اطلاعیه ١۴٣١ کمیته دفاع از محیط زیست،با موضوع خوزستان و بحران بی آبی

خوزستان و بحران کم آبی

بی کفایتی در مدیریت آبهای کشور، ضربات  جبران ناپزیری بر وضعیت آب آشامیدنی، و آب مورد استفاده در مصارف کشاورزی و دامداری کشور وارد کرده است. این معضل اینک در بیشتر نقاط استان خوزستان تبدیل به حالتی بحرانی شده است. آب رسانی ناقص مناطق روستایی آنهم با تانکر، عدم وجود آب  زلال و بهداشتی در سیستم آبرسانی همراه با قطعی مکرر و طولانی مدت، ساکنین این استان را در گرمای شدید تابستان به ستوه آورده، همچنین عدم تخصیص حقابه به کشاورزان و دامداران، منجر به کاهش محصولات کشاورزی و افزایش شدید تلفات دامی و ضرر و زیان ساکنین شده است. درحالیکه استان خوزستان  دهها سال  یکی از پر آب ترین استان های کشور بوده و پنج رود بزرگ کارون، کرخه، دز، مارون و زهره  که از ارتفاعات زاگرس سرچشمه میگیرند زمین های جلگه خوزستان و تالاب هورالعظیم را مشروب کرده و این استان را به مکانی مناسب برای کشاورزی و دامپروری بدل کرده بود.
اما بی کفایتی همراه با فقدان برنامه ریزی و عدم سرمایه گذاری درمدت کوتاهی سایه خشکسالی و بی آبی را بر سر این استان مستولی کرد.
با همه به جریان افتادن سیل آبها در چند سال اخیر، اما بی تدبیری های متولیان امر نتوانست امکان مهار و ذخیره این منابع ارزشمند را فراهم کند.
مردم خوزستان بیش از دو دهه ست که افزون بر مشکلات بی آبی با معضلات دیگری همچون استخدام غیربومی ها در شرکت نفت، گاز و پتروشیمی، خشک شدن تالاب ها، بازگشت فاضلاب به آب شرب شهری و بروز امراض پوستی و ریوی، افزایش ریزگردها و بیماری های تنفسی، بیکاری جوانان، فقر، گرما و بی برقی دست به گریبان است. تجمعاتی هم که در اعتراض با این شرایط شکل گرفته بود هربار سرکوب و با خفقان و بازداشت همراه بوده است
استان خوزستان با همه دلاوری ها و رشادت های مردم خود همچنان در خرابه های بجا مانده ازجنگ، باقیست و از منابع مالی لازم برای عمران و آبادانی این استان بی بهره است آنهم در شرایطی که  بخش اعظم منابع و بودجه مورد نیاز کشورحاصل استفاده از ذخایر موجود و فعالیتهای  اقتصادی این منطقه از کشور است. اما درقبال خواست مردم نسبت به بهبود شرایط زندگی آمارها حکایت از آن داشته که درسال جاری ۱۱ شهر خوزستان در بحران خشکسالی و بی‌آبی قرار دارند، ۶۶۰ روستا فاقد آب لوله کشی است و کل روستاهای استان تنها با ۷۸ تانکــر سیار آبرسانی می‌شوند.
به گفته صــادق حقیقی‌پور، مدیرعامل آب ‌و فاضلاب سابـق خوزستان تعداد ۷۰۰  روستا دارای مشکل تامین و توزیع آب هستند. اینها در کنار همه مصائب و مشکلاتی که سالهاست ساکنان این استان را در تنگنا و فشار قرار داده منتهی به اعتراضاتی بجا شده که نتیجه اش تا کنون سرکوب و باز داشت بوده است.
وسعت خسارات ببار آمده به حدیست که جبران آن مستلزم شرایط آب و هوائی مناسب همراه با زمان و سرمایه گذاری و برنامه ریزی اصولی است، چیزی که در این سردرگمی و بی کفایتی مسئولین امری بعید بنظر میرسد.
کمیته دفاع از محیط زیست حمایت همه جانبه خود را از مردم محروم و ستم دیده کشور، خصوصا اعتراضات به حق مردم خوزستان، ابراز داشته و رفتار سرکوب گرانه دولتمردان جمهوری اسلامی ایران را علیه معترضین محکوم کرده و ما به استناد ماده ٢٠: حق آزادی تجمع و تظاهرات، ماده ٢٢: حق امنیت اجتماعی و ماده ٢۵: حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه از اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین هدف سوم:تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین، هدف ششم: تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه و هدف شانزدهم: ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح از سند ٢٠٣٠ یونسکو، از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهیم تا نسبت به تعهدات خود در تامین خدمات اجتماعی و رفاهی مناسب، نسبت به رفع معضلات استان خوزستان و سایر استان هایی که حیات و بقای شهروندان آن با مشکلات زیست محیطی پیوند خورده است، اقدام نمایند.

١۴٣١

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از محیط زیست

اطلاعیه ١۴١٠ کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر با موضوع مرگ کسب و کار من است

مرگ، کسب و کار من است

سرویس صنعت برق نیوز: متاسفانه آمار فوتی های ناشی از حوادث در صنعت برق بسیار بالاست و تقریبا هر هفته یکی از سیمبانان در کشور جان خود را به خاطر مسائل ایمنی و شرایط کار از دست می دهد متاسفانه در خیلی از موارد حتی شرکت های توزیع برق از دادن آمار فوتی ها و دلایل رخداد حادثه امتناع کرده و آنها را کتمان می کنند.علاوه بر اینکه شرایط برای کار، ایمن نیست و وسایل و تجهیزات ایمنی خوب و باکیفیت در اختیار آنها قرار نمی گیرد. در بسیاری از موارد این سیمبانان با کمترین حقوق و حتی بدون بیمه مجبور به کار کردن در خطوط برق می شوند.

در دنیا سیمبانی یکی از پردرآمدترین مشاغل دنیاست ولی در ایران شغلی است برای به خطر انداختن جان در برابر نیازهای ضروری زندگی!

