگر از استان سیستان و بلوچستان ادامه داشته، شهر و اهالی آن را در آتش خود میسوزاند.
نیروهای نظامی سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان، با بستن مسیرهای سوختبری و حفر چالههای بزرگ در نقاط صفر مرزی از تردد سوختبران بلوچ ممانعت کردند و در ادامه، شماری از سوختبران با حضور مقابل پایگاه سپاه در این منطقه مرزی، خواستار بازگشایی مرز و اجازه تردد شدند اما نیروهای سپاه پاسداران با شلیک گلوله های مرگ زا به درخواست آنان پاسخ دادند و در نتیجه تعدادی از آنها در دم جان باختند.

گزارشها حاکی از کشته شدن دستکم۴۰ سوخت بر و یکصد تن زخمی است و برای ممانعت از انتشار اخبار این کشتار جمعی، اینترنت سراوان قطع و راههای ارتباطی با این شهرستان را نیز مسدود کردند تا قتل عام اهالی با آسودگی انجام شود از جمله: یحیی گنگوزهی، عبدالرحمن شهرسان زهی، عبدی شهرسان زهی فرزند بهارشاه، سلمان شهرسان زهی، رحمان بخش دهواری، عبدالوهاب دامنی، انس صاحب زاده، عبدالغفور توتازهی، محمد میربلوچزهی، محمد نصرت زهی ۱۷ ساله درحالیکه آقا زادهها، ژن های خوب!؟ و دیگر اسامی یا اصطالحاتی که در مورد فرزندان روحانیون، سرکردگان سپاه و مسئولین دولت جمهوی اسالمی ایران مورد استفاده قرار می گیرد، هر روز بیشتر از روز قبل به غارت و چپاول مردم مشغولند و مردم ستمدیده نیز روزانه و بطورآشکار شاهد آنند، سفره شهروندان منطقه هر روز خالی تر از روز قبل می شود و محرومیت هایشان نیز بیشتر و بیشتر می گردد.

ما اعلام می کنیم تا مردم ایران و جامعه جهانی بدانند که:

نیروهای انتظامی به ویژه سپاه پاسداران با نقض ماده ۳ منشور جهانی حقوق بشر خودسرانه سلب حق حیات می کند و دولت جمهوری اسالمی ایران بدون توجه به اصل ۳ و بندهای ۹ و ۱۲ قانون اساسی دولت جمهوری اسالمی ایران و ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر را نادیده گرفته است و شهروندان را از یک زندگی با استانداردهای مورد قبول برای تامین نیازهای اولیه و حق برخورداری از تامین اجتماعی و خدمات اجتماعی در زمان بیکاری ، بیوگی ، سالمندی و بیماری علیرغم اینکه از امضاء کنندگان این سند معتبر بین المللی می باشد،محروم ساخته است.ما از نهادهای بین المللی،سازمان های حقوق بشری و آزادیخواهان میخواهیم که در مقابل این سرکوب، کشتار و نقض حقوق انسانی واکنشی درخورتوجه داشته باشند.

۱۴۰۳

 کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایران

زبان قدرت و زبان آزادی و ویژگیهایشان، با حضور آقای جهانگیر گلزار و خانم سپیده پورآقایی

بررسی خشونتهای خانگی و راهکار جهت کنترل فاجعه در آینده، با حضور دکتر رضوان مقدم و دکتر میترا بابک

اطلاعیه ۱۴۰۴ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع جان برای نان و عدم حق امنیت زندگی برای کودکان در بلوچستان و سیستان

