اطلاعیه ١۴١٧ کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان با موضوع هنرمندان در برزخ فقر و دور از عدالت اجتماعی

هنرمندان در برزخ فقر و دور از عدالت اجتماعی

 

در این اوضاع نابسامان جامعه ایران، هنرمندان همچون دیگر اقشار مردم با فقر دست به گریبانند. برخی از هنرمندان تنها راه درآمدشان از راه‌های هنری بوده مثل شعرا، نقاشان، موزیسین ها، و حتی بازیگران که این روزها با تعطیل شدن سالن‌های تئاتر و بسته شدن سینماها بیکار و‌خانه‌نشین شده‌اند یا فیلم‌ سازانی که از حمایت‌های مالی برخوردار نیستند و اگر هم موفق به ساخت فیلمی بشوند چه بسا که اجازه پخش به آنها داده نشود و هیچ وقت جبران هزینه‌های از دست رفته شان پیش نیاید.چه هنرمندانی که تنها به خاطر فقر و بی ‌پولی سر چهارراه‌ها سیگار می‌فروشند یا در مترو‌ دستفروشی می‌کنند،
چه کسی ‌پاسخگوی جایگاه و منزلت هنر و هنرمند است؟
این روزها که هنرمند فقط در پی لقمه ای نان روز را شب می‌کند آیا کسی میداند چه بر سر هنر و نسل آینده‌ی هنرمند این کشور خواهد آمد؟
استقرار دولت جمهوری اسلامی در ایران سرآغاز نوعی جنگ فرهنگی بود میان نظم جدید اسلامی-شیعی و فرهنگ و هنر مستقل از نهاد دین و سکولار دنیای امروز و به حاشیه رانده شدن هنرمندان و بی توجهی روزافزون به آنها و معیشت آنان که نشان از هنر ستیزی دولت جمهوری اسلامی ایران است.
در پی انتشار خبر تأسف انگیز و دلخراش در گذشت شاعر خوزستانی «قاسم آهنین جان» که ابتدا به دلیل عدم توانایی در پرداخت هزینه‌ها از بیمارستان اخراج شده و با وجود ابتلا به سرطان عذر او را خواسته بودند که در نتیجه  جان خود را از دست میدهد. یا از بازیگری نام آشنا «ثریا حکمت»  باید گفت که در فقر مطلق و در کمال بی توجهی مسؤلین به وضعیت بد معیشتی وی، جان داد.همچنین  چه بسیار نوازندگان و یا سازندگان سازهای سنتی که سال‌هاست دیگر دست به ساز نبرده اند، چراکه به علل مختلف همچون عدم حمایت مالی، از صحنه اجرا باز مانده اند.  شاید گاهی برای دل‌های شکسته‌ی خودشان بنوازند. چنین هنرمندانی تنها محل درآمدشان از راه ارائه هنرشان میباشد. از آنجا که هنرمندان از حمایت دولت بی بهره‌اند، حقوق ثابت ندارند و در وضعیت کرونایی شرایطی به مراتب وخیم تر پیدا کرده‌اند، عدم بازپرداخت بموقع هزینه‌های بیمه تکمیلی  فشار مضاعفی نیز بر آنها وارد کرده است.
از طرفی هریک از مسئولین ناکارآمد نیز با انداختن توپ در زمین دیگری، هیچ ‌یک پاسخگوی مطالبات هنرمندان زحمتکش نمی باشند. فقر هنر پرور نیست بلکه دشمن هنر است وباعث انحطاط هنر می‌شود.کسی که تا دیر وقت مجبور است کارکند وقتی برای مطالعه ندارد، پس چگونه می تواند هنرمند باشدامروزجامعه ما به تبع فقر مادی به فقر هنر نیز گرفتار شده است که عواقب فقر هنر کم از فقر اقتصادی نیست. فقر سلیقه هنرمند را به یک سلیقه ی عام تبدیل میکند و این مهم‌ترین نکته در جلو گیری از رشد فرهنگی، رشد شعور و البته رشد هنر در همه‌ی شاخه‌های آن است.
مسؤل رسیدگی به امور هنرمندان ارگانها و اداراتی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و …  میباشند، اما آیا براستی این ارگانها در این حوزه به مسؤلیتهای خود در زمینه حمایتهای اقتصادی و فرهنگی عمل میکنند؟
یا تنها در فکر ویرانی و غارت هنر ایران زمین و خوار و حقیر شمردن هنرمندان هستند.
ما فعالان حقوق بشر اعلام میکنیم: فقر و محرومیت از تامین اجتماعی، فعالان عرصه هنر و هنرمندان ایران در حالی رو به گسترش است که در ماده ۲۵اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران از امضاء کنندگان این سند معتبر بین المللی می باشد. بر محق بودن افراد بر تامین اجتماعی مناسب تأکید میکند چه به لحاظ خوراک،مسکن و برخورداری از خدمات حمایتی اجتماعی درمواقع بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، پیری و یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد که باید از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردارشود.امابرخوردهای قهرآمیز ارگانهای امنیتی و قضائی با شهروندان ایران بر خواسته های این افراد مصداق بارز نقض حقوق بشر نیز می باشد.