با توجه به اتفاقات سه هفته اخیرکه سیمبانان در نقاط مختلف ایران در حین انجام وظیفه ونداشتن ایمنی کار در ارتفاع ١۶ متری دچار برق گرفتگی و سقوط کرده اند وبه کما رفته ویا از جراحات وارده  جان خود را از دست داده اند این در حالیست که بیش از دوهزار نیروی سیمبان در میدان مغناطیستی گرم و سرد مشغول به کارند از این تعداد نیمی در خط گرم فعالیت دارند که در تمام سال در مقابل امواج میدان الکترومغناطیستی قرار گرفته وعلاوه بر سیستم عصبی میتواند اختلالات مغزی و حتی معلولیت به بار آورد زیرا امواج الکترو مغناطیستسی که ازدکل های فشار قوی که با ولتاژ بالا صادر میشود میتواند افرادی که در آن منطقه زندگی میکنند تاثیرگذار باشد موجب سرگیجه، وز وز گوش، ضعف و خستگی و تار شدن دید چشم و خواب آلودگی هنگام کار و همچنین پیدایش امراض ناشناخته، تغییر ترکیبات خون، اختلال در سیستم‌های عصبی عضلانی، (نوروماسکولار)، دگرگونی ژنتیکی، بروز سرطان‌هایی چون لنفوم، لوسمی، تومورهای مغزی، سرطان غدد بزاقی و اختلال در باروری در زنان و مردان می‌شود

آیا دولتمردان، مسئولین و اتحادیه کارگری پاسخگوی این اتفاقات هستند؟

 در ایران با توجه به وضعیتِ بدِ امنیت شغلی و ضعف نهاد‌ها و تشکل‌های کارگری نشان از عدم وجودِ نظارتی جدی و هدفمند در قوانین مربوط به ایمنی و بهداشت محیط کار دارد.

دولت جمهوری اسلامی ایران از هیچ ظلمی  برای نقض حقوق این قشر زحمتکش دریغ نکردند و سیمبانانی که  از هیچ گونه سلامت و بهداشتی  و ابزار استاندارد در مقابل این میدان مغناطیستی  ندارند و پیمان کار هم قادر به تهیه این ابزار نیست بعلت تورم بیش از اندازه  آنها با همه این وجود میدانند امنیت جانی ندارند از ترس اینکه شغل خود را از دست ندهند و بیکاری و بی پولی به سراغ آنها نیاید برای بقا خود و خانوادیشان سلامت خود را با شغل تعویض کرده اند.

ما فعالان حقوق بشر با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص : ماده ٢: عدم تبعیض، ماده ٣: حق حیات برای همه، ماده ۶: ارزش انسانی در همه جا، ماده ٢٢: حق امنیت اجتماعی، ماده ٢۵: حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه، ماده ٢٩: حق مسئولیت نسبت به جامعه

و همچنین اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ سازمان یونسکو هدف ٣ : تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین، هدف هشتم:ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه، هدف دهم: کاهش نابرابری در درون و میان کشورها، هدف شانزدهم: ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح، خواستار رسیدگی به وضعیت این قشر و دیگر کارگران ستم دیده وآسیب پذیر هستیم .

1430

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کار وکارگر

اطلاعیه ١۴٢٩ کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو با موضوع خوزستان هم چنان آب ندارد

خوزستان همچنان آب ندارد

سالهاست که در کشورمان نقض آشکار حقوق شهروندان را شاهد هستیم و هر بار مردم برای مطالبه خواسته های به حق خود دست به اعتراض زدند، پاسخ مسئولان جمهوری اسلامی ایران یکسان بوده است (سرکوب، بازداشت و کشتار) با نگاهی به آمار شرکت  کنندگان در انتخابات  ریاست جمهوری ١۴٠٠ واضح شده است که عده زیادی از مردم اعتمادی به دولت جمهوری اسلامی ایران ندارند و دلیل آنهم میتوان به عدم صداقت مسئولان و عدم پاسخگویی آنان دانست، همچنین فشار اقتصادی که بر مردم وارد و سبد غذایی خانوارها هر روز کم و کمتر شده است. این فشار ها وقتی فاجعه بار تر میشوند که دولت هر روز به بهانه های مختلف مردم را سرکوب و به قتل می رسانند. سابقه کشتن جوانان ایرانی به روش های گوناگون، به قدمت تاریخ انقلاب اسلامی ایران  است. در هر زمانی، کشتار بخاطر  یکی از مطالبات مردم بوده و آنانی که حق خود را مطالبه میکنند به آتش و گلوله بسته میشوند.

استان خوزستان از روز پنجشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۰ به شیوه مدیریت منابع آبی و تشدید خشکسالی (خشک شدن شط هورالعظیم) و از بین رفتن محصولات کشاورزی و تلفات دام از جمله گاومیش ها در شهر حمیدیه خوزستان اعتراض های خود را آغاز و به دیگر شهرهای استان کشیده شد. حداقل ۲۰ شهر در استان خوزستان در چند  روز گذشته در اعتراضات شرکت داشتند.

مردم تهران و در سایراستان‌ها از جمله لرستان، البرز، بوشهر، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی و آذربایجان شرقی اعتراضاتی را در حمایت از مردم خوزستان انجام دادند.

جوانان در خوزستان علاوه بر اینکه همچون دیگر جوانان ایرانی بیکار و بی مسکن هستند، هوا و آب هم ندارند و از حق نفس کشیدن محروم هستند. بحران آب در خرمشهر و آبادان در تیر ماه سال ١٣٧٩ و ١٣٨٠ مردم را به خیابانها آورد اما با تشدید فضای امنیتی این اعتراضات به حق مردمی به خشونت کشیده شد، چند تن کشته و چندین نفر بازداشت شدند. اعتراضات دیگری نیز از این دست در این منطقه بوجود آمد که همواره بخاطر نیازهای اولیه بوده است.

تیر۱۴۰۰ غرق در خون و گلوله وآتش شده است . جوانان برومند در خوزستان از شادگان و خرمشهر گرفته  تا اهواز و ماهشهر و سوسنگرد بخاطر تشنگی خود و خانوادده شان  به دست نیروهای سرکوب گر کشته شده اند و در جای جای این سرزمین پراز درد و محرومیت، هموطنانمان در حق خواهی از خوزستان  و همدلی و همبستگی با مردم آن بپا خواستند. سازمان عفو بین‌الملل از کشته‌شدن دست‌کم ۸ نفر در اعتراضات استان خوزستان به نام‌های مصطفی نعیماوی در شادگان، قاسم ناصری در کوت عبدالله، میثم عچرش و عیسی بالدی در شهرک طالقانی ماهشهر، حمزه (فرزاد) فریسات در اهواز، مهدی چنانی در شوش، حمید مجدم (جوکاری) در چمران و هادی بهمنی پسر نوجوان در ایذه خبر داده بود.