جان برای نان!!!؟ و عدم حق امنیت زندگی برای کودکان ما

سوخت بران در شرق ایران برای ارتزاق زندگی، کشته میشوند و مسئولینی که چشم بسته فرمان آتش میدهند ؛ تا کودکانی سایه پدر را در دریای بیرحمی گم کنند و سهم ثروت ملی (معادن، طبیعت، نفت، گاز و …) برای رفاه و تامین نیازهای کودکان بلوچ در هیچ رسانه ای عنوان نمیشود و نماینده این استان علیم یار محمدی هم از فقر و بیکاری و بی توجهی به این استان مرزی گله مندانه بیان میکند که زیر ساخت این منطقه با فقر عجین شده است و مردم  در صعنت و کشاورزی هیج سهمی ندارند و برخی کارها مانند سوخت بری گزینه یست که مردم برای نجات از گرسنگی ناچارا به آن سر میگذارند تا  حداقل خانواده اشان از گرسنگی تلف نشوند .
نرخ بیکاری در قصرقند و نیکشهر حدود ۶۵ درصد و در چابهار و زاهدان در مرز ۴۰ درصد است. سیستان و بلوچستان حدود ۳ میلیون نفر جمعیت دارد.
بیکاری در قسمت هایی از سیستان و بلوچستان بیداد میکند .کسب درآمد سوخت بری با گلوله جواب میگیرد و راه قاچاق راهم قانون تعیین میکند و مردمی که در میدان با تکلیفی نامشخص جان خود را از دست میدهند. ولی چرا دولت در سامان دهی این معضل جانکاه خاموش و نظاره گراست؟
صندوق بین‌المللی پول در گزارشی پیش‌بینی کرده است که نرخ بیکاری در ایران در سال ۹۹ نسبت به سال قبل از آن ۲.۷ درصد افزایش خواهد داشت و به ۱۶.۳ درصد خواهد رسید.
این تصاویر اعدام شدگان پدران چند کودک است؟
آیا برای کودکان بی پدر که برای حق زندگی کودکانشان سوخت بری را انتخاب کرده و یا میکنند چاره ای اندیشیده میشود ؟
و یا فقر و بیکاری قراردادی است که با این استان تا به ابد بسته شده است ؟
محمد شهرسان زهی فرزند کاهم داد، عزیز شهرسان زهی ۱۶ ساله فرزند لهداد اهل شهرستان مهرستان و محمد درزاده فرزند عبدالغفور ساکن روستای دزک از توابع شهرستان سراوان در رابطه با اعتراضات سروان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت میشود و گروهی از مردم شهرستان سراوان در اعتراض به کشته و زخمی شدن تعدادی از سوختبران، ‌در مقابل ساختمان فرماندار این شهرستان جمع میشوند که اعتراض خود را به دستگیرها و تبعیض وفشار امنیتی اعلام کنند که این تجمع اعتراضی با مداخله نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شده و پاسخ حق امنیت و رفاه و رفع فقر و بیکاری و تبعیض در این استان  با هجوم نیروهای مسلح داده میشود.
با اعلام کمپین فعالین بلوچ در تیراندازی نیروها مسلح به مردم بی دفاع این منطقه و گروهی از سوختبران، دستکم ۱۰ شهروند بلوج کشته و ۵ نفر زخمی میشوند.
روپرت کالویل، سخنگوی کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در جلسه ای در ژنو خواستار تحقیقات درباره کشته شدن سوختبر ها در استان سیستان و بلوچستان ایران شد. کالویل می‌گوید که حداقل ده‌ها نفر و شاید بیش از ۲۳ نفر از کسانی که سوخت حمل می‌کردند و معترضان اخیر که از قوم بلوچ هستند در استان سیستان و بلوچستان ایران در اثر اقدامات خشونت بار نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران کشته شدند.
ما معتقدیم که دولت جمهوری اسلامی ایران به قوانین و تعهدات خود در جامعه جهانی و قانون اساسی خود احترام گذاشته و حقوق شهروندی را رعایت کند و عدم رعایت این حقوق را بشرح زیر اعلام میداریم:
طبق کنوانسیون  حقوق کودک : ماده ۳ (نفع کودک ) ماده ۴ (وظایف دولتها) ماده ۶ (حق زندگی) و اعلامیه جهانی حقوق بشرماده 6 (ارزش انسانی در همه جا )
و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: اصل سوم بندهای ۳، ۴، ۹، ۱۲، ۱۴ و ۱۵ و اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله ‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود/ از این رو تامین حق رفاه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مردم استان سیستان و بلوچستان از وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران است تا کودکان این منطقه پدرانشان را برای کسب نان و زندگی از دست نداده و شاد و سالم با خانواده خود سرود زندگی را بخوانند.