1417

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان

فراخوان جلسه سخنرانی کمیته پژوهش – ۲۶ فوریه ۲۰۲۲

کمیته پژوهش برگزار میکند

جلسه هم اندیشی

(به مناسب شروع بیست و دومین سال فعالیت کانون)

                              تبادل نظر، گفتگو، پرسش و پاسخ

با موضوع:

مروری بر فعالیت های ۲۱ ساله

 کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

مهمان جلسه:

منوچهر شفایی

 (فعال حقوق بشر، بنیانگزار کانون دفاع از حقوق بشر در ایران)

زمان برگزاری : شنبه ۲۶  فوریه ۲۰۲۲ ساعت ۱۵ بوقت اروپای مرکزی

مکان برگزاری :

 ۱ . فضای مجازی زووم

https://zoom.us/j/8057930858?pwd=OTB2U2xEYkd3UlgxRUY5WG43ZlM5dz09

۲ فضای مجازی یوتیوب

https://www.youtube.com/channel/UCcEgwhyDjX8eJAgN0KgEoMw

۳ . اپلیکیشن کانون (پخش مستقیم از تلویزیون)

 

    مسئول جلسه: مازیار پرویزی

منشی جلسه:  نرگس مباشری فر

مسئول صدا و تدوین: سمانه بیرجندی ، مصطفی منیری

ادمین جلسه: محمدحسن حسن زاده مهرآبادی، منصوره کاویانی ، رزا جهان بین

 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته پژوهش

اطلاعیه ۱۴۵۷ کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی با موضوع قطع اینترنت ابزاری برای پنهان کردن نقض فاحش حقوق‌بشر