در طول این چهار دهه ثابت شد که تنها راه حل اتخاذ شده سرکوب و کشتار بوده است. دولت تا دندان مسلح به گمانش میتواند در مقابل دستان خالی اما مطالبه گر این مردم زجر کشیده به استبداد خودکامه اش ادامه دهد. شعار ” من تشنه ام آب آب ” ! با مطالبات مدنی دیگر بسرعت  گره خورد و سراسر ایران زمین را درنوردید. خانواده جانباختگان آبان ٩٨، خانواده جانباختگان جنایت سرنگونی هواپیمای اوکراینی، و مردمی که در کوچه و خیابان زنجیر وار به خوزستان پیوستند.

بنابراین ما فعالان حقوق بشر با استناد به  ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر مبنی بر عدم توقیف حبس ویا تبعید خودسرانه ، ماده ٢٠: حق آزادی تجمع وتظاهرات ، ماده  ۱۹: حق آزادی بیان وهمچنین ماده ۳: حق حیات برای همه ،دولت جمهوری اسلامی ایران و قوه قضاییه را نسبت به کشتار بی رحمانه، بازداشتهای اعتراضات اخیر، عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان، عدم رعایت حقوق آنان، احکام و دادرسی های ناعادلانه، شکنجه و آزار زندانیان و تهدید خانواده هایشان به سکوت، محکوم نموده و خواهان پایان دادن نیروهای سرکوب در شهرهای معترض، آزادی فوری، بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی مدنی و عقیدتی شده، و از نهادهای جهانی حقوق بشر درخواست می کنیم نسبت به اینگونه عملکردهای ضد انسانی دولت جمهوری اسلامی ایران واکنشی جدی داشته باشند.

1429 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو

اطلاعیه ١۴٣٢ کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو با موضوع دانشجوئی با تبعیض و طعم محرومیت از پرسشگری

دانشجوئی با تبعیض و طعم محرومیت از پرسشگری

دانشجو قشر پرسشگر و پویای هر جامعه ای میباشد. قشری که بخش فرهنگی یک جامعه را تغذیه میکند. نسبت به تبعیض ها و ظلم و ستم حساس است و در اعتراضهای مدنی  صف اول را تشکیل میدهد.
اعتراضات ١٨ تیر ١٣٧٨ نشان از پیشرو بودن این طبقه از جامعه است که خواستار عدم سانسور و آزادی مطبوعات بود، اما از آنجا که استبداد جمهوری اسلامی ایران توان مقابله با تفکر را ندارد، جواب گفتمان را با گلوله داد.
همچنین در خرداد ٨٨ که در مطالبات فرهنگی و سیاسی جامعه با شعار رأی من کو؟ پیشگام بودند،
همینطور در دیماه ٩۶ ، ٩٧ و آبان ٩٨  که در کنار مردم ومطالبات اقتصادی آنها همگام شدند. آنان در کف خیابانها جان باختند، بازداشت، زندانی، و شکنجه شدند . اکنون نیز پس از گذشت ۴٢ سال همواره شاهد تداوم و افزایش مشکلات اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و نیز مشکلات بهداشتی در اوج فراگیری ویروس کرونا، در جامعه هستیم که  نسل جوان در ایران، در هر لحظه از زندگی خود، چه در طول تحصیل و چه در زندگی روزمره  با آن مواجه می باشد، تا جاییکه موجب شده است گاهی اوقات جوانان بالاجبار از تحصیل در دانشگاه ها دست بکشند.
فضای دانشگاه طبیعتأ باید مکانی برای شکوفایی ذهنی و آزادی عقیده و  بیان و محیط بحث و گفتگو و انتقاد مسالمت آمیز باشد، جایی که جوانان یاد میگیرند با ابزار هوشمندانه تری چون علم و قلم به جنگ جهالت و تاریکی بروند .
درعموم کشورهای دموکراتیک ، این قشر دارای احترام والایی هستند و از امتیازات تشویقی بسیاری بهره مند میشوند.
اما آنچه به دانشجو در ایران تعلق میگیرد، استرس و فضایی سرشار از کم و کاستی های خدماتی و کیفیت پایین فضای آموزشیاست.
در حالی که برای همین حداقل ها، دانشجویان باید هزینه های هنگفتی بپردازند. مشکلات بی پایان موجود در فضای آموزشی، شرایط گزینش، وجود سهمیه های گوناگون، شهریه های بالا در دانشگاه های آزاد، و…، که باعث شده خیل عظیمی از دانشجویان از به پایان رساندن تحصیلات دانشگاهی باز بمانند .
علاوه بر آن  تبعیضات بی پایان نسبت به دانشجویانی با ادیان و سنن دیگر همچون بهاییان که عموما شانس تحصیل در دانشگاه های ایران را از دست داده اند.
در کنکور سال ٩٩ ، دست کم ١٩٣ بهایی از کنکور محروم شدند. در مواردی نیز،  دگراندیشان با مشکلات زیادی در حین تحصیل رو به رو میشوند که باعث میشود از ادامه تحصیل دست شسته و مهاجرت کنند و  یا مانند آرش رضوی و کیانا ثنایی با حکم اخراج از دانشگاه مواجه شوند .
همچنین دو دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف و برنده مدال طلا و نقره در المپیاد نجوم نیز علی یونسی و امیر حسین مرادی که با پرونده سازی، به جای دانشگاه به زندان فرا خوانده شده و به فساد فی الارض متهم گشته اند.
اعضای کمیته جوان و دانشجو  با اشاره به وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران  بخصوص علیه دگر اندیشان و معترضان  و تبعیض و زورگویی علیه آنان ، از جامعه جهانی و فعالان حقوق بشر میخواهند تا نسبت به اینگونه رفتارهای ضد انسانی و مستبدانه که نقض آشکار ماده ١ ، ماده ٢، ماده ٢٨ و ماده ٢١ اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند سکوت نکنند و با راهکاری عملگرایانه صدای دانشجویان ایرانی باشند .