1404

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

اطلاعیه ۱۴۰۷ کمیته دفاع از محیط زیست با موضوع هشدار، تالاب ها و محیط زیست ایران در خطر نابودیست

هشدار، تالاب ها و محیط زیست ایران در خطر نابودیست

قرار گرفتن ایران از لحاظ جغرافیایی در شیب و برخورداری این کشور از هزاران کیلومتر ساحل دریا در شمال و جنوب و همچنین برخورداری از پهنه های وسیع بیابانی با خاک‌های غنی، باعث شده است  که ایران در فهرست کشورهای دارای بیشترین تنوع تالاب در جهان قرار بگیرد .  از ۴۲ نوع تالاب شناخته شده در جهان، ۴۱ نوع آن در ایران وجود دارد و از ۱۴۰ تالاب موجود در ایران که در فهرست آیین نامه ماده یک قانون حفاظت، احیاء ومدیریت تالاب‌های کشور ثبت شده است، مساحت ۳۶ تالاب بیش از ۱۰۴ میلیون هکتار است.
مدیریت همه این تالاب ها را سازمان حفاظت از محیط زیست برعهده دارد.تالاب های ایران علاوه براینکه زیستگاه صدها گونه گیاهی و جانوری و پناهگاهی امن برای جانواران کنار آبزیهستند، کارکردهای ارزشمند اکولوژیکیازجمله، کنترل سیلاب ها،جلوگیری از فرسایش خاک و تامین آب‌های زیرزمینی دارند.با اینکه تالاب ها جز اراضی ملی محسوب می شوند و طبق کنوانسیون ها و معاهدات محیط زیستی هیچ کس حق دخل وتصرف و نقل و انتقالاین تالاب ها را ندارد، اما متاسفانه تالاب های ایران نیز همچون رودخانه ها، جنگل ها، کوهها و …از پدیده زمین خواری در امان نمانده اند.
بر خلاف کنوانسیون رامسر و به باور حامیان و کارشناسان محیط زیست، فاجعه بارترین رخداد محیط زیستی که موجب اختلال در چرخه طبیعت و اکوسیستم های منطقه ای می گردد،واگذاری تالاب ها که جز منابع ملی میباشند را به سازمان و یا ارگان های دولتی نمایند.
در هفته های اخیر اقدام اداره ثبت استان گیلان به صدور سند تالاب انزلی به نام وزارت نیرو باردیگر محافل حامی محیط زیست را در شوک فرو برد .
اما خبر بدتر اینکه گفته می شود وزارت نیرو در تلاش است تا ۴۲ تالاب دیگر را نیز به نام خود سند بزند، موضوعی که  با مخالفت سازمان جنگل‌های، سازمان حفاظت از محیط زیست، سازمان منابع طبیعی و همینطور واکنش منفی برخی از فعالان محیط زیستی همراه بوده است .
کارشناسان براین باورند در صورت واگذاری تالاب های کشوربه وزارت نیرو،نه تنها مشکلات رعایت حق آبه و حفاظت از حد و حدود اراضی تالاب ها حل نمی شود، بلکه با اقدام قابل پیش بینی وزارت نیرو به اجاره وفروش بستر تالاب ها، رفته رفته تالابهای کشور به سمت نابودی سوق داده می شوند  و یکی از مهمترین منابع آبی کشور دچار فاجعه ای جبران ناپذیر می شود.بسیاری از دلسوزان محیط زیست با توجه به سابقه وزارت نیروها درخصوص اجاره حریم و بستر رودخانه‌ها نگرانند که مبادا چنین تصمیماتی هم در مورد تالابهای کشور از جمله واگذاری و اجاره بخش‌هایی از آنها از سوی این وزارت خانه اتخاذ شود.در پی اقدام محتمل و البته مسبوق به سابقه وزارت نیرو در خشک کردن بخش هایی از تالاب ها به منظور اجاره آنها به اشخاص و سازمانهای ثالث ، مساحت این تالابها به طور قابل توجهی کاهش و متعاقب آن حقابه آنها که براساس مساحت تالابها  تعیین می شود کاهش خواهد یافت و این یعنی فاجعه ای جبران ناپذیر برای این گهواره های طبیعی زمین .
وزارت نیرو در سالهای گذشته در انجام وظایف اصلی خود همچون رعایت حقابه تالاب ها و تعیین مرز و حدود اراضی آنها بسیار ضعیف عمل کرده است بطوریکه در پی تصمیمات نابخردانه مسئولان این وزارت خانه،بیش از نیمی از تالاب های مهم ایرانمانند تالاب انزلی، کجی نهبندان، گاوخونی، میانگران، شادگان، میقان، اینچه، هامون، میانکاله و تالاب جازموریان و … در آستانه خشک شدن و تبدیل شدن به کانونهای  گرد و غبار  قرار گرفته اند، بنابراین با توجه به کارنامه وزارت نیرو چطور می توان  به این وزارتخانه اعتماد کرد تا از موجودیت تالاب های ایران که نقشی حیاتی در اکوسیستم گیاهی و جانواری دارند صیانت کند . سوال مهم این است که:
با توجه به مطالب پیش تر ذکر شده، چرا باید برای منابع طبیعی کشور سند صادر و این سرمایه های ملی به سازمانی … واگذار شود؟
کمیته دفاع از محیط زیست همصدا با فعالان همیشه در خطر محیط زیست ایران با محکوم کردن اینگونه اعمال سودجویانه اعلام میدارد: با استناد به کنوانسیون رامسر و هدف پانزدهم از سند۲۰۳۰ یونسکو در رابطه با حفاظت، احیاء و استفاده پایدار از جنگل ها، تالاب ها، کوه ها و نواحی خشک، دولت جمهوری اسلامی ایران باید هرچه سریعتربرای جلوگیری از ثبت سند تالاب ها به نام وزارت نیرو یا هر ارگان دیگر و واگذاری و فروش اراضی ملی  اقدام کند .