قطع اینترنت ابزاری برای پنهان کردن نقض فاحش حقوق‌بشر

سانسور اینترنت در ایران: با جستجوی کلماتی همچون حذف، بازداشت، شکنجه، سرکوب، کشتار، اعدام و … در اینترنت، صفحات و خبرهای بی‌شماری، از کارنامه دولتمردان جمهوری اسلامی ایران مشاهده خواهید کرد که در بیش از چهار دهه نه تنها متوقف نشده بلکه با کوچکترین اعتراض، مطالبه گری و دادخواهی مردم، گرفتار موارد فوق میشوند. کشوری غنی با ثروت و منابع طبیعی فراوان و مردمی که محروم از نیازهای ابتدایی هستند. حال نه تنها هیچ ارگان و مسئولی پاسخگو نیست بلکه با قطع اینترنت (عدم اطلاع رسانی) سرپوشی برای سرکوب تجمعات و اعتراضات خود میسازند تا مبادا صدای فریاد مردم  به گوش رسانه‌ها برسد و به دور از رسانه‌ها پاسخ آنها را با گلوله مستقیم بدهند.
ایران بعد از چین بیشترین محدودیت‌ها و سانسورهای اینترنتی را وضع کرده است و همچنان از بدترین کشورهای جهان برای آزادی اینترنت است. در طی سال ۱۴۰۰، مرکز بررسی جرائم سازمان‌یافته سپاه پاسداران صدها کاربر اینترنت و افراد فعال در فضای مجازی را با اتهام‌هایی چون «مدلینگ، امنیت اخلاقی، توهین به مقدسات و اعتقادات دینی مردم» بازداشت کرده است.
در پی تظاهرات دی ماه ۱۳۹۶ دولت اقدام به فیلترینگ دو پیام‌رسان معروف تلگرام و اینستاگرام نمود. تلگرام پس از حدود دو هفته رفع فیلتر شد. اما مجدد اردیبهشت سال ۱۳۹۷ تلگرام با دستور قضایی فیلتر شد. اعتراضات ۱۳۹۷ ایران مجموعه تظاهراتی که از مرداد ۹۷ در بحبوحهٔ افزایش قیمت طلا و نیز رشد شتابان قیمت سکه و کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار شروع شد و از منطقه شاهپور جدید اصفهان و کرج به نقاط دیگری گسترش یافت و با قطع و اخلال در شبکه اینترنت همراه شد.

قطعی سراسری ۱۳۹۸ اینترنت در ایران از پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین قطعی‌های اینترنت در جهان بوده‌است. این واقعه بزرگ‌ترین قطعی در تاریخ اینترنت ایران بود. در مقایسه با اختلالات پیشین، محدوده این قطعی گسترده‌تر و مدت زمان آن نیز بیشتر بود. محدوده قطعی تمام خاک ایران را دربرگرفت. قطع اینترنت با چنین پیچیدگی‌های وسیع تدارکاتی (لجستیکی) تا کنون در جهان سابقه نداشته‌است. آخرین بار که در ایران اینترنت قطع شد، صدها نفر کشته و هزاران تن بازداشت و شکنجه شدند. وقتی اینترنت قطع می‌شود، جنایت آغاز شده – این به سنتی در ایران تبدیل شده است.
در سیستان و بلوچستان قطع تقریبا کامل اینترنت پس از شروع اعتراضات در روز پنجم اسفند ۱۳۹۹ آغاز شد. این اعتراضات در پی گزارش‌ها و فیلم‌هایی صورت گرفت که حاکی از آن بود که نیروهای سپاه پاسداران گروهی از سوخت‌بران غیرمسلح را در نزدیکی شهر مرزی سراوان با شلیک گلوله هدف قرار داده و چندین تن از جمله دو کودک را کشتند. تجمع اعتراضی کشاورزان اصفهان در ۲۸ آبان سال ۱۴۰۰ به‌صورت گسترده و مسالمت‌آمیز بر بستر خشک زاینده‌رود در اعتراض به خشکسالی و قطع حق‌آبه شکل گرفت. در پی این اعتراضات جمعه ۶ آذر اینترنت تلفن همراه در اصفهان قطع و حتی تماس تلفنی با اختلال مواجه شد. ۵ آذر، روزنامه شرق با انتشار توئیتی از قطعی اینترنت در برخی از مناطق اصفهان خبر داد. اپراتورهای ایرانسل و همراه اول در اصفهان قطع شده و کاربران امکان استفاده از آن را نداشته اند.
از آنجائی که دولت جمهوری اسلامی ایران تاب شنیدن انتقادات شهروندان را ندارد فقط وانمود به احترام اصل آزادی بیان و قلم میکند ولی در اصل به طور مستمر و سیستماتیک اقدام به سرکوب گسترده شهروندان در زمینه آزادی بیان عقیده  و قلم مینماید.                             
ما با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص ماده ۳: حق حیات و امنیت زندگی برای همه، ماده ۵:شکنجه ممنوع، ماده ۹: عدم توقیف، حبس یا تبعید غیر قانونی، ماده ۱۹: حق آزادی بیان، ماده ۲۰: حق آزادی تجمع و تظاهرات، همواره عدم دسترسی شهروندان ایران به اینترنت و محرومیت آنها از دسترسی به شبکه های اجتماعی که مصداق سرکوب آزادی بیان و ناقض اسناد بین المللی حقوق بشر است محکوم نموده و همچنین خواستار محاکمه مسئولان در خصوص سرکوب، شکنجه، شلیک مستقیم و کشتار مردم در یک دادگاه عادل هستیم .