1432

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو

اطلاعیه ١۴٣٣ کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان با موضوع دگر اندیشی و دهلیزهای پر از درد در امپراطوری تبعیض

دگر اندیشی و دهلیزهای پر از درد در امپراطوری تبعیض

اقلیت نامیده شدیم تا خود بهانه ای برای حاشیه  رفتن باشد. اما این پایان ماجرا نبود . ما جزیی  گم شده از کل شدیم  تا طعم تلخ ” اقلیت بودن” را بیشتر حس کنیم .( گوشه ای از دردنامه یک جوان بیکار کرد اهل سنت )
بعد از تحولات بهمن ماه ۵٧ و تسلط روحانیون شیعه، دولت ” اسلامی ” مبتنی بر ایدئولوژی خاص مذهبی، استراتژی خود را بر اساس افزایش نفوذ و قدرت همه جانبه جامعه شیعه تدوین کرد و همزمان  مبارزه با گسترش سایر مذاهب و پیروان سایر ادیان عموما اقوام بلوچ، کرد، عرب و… را در برنامه بلند مدت خود قرار داد .
امام جمعه اهل سنت، زاهدان  را در آستانه «بدبختی و فلاکت» توصیف کرد.
سیستان و بلوچستان بزرگ با پتانسیل جذب سرمایه و رونق  منطقه میتوانست  تبدیل به یکی از بازارهای منطقه در شرق کشورشود، اما  به واسطه مرزبندی های ذکر شده تبدیل به نماد فقر سیستماتیک در کشور شده است.
منطقه ای با بالاترین نرخ بیکاری، که  تنها منبع درآمد مردان و زنان، روی آوردن به  قاچاق سوخت برای تامین حداقل های زندگی است . سهمی اندک که  از سفره گسترده  انقلاب و منابع سرشار کشور، عاید این مردم شده است .
” دولت باید با این توطئه گران در کردستان  به شدت رفتار کند “( روح اله خمینی  مرداد ١٣۵٨ )
کردستان  سرزمین کهنی که میتوانست منبع کشاورزی و ایجاد بازارهای مبادلاتی غرب کشور باشد، اما بدلیل نگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به اهل سنت که مبتنی بر همین ایدئولوژی رسمی تایید شده در قانون اساسی است ، امروزه تنها گزینه معاش برای مردان و زنان منطقه، کولبری و بازی  با جان خود برای لقمه ای نان است . هیچ کولبری ،کولبری را انتخاب نکرده، او به جبر جغرافیایی و اجبار به این ناچار تن داده  است
خوزستان سرزمین  طلای سیاه  که شاید تمامی دارایی نفت و گاز کشور در دل این  زمین ها نهفته باشد، بی اینکه  مردمان این منطقه سهمی از آن داشته باشند.
خوزستان  دومین آمار بیکاری در کشور را به خود اختصاص داده است.
فقط اندکی نگاه به ابعاد فقر و بیکاری تحمیلی و تعمدی به این سرزمین خود گواه غرضی دیرینه با مردمان این خاک و ملک است.
دولت جمهوری اسلامی ایران با ادعای رعایت حقوق بشر و با استناد به قانون اساسی خود بخصوص اصول اول، دوم، چهارم و دوازدهم که اصرار بر دین رسمی کشور را شیعه  ١٢ امامی مصوب کرده، مردم را بر اساس عقاید و تفکرات شخصی آنها دسته بندی نموده و برای پیروان سایر ادیان نسبت به سایر اقشار جامعه از همان اندک حقوق شهروندی هم محروم کرده است که با مرور زمان و کمرنگ کردن حضور و نقش آنها در جامعه، موفق به ایجاد فقر و محرومیت در مناطق مذکور و و بخصوص  اهل سنت کشور شده است.
موضوع درد آور اینجاست که دولت برای اثبات و مشروعیت خود در انتخابات ریاست جمهوری دست به دامان این قشر بزرگ به حاشیه رانده شده نیز شد تا هزار وعده عملی نشده را مجدد وعده داده و مهر تایید به مشروعیت و محبوبیت خود در بین عام و خاص زده باشد . ما با باور به استقرار و اجرای کلیه مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر، به ویژه ماده ۲: برابری همه افراد با هر نژاد ومذهب وعقیده و ملیت،  ماده ۳: حق حیات و امنیت زندگی،  ماده ۷:برابری همگان در برابر قانون، ماده ۱۸:آزادی اندیشه و دین ومذهب ماده ١٩ : آزادی بیان اندیشه . نقض حقوق پیروان ادیان را توسط دولتمردان جمهوری اسلامی ایران محکوم کرده و تا احقاق این حقوق سکوت نخواهیم کرد.

1433

 کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان

اطلاعیه ١۴٣۴ کمیته دفاع از حقوق ورزش و ورزشکاران با موضوع ورزشکاران ایرانی دور از ایران

ورزشکاران ایرانی دور از ایران

در سال های اخیر بسیاری از ورزشکاران ایرانی به ویژه بانوان به دلایل مختلف ازجمله تبعیض ها و محدودیت های جنیسیتیِ اعمال شده از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران؛ اجبار به کناره گیری از میادین ورزشی و یا مجبور به خروج از کشور و پناهنده شدن به کشورهای دیگر شده اند تا بتوانند آزادانه و بدون تبعیض به فعالیت های حرفه ای ورزشی خود ادامه دهند. البته که این پدیده گریبان آقایان ورزشکار را هم گرفته است. آنها نیز به دلایل دیگری ازجمله سیاسی کاری مسئولان ورزشی و دخالت مستقیم سیاست در ورزش از سوی دولت، مجبور به ترک کشور شده اند، که شاخص ترین آنها سعید مولایی عضو تیم ملی جودوی ایران بود که سال گذشته درحالی که  شانس اول کسب مدال جهانی بود از مسابقه با حریف اسرائیلی خود منع شد و به همین علت او نیز از ایران خارج و پس از فراز و نشیب های فراوان به کشور مغولستان پناهنده و در المپیک امسال با پرچم این کشور در میادین ورزشی حاضرشد و به مدال نقره المپیک توکیو دست یافت .
کیمیا علیزاده تکواندوکار تیم ملی ایران که در دوره قبلی المپیک موفق به کسب مدال برنز شده بود و اولین بانوی مدال آور همه تاریخ  ایران در المپیک لقب گرفت پس از آنکه ازسوی مسئولان ورزشی جمهوری اسلامی ایران مورد بی مهری های فراوان قرارگرفت، مجاب شد فعالیت ورزشی خود را در خارج از ایران در دنیایی آزاد و به دور تبعیض های جنیسیتی و حجاب اجباری  ادامه دهد.
او حدود دوسال پیش ابتدا به هلند و سپس به آلمان رفت و در المپیک امسال توکیو درقالب تیم پناهندگان مبارزه کرد. نکته جالب رقابت های امسال المپیک توکیو قرعه کیمیا علیزاده بود که براساس آن در دور اول می بایست با ناهید کیانی عضو تیم ملی تکواندوی ایران و دوست صمیمی خود مبارزه می کرد. مسابقه ای که برای ملت ایران  دو سر باخت بود زیرا که در آن دو فرزند این مرز و بوم  باید رو به روی هم قرار می گرفتند دو بانوی رشیدی که سیاست و تبعیض میان آنها فاصله ای درد آور ایجاد کرده بود. هرچند کیمیا علیزاده توانست در این مبارزه پیروز شود اما نه خودش و نه هیچ ایرانی دیگری از این پیروزی خوشحال نشد و برعکس دل همه لبریز از غم شد و البته اگر ناهید کیانی هم دراین مبارزه پیروز می شد این احساس تغییری نمی کرد زیرا که هردوی آنها در پی سیاست های غلط، تبغیض آمیز و خصمانه دولت جمهوری اسلامی ایران علیه ورزشکاران به ویژه بانوان ورزشکار زخمی های کاری بر قلب و روحشان داشتند، زخم هایی که باعث شد پس از پایان مسابقه کیمیا هم همچون رقیب و البته رفیقش  خوشحال نباشد و اشک بریزد. زخم هایی که اجازه نداد دور رفیق قدیمی  به رسم همه رقابت های ورزشی پس از پایان مسابقه یکدیگر به راحتی درآغوش بگیرند. این دو به علت فشارهایی که ازسوی مسئولان بر روح و روانشان  وارد شده بود حتی نتوانستند، آزادانه مقابل دوربین های خبری حاضر شوند و به همین علت هر دو از گفتگو بارسانه ها سر باز زدند.
گرچه تعداد ورزشکارانی که از ایران مهاجرت کردند خیلی بیشتر از اینهاست. محسن غفار، وحید سرلک (آلمان)، احسان رجبی (آمریکا) و امیر شیخ‌حسینی (هلند) نیز از دیگر نفراتی بودند که از کشور مهاجرت کردند. متأسفانه طی سالهای اخیر موج مهاجرت ها رشد بیشتری پیدا کرده و این را می توان بیش از هر چیز به مشکلات اقتصادی و سیاسی (دخالت مستقیم سیاست در ورزش) ربط داد چرا که اکثر آنهایی که چنین تصمیم تلخی را اتخاذ کرده اند دغدغه مالی را تنها دلیل خروج از سایه پرچم ایران عنوان نمی کنند. در این میان انگیزه های ورزشکارانی که خاک وطن را ترک کردند هم باید مورد بررسی قرار بگیرد.
گاهی بی توجهی مسئولان به مسایل معیشتی برخی رشته ها که پول بسیار اندکی در آنها وجود دارد موجب می شود ستاره های رشته های فقیر برای امرار معاش به پرچم کشوری دیگر قسم بخورند.