1407

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از محیط زیست

اطلاعیه ۱۴۰۸ کمیته دفاع از محیط زیست موضوع باغ وحش های ایران؛ پناهگاه یا کشتارگاه

باغ وحش های ایران؛ پناهگاه یا کشتارگاه؟

اهداف راه ‌اندازی باغ وحش‌ های استاندارد در جهان حفظ گونه‌های درمعرض خطر انقراض است. دامپزشکان با این استدلال که «باغ‌‌ وحش ‌های استاندارد، یکی از مهم ‌ترین پایه‌های حفاظت از حیات ‌‌وحش هستند و در این فضاها متخصصان یاد می‌گیرند که چگونه با این حیوانات باید رفتار کنند» موافق وجود این مراکز نگهداری حیوانات هستند، ولی فعالان محیط زیست معتقدند که باغ‌ وحش ‌ها سود‌ مالی چندانی ندارد؛ در نتیجه رعایت استاندارد‌ها در این مراکز حتی اگر فرض را بر قاچاق نبودن حیوانات بدانیم، محل سؤال است.
باغ‌ وحش ‌داری در تمام دنیا همیشه با شائبه قاچاق حیوان روبه ‌روست. تجارت حیوانات چهارمین تجارت سیاه دردنیاست.

باغ ‌وحش‌ها با زاد آوری گونه ‌های در اسارت، به تجارتی دست می ‌زنند که ورود و خروجشان هیچ شفافیتی ندارد.
این مسئله در ایران بسیار حاد‌تر است.
هیچ سامانه و نظامی برای نظارت بر تعداد حیواناتی که به دنیا می‌آید و به چه دلیلی می‌میرد، وجود ندارد. ابتلا به آرتروز، افسردگی، زخم معده، شکستگی استخوان و در‌رفتگی مفاصل و… فقط مربوط به انسان‌ها نمی‌شود. سایر گونه‌های جانوری نیز به این بیماری‌ها مبتلا می‌شوند اما این بیماری‌ها عموما حاصل اسارت آنها در باغ ‌وحش ‌هایی است که انسان برای سرگرمی و تجارت ساخته است.
حکایت باغ‌وحش‌های ایران کاملاً با استاندارد‌های جهانی متفاوت است.
خبرهایی که از باغ وحش‌ها انتشار پیدا می‌کند، اصلا امیدبخش و رضایت بخش نیست و سازمان حفاظت محیط‌ زیست که متولی صدور مجوز برای باغ‌وحش‌هاست موضع کج ‌دار و مریز با مرگ‌ومیرها و بیماری‌های فراگیر در باغ‌وحش‌ها دارد.
کشته شدن ماده ببر باغ‌وحش تهران بر اثر حمله ببر نر بدلیل عدم نظارت کافی مسئولین باغ وحش،بیماری هیرمان شیر نر ایرانی باغ وحش ارم،
کشته شدن شامپانزه ۱۸ ساله باغ‌وحش ارم نیز بر اثر درگیری با برادر و پدرش که بدلیل شرایط نامطلوب نگهداری دچار بیماری روانی شده بودند و به همدیگر حمله می کردند،
ماجرای مشمشه «عفونت تنفسی»در باغ‌وحش مشهد که باعث مرگ ۷ ببر شد،
مرگ «رامبو» خرس سیاه آسیاییدر باغ‌وحش شیراز بر اثر گزش مار،
شیرآزاری در باغ وحش شیراز توسط کارگرآنجا همچنان بی‌جواب مانده است.
از دیگر موارد عدم رعایت پروتکل های نگهداری حیوانات می توان به:
استفاده از فنس های تروماتیک در باغ وحش صفادشت ملارد که به دندانهای حیوانات آسیب می زند،
استفاده از سیمان برای بستر حیوانات که بسیار آسیب رسان است،
اعطای مجوز لمس حیوانات به بازدیدکنندگان در ازای دریافت هزینه ی بیشتر،
کتک زدن حیوانات و یا جدا کردن زود هنگام توله ها از مادرشان بمنظور رام کردن آنها، نگهداری گروهی حیوانات انزواطلب مثل پلنگها و نگهداری انزوایی حیوانات گروهی مثل شیرها،
استفاده از علوفه های گاوی و گوسفندی برای تغذیه ی زرافه ها که باید از برگ درختان خاص و در ارتفاع بچرند نه روی زمین،
انتقال غیراصولی حیوانات و زنده گیری نادرست آنها اشاره کرد.
همصدا با فعالان همیشه در خطر محیط زیست ایران ما نیز با محکوم کردن اینگونه اعمال سودجویانه اعلاممیداریم که:
۱ . خواهان متوقف کردن روند از دست رفتن تنوع زیستی هستیم
۲. عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران در جهت حفظ حیات وحش و تنوع زیستی کشوررا محکوم می نمائیم.
۳ . خواهان اقدامات جدی و نظارت بیشتر دولت و فعالان محیط زیست بر عملکرد ضعیف و اسفناک مسئولاندر مقابل حیوانات اسیر در باغ وحش های ایران انجام دهد،