ما فعالان حقوق ورزش و ورزشکاران طبق ماده ٢: عدم تبعیض، ماده ١٣: حق انتخاب محل اقامت، ماده ١۴: حق پناهندگی، ماده ١۵: حق انتخاب ملیت، ماده ١٩: حق آزادی بیان، ماده ٢٢: حق امنیت اجتماعی، ماده ٢٣: حق امنیت کار، ماده ٢٨: حق دنیای زیبا و آزاد برای همه و همچنین طبق هدف های ۳ و ۵ و ۱۶ سند ۲۰۳۰ یونسکو و کنوانسیون بین المللی، آپارتاید ورزشی دولت جمهوری اسلامیایران را محکوم و بر رفع تبعیضهای جنسیتی و فشارهای روحی و روانی و سیاسی بر ورزشکاران تاکید می کنیم .

1434

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق ورزش و ورزشکاران

اطلاعیه ١۴٣۵ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع بازداشت کودکان ، برای خاموش کردن صدای معترضان

بازداشت کودکان، برای خاموش کردن صدای معترضان

صدای اعتراضات مردم خوزستان همچون اعتراضات گذشته با سرکوب و بازداشت معترضین روبرو شد. اما اینبار خواست معترضین چیز دیگری بود. اعتراض آنها، برخورداری از حقی بود که در همه جوامع از آن بعنوان حق اولیه زندگی نام برده میشود. آنهم حق دسترسی و برخورداری از آب آشامیدنی و بهداشتی که طی چند سال ‌گذشته از آنها دریغ شده است.
بدیهیست در چنین شرایطی جز آنکه همه اقشار جامعه از پیر و جوان، زن و مرد خواست به حقشان را بر سر مسئولین بی کفایتی که آنها را نادیده گرفته اند، فریاد بزنند، تا بلکه گوش شنوائی پیدا شود و کاری برایشان انجام دهد. اما راه حل دولت جمهوری اسلامی ایران همان راه حل همیشگی است، نیروهای امنیتی و انتظامی دستور داشتند برای پیشگیری از گسترش اعتراضات ابتدا اعتراضات مسالمت آمیز مردم خوزستان را سر کوب کرده و هم زمان  با قطع اینترنت مانع انتشار آن شوند. دست آخر هم با بازداشت و مجازات معترضین هدفشان کندن ریشه اعتراضات در جامعه بود.
اما خوزستان معترض به کم آبی حالا نگران بازداشت های شبانه و خودسرانه و مجازات های ظالمانه معترضینی است  که اینبار حتی به نوجوانان و کودکانش هم رحم نکرده اند .

بازداشت ‌های بی‌اساس جوانان و نوجوانان و کودکان معترض بی آبی خوزستانی، در سکوت رسانه‌ها انجام و ادامه دارد، متاسفانه ماموران دولتی شبانه به صورت بی‌وقفه به خانه‌های مردم هجوم برده و بدون ارائه دلیل و حکم قضایی، اقدام به بازداشت جوانان و نوجوانان می‌کنند.
با تاسف در میان بازداشت‌شدگان کودکان ۱۰ تا ۱۶ سال هم به چشم میخورد.
ایوب نمنوم ۱۲ ساله، مرتضی طرفی ۱۴ ساله، منصور دحیمی ۱۶ساله؛ نمونه ای از این کودکان بازداشتیهستند که علیرغم پیگیری‌های خانواده و نزدیکانشان تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست.
کریم حسینی، نماینده اهواز در مورد اخباری که حاکی از بازداشت کودکان و نوجوانان و تقاضای وثیقه برای آزادی آنها شده، گفت آمار دقیقی از این افراد وجود ندارد، اما آن چیزی که ما در حال پیگیری هستیم برای همه افراد در همه سنین است که بازداشت شدند و در صورت عدم ارتکاب به جرم باید آزاد شوند.
دولت بجای محاکمه و برخورد با مسئولینی که عواقب بی خردیشان این نتایج را برای مردم این استان ببار آورده است، در اقدامی ظالمانه انتقامشان را از معترضین بی گناه  میگیرد و مسببین اصلی این خسارات را که در میان حاکمیت هستند به حال خود رها میکنند.
اعضای کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان، اینگونه رفتار غیرانسانی را نسبت به کودکان و نوجوانان خوزستانی محکوم نموده و دولت جمهوری اسلامی ایران را به استناد اعلامیه  حفاظت از زنان و کودکان در وضعیت های اضطراری و درگیری های مسلحانه وکنوانسیون حقوق کودکان، متعهد به ممنوع شمردن حمله علیه زنان و کودکان و به کارگیری سلاح‌های کشتار جمعی و رعایت حقوق کودکان و نوجوانان است، دانسته و دولت مردان جمهوری اسلامی ایران را مکلف به اجرای تعهدات خود  بر اساس پروتکل ۱۹۲۵ ژنو و کنوانسیون‌های چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو و سایر اسناد و مقررات حقوق بین الملل در قبال کودکان و نوجوانان می دانیم.

1435

کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران

  کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

ماده ١٣- حق دسترسی آزاد به اطلاعات و دانستن کودک: کودک دارای حق آزادی ابراز عقیده می باشد و این حق شامل آزادی جستجو، دریافت و رساندن اطلاعات و عقاید از هر نوع، بدون توجه به مرزها، کتبی یا شفاهی یا چاپ شده، به شکل آثار هنری یا از طریق هر رسانه دیگری به انتخاب کودک می باشد

ماده ١۵– آزادی تشکیل انجمن و گروه:  دولتها حق کودک برای شرکت در اجتماعات را به رسمیت می شناسند. اجرای این حق نباید با امنیت ملی و نظم عمومی مبادرت داشته و منافی اخلاق عمومی و یا برخلاف حقوق اولیه و آزادی دیگری باشد.

ماده ٢٩ – اهداف تربیتی: دولتهای عضو کنوانسیون تایید می کنند که تربیت باید: الف- شخصیت، استعداد و توانایی های روانی و جسمی کودک را تقویت و شکوفا نماید. ب- احساس احترام و توجه به حقوق بشر و آزادی های پایه ای مصوب سازمان ملل متحد را، در کودک پرورش دهد.

ماده ٣٧ –ممنوعیت شکنجه،تضمین قانونی در اجرای مجازات:دولتها تضمین می کنند که:الف- هیچ کودکی مورد شکنجه قرار نگیرد و رفتار غیرانسانی و توهین آمیز با او نشود. اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پایان سن هجده سالگی ممنوع است.ب- توقیف و حبس های غیرقانونی و بر پایه ی تصمیم های شخصی، ممنوع است.

ماده ٣٩ – بازسازی اجتماعی کودکان آسیب دیده: برای سلامتی روحی، جسمی و اجتماعی کودکی که قربانی نوعی از بدرفتاری، شکنجه، استثمار یا هرعمل غیرانسانی شده است، دولت های عضو پیمان همه اقدامات مناسب را انجام می دهند. بازسازی جسمی و روانی باید در محیط و شرایط مناسب، سلامتی و منزلت کودک را تامین کند

اطلاعیه ١۴٣۶ کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو با موضوع کرونا، بی تدبیری و مرگ بی صدای اساتید و دانشجویان

کرونا، بی تدبیری و مرگ بی صدای اساتید و دانشجویان

ویروس کرونا به نوعی تمام کشورهای جهان را تحت الشعاع خود قرار داده و مردم به ناچار تغییر روش زندگی فردی و اجتماعی خود دادند. با توجه به اینکه ویروس کرونا تمامی حوزه های آموزشی، شخصی و خانوادگی را درگیر و دانشجویان و استاید را نیز با مشکلات بسیاری مواجه کرده است.
رئیس دانشگاه تهران به خبرگزاری ایلنا گفت‌ حدود ۲۴ یا ۲۵ تن از استادان و پنج دانشجوی دانشگاه تهران بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ جان خود را از دست دادند.
آن زمان که دانشگاه های کشور به دلیل شیوع ویروس کرونا تعطیل گردید، اولین و مهمترین نگرانی بابت سلامت دانشجویان بود و طبق اعلام وزارت علوم، همواره حفظ سلامتی دانشجو، کارمندان و استادان دانشگاه در اولویت تصمیم گیری ها قرار دارد.
به همین منظور دستورالعمل های بسیار سخت گیرانه ای برای دانشجویان وضع گردید.
با وجود اینکه وزارت علوم و یا وزارت بهداشت آماری از اساتید و دانشجویان درگذشته به دلیل ویروس کرونا ارائه نکرده اند، اما اطلاع رسانی های جداگانه نشان می دهد که بعضی از اساتید و دانشجویان مهرماه به کلاس باز نمی گردند.
زهرا شورشینی استاد فیزیک و محمدرضا داودی دانشیار عضو هیات علمی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ناصر قادریعضو هیئت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان، جزو درگذشتگان از کرونا بوده اند.
همچنین ۲ دانشجوی دختر دانشکده روانشناسی، به کرونا مبتلا و فوت شده اند.
حاجی جباری معاون دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی هم از درگذشت یک دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا خبر داد.
میرعارفین، دانشجوی ورودی ۹۸ کارشناسی عمران شریف در اثر ابتلا به کرونا دار فانی را وداع گفته است. ۳ دانشجوی دانشگاه تهران بر اثر ابتلا به بیماری کرونا فوت کرده اند که ۲ دانشجو پسر و یک دانشجو دختر بوده اند.
مهران حسن‌زاده رکن آبادی، دانشجوی کارشناسی ورودی ۹۵ رشته حمل و نقل ریلی بود که متاسفانه درگذشت.
برای آگاهی از زمان شیوع کرونا تا الان هفت واکسن داخلی رونمایی شده است، که این غیر قابل امکان بودن این کار را تائید میکند. چرا که تولید واکسن مراحل خاصی دارد و تا بر روی منابع غیر انسانی و بعد با نتیجه به دست آمده و تائید آن به وسیله ارگان های ذی صلاح و در مرحله آخر تست انسانی، زمان و هزینه بسیاری میخواهد که این از عهده مسئولین ناکارآمد دولت جمهوری اسلامی ایران کاملا به دور است، و متاسفانه وزارت بهداشت در ایران همه مراحل را به یکباره و در بیمارستان ها انجام داده اند که باعث کشته شدن افراد زیادی شده است.
در حال حاضر بیشتر دانشگاه ها در پیمایشی وضعیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه را از نظر ابتلا به بیماری کرونا سنجیده اند. دانشگاه ها در فرم هایی از افراد وابسته به دانشگاه خواسته اند که درباره وضعیت شان، خود اظهاری کنند. تکمیل این فرم در اغلب دانشگاه ها برای کارکنان و اساتید اجباری است و برای دانشجوها هم اختیاری در نظر گرفته شده است.در حالیکه باید به دانشجویان توجه بیشتری کرد چرا که دانشگاه بخاطر دانشجویان بنا نهاده شده است.
فعالان حقوق بشر با استناد به اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ یونسکو واعلامیه جهانی حقوق بشر؛بخصوص ماده ٣: حق حیات برای همه، ماده ٢۵: حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه و همچنین اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ سازمان یونسکو به ویژه هدف سوم: تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین ؛ با اعتراض به عدم مدیریت و بی تدبیری دولتمردان جمهوری اسلامی ایران خواهان دادگاهی نمودن آنان و ایجاد امنیت زندگی و مبارزه صحیحی با کرونا می باشیم .