1408

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از محیط زیست

اطلاعیه ۱۴۱۰ نمایندگی منطقه جنوب آلمان با موضوع روز جهانی کارگر

در کشورهای جهان،اول ماه می را به عنوان روز جهانی کارگر، جشن میگیرند. اما در ایران!؟

در حال حاضر ۲۶ میلیون کارگر در ایران، در بخش صنعت، معدن، خدمات، کشاورزی، خدمات اداری، خدمات شهری، بانکی و …، مشغول به کار هستند.
اما در حالی به استقبال جشن روز جهانی کارگرمیرویم که علاوه بر عدم امنیت شفلی در صورت اخراج، متاسفانه بخش عمده ای از این جمعیت در زمرۀ بیمه شدگان اجتماعی و درمانی قرار نمیگیرند. این در حالیست که امنیت جانی در محل کار و تأمین هزینه درمان در صورت بروز حادثه، یکی از اساسی ترین مواردی است که همواره نادیده گرفته می‌شود و ظلم آشکار و نقض حقوق این کارگران است. و در یکسال اخیر که در روزهایی که مردم با مشکلات عدیده ویروس کرونا و تعطیلی طولانی‌مدت بدون دریافت هرگونه حقوق و دستمزد دست و پنجه نرم میکنند، که سایه‌ی سنگین شوم فقر را بیش از پیش بر زندگی این قشر زحمتکش تحمیل می‌کند، بسیاری از صنایع و کارخانجات و تولیدی‌های کوچک و بزرگ به انحاء مختلف از رکود این دوران متأثر و در نتیجه کارگران این واحدها خانه‌ نشین شده‌اند.
متاسفانه هیچگونه  حمایتی هم از دولت، بیمه و کارفرما دریافت نمی کنند و همواره مورد ظلم و تبعیض قرار می‌گیرند.
سالانه تعداد بسیار زیادی از کارگران در حوادث شغلی جان خود را از دست میدهند، که  حتی در رسانه ها نیز مطرح نمیشود و این مرگ خاموش در سایه تاریک عدم امنیت محل کار هر سال بیشتر میشود.
فقط در نیمه اول سال ۹۹، تعداد ۸۹۸ فوتی ثبت شده که  ۳۵۴ مرگ بر اثر سقوط بوده است ،
و با این که تنها یک سوم کارگران بخش صنعت و معدن شامل کارگران بیمه شده هستند، اما بیش از نیمی از حوادث منجر به فوت کارگران در این بخش اتفاق می‌افتد.
همچنین کولبران و سوختبران که بخش بزرگی از حوادث کارگری را تشکیل میدهند، نه تنها کاری در جهت امنیت آنها صورت نمیگیرد، بلکه بخشی از آنها توسط ماموران دولت کشته میشوند. در جایی که این گروه محق آموزش و داشتن تشکلی جامع و مستحکم هستند.
باز هم متاسفانه شاهد آن هستیم  که  به دلیل کمبود یا عدم امکانات بهداشتی، امنیتی در کارگاه‌ها و نبود تشکلی کاربردی به منظور آگاهی رسانی وآموزش، روند وضعیت سلامتی کارگران با خطری روزافزون روبروست.
با وجود این که خط فقر برای یک خانواده سه نفره، نه میلیون تومان در نظر گرفته شده، حقوق کارگران به زحمت به سه میلیون تومان میرسد، و این باعث میشود که زنان و مردان کارگر ساعات بیشتری را کار کنند. نبود زمان کافی برای استراحت و رفاه و نداشتن حداقل امکانات زندگی، سلامتی آنها را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد.
طبق مقوله نامه‌های بنیادین شماره ۸۷ و ۹۸ سازمان بین‌المللی کار ILO  که ایران هم عضو آن میباشد، کارگران آزادند تا تشکل‌های کارگری تشکیل دهند، در آنها عضو شوند و فعالیت کنند اما متاسفانه دولت جمهوری اسلامی ایران در پی ایجاد موانع بیشمار، مانع شکل گیری تشکل‌های کارگری میشود و کوچکترین اعتراضات معیشتی و حق خواهی با سرکوب شدید مواجه می‌شوند.
اساسأ مطالبات اصلی کارگران که شامل حق تشکل، دستمزد و امنیت شغلی میباشد هرگز بصورت کاربردی در زمره اهداف و برنامه های دولتمردان و رؤسا قرار نگرفته است و عدم تطابق و هماهنگی در قسمت‌های مختلف موجب شده ابتدایی‌ترین نیازهای کارگران تبدیل به معادله‌ای مجهول و بی جواب گردد. و سالهاست کارگران زندانی و مدافعان حقوق کارگری در زندانهای ایران در شرایط غیراصولی بازداشت، شکنجه میشوند.
در همین راستا ما ضمن پافشار بر ایجاد سندیکا ها و تشکل های کارگری، خواهان آزادی فوری و بدون قید شرط کلیه زندانیان کارگری و عقیدتی می باشیم و خواهان احترام به قوانین بین المللی و به ویژه رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر به ویژه مواد:
۳ماده (حق حیات و امنیت زندگی برای همه)، ماده ۴: (برده داری ممنوع)،ماده ۲۳: (حق امنیت کار) ماده ۲۴: (حق استراحت و فراغت) و رعایت اهداف ۱۷ گانه سند ۲۰۳۰ یونسکو به ویژه هدف ۱ و ۲ (پایان دادن به فقر در تمامی اشکال آن در همه جا) میباشیم و یادآور میشویم که برای موفقیت و رشد جامعه ایران نیاز به رعایت قوانین بین المللی و احترام حقوق ذاتی و شهروندی این فشر زحمتکش میاشد.

1410

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نمایندگی منطقه جنوب آلمان

اطلاعیه ۱۴۱۲ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع عدم امکانات و شرایط تحصیلی کودکان

سطح سواد یک جامعه با میزان رفاه و پیشرفته بودن یک جامعه رابطه‌ی مستقیم دارد.

وضعیت اقتصادی واجتماعی والدین در یک جامعه عامل مهمی‌درموفقیت تحصیلی ویا عکس ان ترک تحصیل دانش اموزان به حساب میاید ، در اذر ماه ۱۳۹۹ اماربازماندگی ازتحصیل دانش‌آموزان در برخی از مناطق به مسؤلین مربوطه دروزارت آموزش وپرورش هشدارهای لازم را نشان میدهد که این معظل اجتماعیی واقتصادی به چه میزان خطرناکی صعود کرده ، به طوری که استان خراسان رضوی با ۴۰ هزار ترک‌تحصیل دانش اموزی ، رشدی ۳۰۰ درصدیرابه خود اختصاص داده که به گفته ناظران مستقل، آمار واقعی به‌مراتب بیشترازاین میتواند باشد.