1436

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو

اطلاعیه ١۴٣٧ کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان با موضوع هنر و هنرمند، کرونا و اندیشه طالب گونه

هنر و هنرمند، کرونا و اندیشه طالب گونه

نزدیک به دو سال از شیوع ویروس کرونا در جهان می‌گذرد و با وجود تلاش دولت‌ها و پزشکان، هر روز بر شمار قربانیان این ویروس مرگبار اضافه می‌شود. اگرچه غم از دست دادن عزیزان در هرجای دنیا سخت و طاقت فرسا است و خسرانی برای جامعه محسوب می‌شود، اما از دست دادن آنهایی که سرمایۀ فکری و فرهنگی یک جامعه محسوب می‌شوند، این خسران را دو چندان می‌کند.

اول هفته “روز خبرنگار” بود و آخر هفته ” روز فرهنگ و هنر ” از نگرانی ترکیب کابینه جدید تا کارتونیست‌ها باز قلم را به تلخی و نبود آزادی مطبوعات بگردانند، طالب به کابل رسید برای فرهنگ و هنر اگر به پایتخت امیدی بود، آن هم با انتخاب شهردار جدید به نومیدی کشید. شاید در آینده بنویسند در طول تاریخ ادبیات و هنر ایرانی این همه ناله و غم انباشته نبوده است.

مرز کشتار کرونا از روزانه ۷۰۰ نفرگذشت، صدا و سیما سنگ تمام گذاشت از نشان دادن مراسمی که خارجی ها گمان کردند دیسکوتک است با رقص نور و بدن‌های عریان (سینه زنی). اما در سویی دیگر تبلیغات بستنی چوبی چه زود حذف شد که مبادا کسی بدگمان شود.

نزدیک شدن آمار به ۱۰۰ هزار کشته در اثر ابتلا به کرونا، گرچه باعث شد تا فرمان منع خرید واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی لغو شود، اما رییس دولت جدید از وزیر بهداشت دولت قبل جلو زد و به تاکید اظهار داشت که نظر رهبری درست بود و واکسن ها خطرناکند.

“ساندال” نویسنده رمان سرخ و سیاه فریاد برآورد که: تمامِ مفاهیم را اخته کردید به نفع آن آرمان‌های نخ‌نماتان. دیگر چه مانده برای ما؟

وقتی دیگر عددها شده‌اند ورد روزمره و همه در حالِ دست و پنجه نرم کردن هستند با مرگی که «شمایان» فرش سرخ جلوی پایش انداختید و اجازه دادید داسش را راحت بچرخاند. این مرگ حق مردم نبود، من می‌گریم از ته جان. فقط اشک… مرگ کسب و کار شماست.

کرامتی بازیگر سینما نوشت: واکسن گران بود ولی جان ما انسانها ارزان است.انقدر ارزان که حتی قتل عمدمان هم تاوان ندارد.

پرویز پرستویی با عنوان این غم انگیزترین داستان کوتاه دنیاست، نوشت: در کشورم بیماران برای بستری شدن، منتظر مرگ بیماران دیگرند.

کیهان کلهر در غمنامه ای بلند نوشت: در فراق کسی از خویشانم که بخاطر نبود واکسن کشته شده و نمی‌توانم حتی به رسم دلداریِ بازماندگانش، در مراسم تدفین او باشم.

موسقیدان برجسته ایرانی افزوده: رفیق خوزستانی‌ امروز برایم نوشته نکند فراموش مان کنی کلهر. از رجالی که سقف معیشت بر ستون شریعت زده‌اند و قیمت جانمان را به حرام و حلال تعیین می‌کنند. از جماعتی که در همین نزدیکی دور هم جمع شده‌اند و کف به دهان آورده بر سر و سینه کوبان و نعره زنان شهادتِ حرم طلب می‌کنند. همایون شجریان فقط با چشمان اشکبار خواند، انگار پدر بود که فریاد می زد: فریاد می‌کنم.

و حدیث لزرغلامی شاعر، سرود:حالا سقوط کرده جهان از پل صراط طالب رسیده است به دروازه‌ی هرات شاید شکوفه گل نکند دیگر این بهار در شهر قندهار  اگر اهمال شما نبود امروز علی انصاریان، پرویز پورحسینی، کریم اکبری مبارکه، هوشنگ منصور خاکی، بیژن افشار، علیرضا موسوی، چنگیز جلیلوند، علی برقی فرشته طائرپور علی سلیمانی و… زنده بودند.

هفته به آخر می رسید که آشکار شد بتینا مظلومی، بازیگر و کارگردان جوان تئاتر هم، بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. بتینا نمایش‌های مردهای مردم و پیچ تند را به صحنه برد.

مونا فرجاد که آخرین روزهای ابتلا به کرونا را سپری می‌کند گفته است دو نوبت واکسن زدم. ۱۶ روز بعد از تزریق دوم درگیر شدم. همه می‌دانیم واکسن، ایمنی کاملی ایجاد نمی‌کند و همچنان احتمال ابتلا به ویروس وجود دارد. فقط رنج بیماری را کاهش می‌دهد و جلوی مرگ را می‌گیرد ولی از ابتلا پیشگری نمی‌کند مگر اینکه دست کم هفتاد درصد جامعه واکسینه شده باشند.