بنابر گزارش سازمان بین‌المللی کار، درجهان ۱۳۰ میلیون و در ایران ۴۱۰هزار کودک کار داریم که حدود هشت هزار نفر آنان در اصفهان و پنجاه درصد آن‌ها ازاتباع‌اند و بر اساس آمار رسمی سال ۱۳۹۹ بیش از ۱۵۲ هزار دانش آموز تحت پوشش مدارس استثنایی در دو بخش تلفیقی و ویژه قراردارند. با وجود ۴۱۰ هزار کودک کارو ۱۵۲ هزار دانش آموز استثنایی در ایران حدود ۵۶۲ هزار کودک از تحصیل به دلیل شیوع کرونا بازمانده‌اند که ۵۰ درصد کودکان بازمانده از تحصیل را شامل می‌شود.

به گفته وزیر آموزش و پرورش اولین گروه از کودکان جا مانده از تحصیل مربوط به جامعه آماری کودکان کار و گروه بعدی جاماندگان مربوطبه کودکان استثنایی است و طبق گفته او ۳۰ درصد دانش‌آموزان ایران، یعنی حدود پنج میلیون نفر، از وسایل هوشمند آموزش بی‌بهره هستند و به دلیل تعطیلی مدارس، از تحصیل بازمانده‌اند و بهروز محبی” نماینده سبزوار در مجلس یازدهم به زیرساخت اینترنت و شدت ضعف ان در برخی از استان‌ها اشاره میکند وبیان میکند که در بسیاری از روستاهاهم هنوز به صورت ۲G  ارسال میشود و امکان ارسالG۳ یا G۴ وجود ندارد که دانش آموزان یا دانشجویان بتوانند فیلم یا صدایی که برای آموزش ارسال می‌شود را ارسال یا بارگیری کنند.

افسردگی، محیط‌های آموزشی و نحوه‌ی برخورد معلمان و مدیران در مدارس،

افسردگی والدین، معلمین و عوامل و مدیران آموزشی

فقر فرهنگی و مالی، دلایل فردی چون ازدواج زود هنگام دختران و ترک تحصیل

می تواند از مهمترین عوامل ترک تحصیل کودکان و نوجوانان در ایران است.

ازدواج زود هنگام دختران و ترک تحصیل آن‌ها، به جای پرورش مهارت‌های فردی وهمچنین پذیرفتن مسئولیت ازدواج و بچه‌داری باعث کاهش سطح سلامت روان آنها میشود و همچنین ورود زود هنگام پسران به بازار کار، به جای هویت‌یابی و حل بحران‌های نوجوانی منجر به دغدغه‌های اقتصادی کودک و نوجوان میشود.
گفته می‌شود که ۹۰ درصد دانش‌آموزان پس از ترک تحصیل به دام یکی از آسیب‌های اجتماعی چون اعتیاد می‌افتند…از کودک و نوجوانی که در مناطق محروم زندگی می‌کند و در بستر بی توجهی مسئولان، دربی‌عدالتی و فقر رشد می‌کند نمی‌توان انتظار داشت که به ادامه این نوع زندگی دلخوش باشد و میدانند که در این مناطق کمتر کسی توانسته است زندگی بهتری را رقم بزند و به همین علت ادامه تحصیل برای کودکان قابل توجیه نیست و در صورت عدم تامین این نیازهای اولیه و برآورده نشدن آنهاکودک و نوجوان میتواند دست به ترک تحصیل بزند.
ما فعالین دفاع از حقوق کودک و نوجوان باستناد اصل ۳ بند ۳ و اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که گویای آموزش و پرورش اجباری و مجانی تا مرحله راهنمائی برای مردم ایران می باشد . و با توجه به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر: ماده ۲۶حق برخورداری از آموزش همگانی رایگان در مقطع ابتدایی و پایه، اجبار بر آموزش ابتدایی ، حق برخورداری عموم از آموزش فنی و حرفه ای و ماده ۲۸ پیمان نامه حقوق کودک: کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون حق آموزش و پرورش را برای کودک به رسمیت می شناسند و برای تحقق آن الف) تحصیل دوره ابتدایی را برای همه اجباری و رایگان نموده،اشکال‌ مختلف‌ آموزش‌ متوسطه‌ منجمله‌ آموزش‌ حرفه‌ای‌ و کلی را در دسترس آنان قرار می دهند.‌ و همچنین هدف ۴ سند ۲۰۳۰ یونسکو آموزش با کیفیت برای همه میسر و مساوی باشد و فرصتهای یادگیری برای همه در تمام طول عمر فراهم شود.

خواستار اجرای کلیه موارد یادشده توسط دولتمردان جمهوری اسلامی ایران میباشیم.

1412

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

اطلاعیه ١۴١١ کمیته دفاع از حقوق ورزش و ورزشکاران با موضوع ورزش بدنسازی زنان از جرم انگاری تا اجبار به ترک کشور

ورزش بدنسازی زنان از جرم انگاری تا اجبار به ترک کشور
ظهورجمهوری اسلامی ایران مصادف با  کنار زدن زنان در عرصه ی مختلف از جمله ورزش بدنسازی و محدود کردن آنان بود . متاسفانه در ورزش بانوان ، این حقوق  بیش از آقایان زیر پا گذاشته شده، آنهم به دلایل و بهانه هایی که یکی از بزرگترین آنها مسئله حجاب اجباری در جمهوری اسلامی ایران میباشد . در این راستا میتوان به موارد زیر اشاره کرد: عدم تمرین حضوری با مربیان مرد – عدم وجود مسابقات در داخل ایران – عدم صدور مجوز حتی برای گذاشتن عکس ورزشی در صفحات مجازی ( در صورت گزارش به پلیس فتا، بارها پیج ها بسته شده و یا شخص حتی دادگاهی  شده است) و مواردی دیگر.اساس ورزش بدنسازی با پوشش، تعارض کامل دارد چرا که  از خط قرمز سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران برای زنان عبور می‌کند. در این نگرش حضور زنان ایرانی در مسابقات بدنسازی “جرم“، “نامناسب” و “شرم آور” تعبیر شده است. به همین دلیل است که در خبر‌های مربوط به شرکت زنان بدنساز در مسابقات بین‌المللی واژه‌های “عریان” و “نیمه عریان” بار ها تکرار و برجسته شده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، رئیس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام گفت: بانوان بدنساز ایران حق شرکت در هیچ رقابتی را ندارند.
باشگاه خبرنگاران جوان هم به بیان گفته های این مسئول پرداخته و از پور علی فرد گزارش میدهد که، فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، فعالیتی در بخش بانوان ندارد و سرمربیگری نوبهاری در تیم بانوان پاور لیفتینگ مصداق بارز کلاهبرداری است.
ممنوعیت های ورزش زنان ایران باعث می‌شود که زنان ورزشکار گاهی بین دو راهی ناعادلانه انتخاب کشور یا ادامه ورزش حرفه ای خود، قرار بگیرند. در ایران هر گونه رقابت در رشته بدنسازی برای زنان حتی در بین خودشان ممنوع میباشد.

ایران یکی از کشورهایی است که زنان، با وجود علاقه و استعداد و اراده در این ورزش‌ها، نه تنها مورد حمایت قرار نمی‌گیرند بلکه با آنان همچون مجرم و خلافکار رفتار می‌شود.
در چند سال اخیر چند بدنساز زن، از جمله شیرین نوبهاری، هدی جراح، مونا پورصالح، سارا مصطفی نژاد و سودابه صبور و … بناچار ایران را ترک کرده، و در خارج از کشور ورزش بدنسازی حرفه ای را ادامه داده اند. علاوه بر تمامی موارد ذکر شده ،  حتی اگر زنی  بخواهد ریسک کند و در  مسابقه ای با هزینه شخصی خود شرکت نماید، و تمامی سختی ها را در خارج از کشور به جان بخرد، موضوع دیگری به میان می آید که اجازه همسر برای خروج زن از کشور میباشد، و اینطور است که استعدادها نابود میشوند. ……
مقابله های دولت جمهوری اسلامی ایران با فعالیت های بانوان ورزشکار، به اسم و بهانه حمایت از قداست و نجابت زن، به طور بدیهی، دخالت در امور شخصی،علایق و عقاید ایشان است و موجب دلسردی دختران و بانوان ایرانی می شود.
ما فعالان حقوق بشر در زمینه  ورزش بانوان، دولت جمهوری اسلامی ایران را براساس با مواد ٢، ١٢، ١٨، ١٨ و ٢٣  اعلامیه جهانی حقوق بشر و اهداف ۵ و ١۶ سند ٢٠٣٠ سازمان جهانی یونسکو، بخاطر “محدود و محروم کردن بانوان ایرانی” محکوم کرده،  ودولت را موظف می دانیم که به تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان پایان داده و آزادی های اجتماعی آنان را سلب ننماید.

  1411

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق ورزش و ورزشکاران