در یک رکوردگیری بی‌سابقه، کارتونیست‌های ایرانی امسال در روز خبرنگار – مصادف با به قتل رسیدن خبرنگار ایرانی در افغانستان به دست طالبان – که از قضا امسال همزمان است با بازگشت طالبان به قدرت- تمام نوآوری‌های خود را به کار بردند. قلم را در بند دیدند، پرونده‌هایی در قفس، ره گم کرده‌هایی در جزیره‌های متروک در محاصره کوسه‌ها، زندانیانی در سلول، خبرنگارانی کت‌بسته

مرگ و میر بر اثر کرونا که بسیاری آن را «کشتار» یا «قتل عام مردم» می‌خوانند با شدت و گستره‌ای بی‌سابقه ادامه دارد. پیر و جوان، ورزشکار و غیر ورزشکار، زن و مرد، سلبریتی و شهروند عادی، و حتی کودکان خردسال. این روزها، کرونا میان قربانیان خود تبعیض قائل نمیشود در شرایط کنونی که بسیاری آن را فوق بحرانی می‌خوانند، وزیر بهداشت می گوید همچنان روزهای سخت ‌تری در پیش است …

ما با توجه به اصل 3 بند4 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان اصل اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد و ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر حق خوراک و مسکن و مراقبت های طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه و همچنین ماده ۳ حق حیات برای همه، و توجه به کنوانسیون برناین بی مسئولیتی و کشتار خاموش را که دولتمردان جمهوری اسلامی ایران مرتکب میشود، صریحأ محکوم می کنیم.

1437

کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

اطلاعیه ١۴٣٨ نمایندگی منطقه آسیا و شرق اروپا با موضوع مدیران ناکارآمد، ناقضان واقعی حقوق ذاتی و شهروندی مردم ما

مدیران ناکارآمد، ناقضان واقعی حقوق ذاتی و شهروندی مردم ما

فساد در ایران پس از انقلاب ۵٧ به طور فزاینده ای رشد کرده و چنان در زیر پوست مسئولان نا کارآمد جاخوش کرده‌ که دیگر نمی‌توانند هویت خود را از آن متمایز کنند. فساد در مسئولان ایران چنان گسترده و دامنه‌دار شده که  از دیدگاه سازمان شفافیت بین‌الملل، دولت جمهوری اسلامی ایران از نظر فساد داخلی در زمره فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد.

در بیش از چهار دهه ابعاد بی‌سابقه ای از فسادهای گوناگون در فرهنگ لغت ایرا پدیدار شد، واژه هایی همچون: اختلاس، رانت، پولشویی، کوه خواری، زمین خواری، فروش دریا، فروش کوه، غیب کردن دکل نفتی و… همین فسادها سبب شده، اخلاق اجتماعی به طور وسیع ضربه خورده و موجب افزایش بی‌عدالتی و فقر شده است.

این فساد به همراه اجحافات و زورگویی اداری و نبود راستگویی موجب تباهی منافع عمومی گشته و مسخ معیارهای حرفه‌ای و پایمال نمودن منافع مردم و نفی لیاقت‌ها و مسلط بودن منافع ایدئولوژیک و دفاع از منافع و امتیازات گروه‌های اجتماعی و اداری خاص از ویژگی‌های این فساد است.

ریشه این فساد را کجا باید جستجو کرد؟

با اشاره به این ضرب المثل معروف پارسی که می گوید آب از سرچشمه گل آلود است می توان گفت ریشه همه این فسادها را می بایست در مدیران ناکارآمد و فاسد دولت جمهوری اسلامی ایران درهمه رده های مدیریتی جستجو کرد. مدیرانی که هیچ گاه به علت ناکارآمدی و فسادشان به طور جدی مورد سوال ومواخذه قرار نگرفته اند که اگر چنین بود می بایست تاکنون فساد و ناکارآمدی ریشه کن می شد.

تاکنون دستگاه قضایی برای هیچ مدیر ناکارآمد و فاسدی پرونده تشکیل نداده است؛ به عنوان مثال در جایی ثبت نشده که فلان مدیر دولتی با تصمیمات اشتباه خود  مجموعه تحت امر خود را  به ورشکستگی کشانده و دیگر صلاحیت مدیریت ندارد.هیچ جایی ثبت نگردیده است که در دوران مدیریت یک مدیر دولتی هزینه های آن اداره به صورت نامتعارف افزایش پیدا کرده و هیچ کارآمدی نیز بوجود نیامده است و جالبتر اینکه در پرونده کاری هیچ مدیری ثبت نگردیده است که به دلیل کوتاهی و تصمیمات اشتباه در دوران مدیریتی ، وی صلاحیت مدیر شدن در یک اداره یا سازمان دیگر را ندارد!؟ .

مدیران ناکارآمد و فاسد در هر سه قوه هستند، و اهمیت هم ندارد که دولت یا مجلس در اختیار کدام طیف فکری باشد. در جامعه ای که هر نظری درباره مدیران، با محدودیت های جناحی و باندی سنجیده می شود، مدیران ناکارآمد بهترین فرصت را برای چرخش در پست های مختلف به دست می آورند.

در چنین شرایطی، تقاضای جوانان برای کار با حفظ شخصیت و کرامت انسانی، تقاضای زوج های جوان برای داشتن خانه، خواست یک کودک یتیم برای تامین معیشت، تمنای یک نخبه دانشگاهی برای استفاده از دانش و تخصصش، درخواست کشاورزان برای حفظ زمین های کشاورزی  و… باید براندازی تعبیر شود، یا تداوم حضور مدیران ناکار آمد در چرخه مدیریتی کل کشور؟

اعتراض های مردمی که غم آب و نان دارند باید براندازی تلقی شود، یا تلاش مدیران ناکارآمد دولت جمهوری اسلامی ایران برای فساد و ثروت اندوزی نامشروع ؟

درحالیکه مدیران و مسئولان دولت جمهوری اسلامی ایران در همه بحرانهای پیش آمده بی لیاقتی و ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده اند و تنها هنرشان افزایش نارضایتی مردم بوده، فقط می توان گفت که این مدیران در سایه توجهات و توجیهات جناحی خود، به سازمان و ادارات مختلف برده شده اند و در حقیقت یک اداره یا سازمان جدید برای نابودی در اختیار آنها قرار داده شده است. افرادی که در بدنه اصلی دولت هستند مسئول انتخاب این مدیران ناکارآمد هستند .

ما فعالان حقوق بشر با استناد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ٣ بند1 ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی. و اصل ٣ بند ١٠ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور. و به اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ بخصوص ماده ٢: عدم تبعیض، ماده ٣: حق حیات برای همه، ماده ۶: ارزش انسانی در همه جا، ماده ٢٢: حق امنیت اجتماعی و همچنین اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ سازمان یونسکو به ویژه هدف ۳– تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین و هدف ۸– ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه ؛ خواستار اجرائی شدن اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ یونسکو و پایان دادن به این همه فساد اداری می باشیم .

1438

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نمایندگی منطقه آسیا و شرق اروپا