 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی

اطلاعیه ۱۴۵۸ نمایندگی منطقه جنوب آلمان با موضوع چشمانت را میگیرم، تا شاید جرعهای آب به تو ببخشم!!!؟

چشمانت را میگیرم، تا شاید جرعهای آب به تو ببخشم!!!؟

در سایه عدم مدیریت، برنامه ریزی و توسعه صحیح در خصوص منابع زیست محیطی، بیابانها گسترش یافته، زمینهای بسیاری خشک و قابل زراعت نسیتنداستفاده بی رویه از آبهای سطحی و زیر زمینی، حفر چاه های غیر مجاز و بی رویه و صادرات آب به کشور های همسایه با وجود کم آبی در ایران و در اصل بی تدبیری مسئولان دولت جمهوری اسلامی ایران مزید بر علت شده است .
امروزه مردم، در تلاشند تا راهی برای بقای خود و فرزندانشان بیابند اما نه تنها مسئولین برای گریز از این  معضل برنامه و ایده ای نداشته اند بلکه برای جلوگیری از خواسته ها و اعتراض مردم طبق روال سرکوب را پیشه کرده وعدالت، حقوق شهروندی و اجتماعی از آنها گرفته شده است.
آنگاه که فعالان محیط زیست، فریاد میزدند فاجعهای هولناک در کمین ایران است، دولتمردان بدون اینکه اقدامی برای محیط زیست انجام دهند، آنها را محکوم و زندانی میکردندحال مردم دیگر آب برای آشامیدن و تهیه رزق و روزی ندارند و برای درخواست ابتداییترین حقوق شهروندیشان که دسترسی به منابع آب آشامیدنی و کشاورزی است به بستر خشک و بی جان زاینده رود آمدهاند.
در اصفهان بر مردم چه گذشت؟
کشاورزان اصفهان خواهان تامین حقآبه کشت پاییزه خود مخصوصا برای کشت گندم بودنددر ابتدا تمرکز دولت به روی تفرقه افکنی میان معترضان دو شهر “اصفهان و چهارمحال بختیاری” بود تا بتواند با ایجاد نفاق و تنش بین آنها، خود را از اتهام ناکارآمدی برهانند، در ۵ آذر ۱۴۰۰ یگان ویژه و لباس شخصیها تلاش کردند تا مانع از حضور مردم در بستر زاینده رود شوند و برای جلوگیری از شکلگیری تجمعی دیگر در بستر رودخانه اقدام به شلیک مستقیم گاز اشک آور میان انبوه جمعیت کردندتعداد پرشماری از نیروهای انتظامی برای متفرق کردن و سرکوب معترضان، به ضرب و شتم آنها، استفاده از شوکر و شلیک گاز اشک آور و گلوله ساچمهای متوسل شدندشماری از شهروندان از جمله تعدادی از معترضان سالمند نیز مجروح شده و یا به دلیل استنشاق گاز اشکآور در تنفس دچار مشکل شدندبر اساس اطلاعات به دست آمده از سوی فعالان حقوق بشر، بیش از ۳۰۰ معترض در تظاهرات مسالمتآمیز کشاورزان به سوءمدیریت بحران آب در اصفهان دستگیر شدند حدود ۴۰ نفر در بیمارستان کاشانی و الزهرا بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی بستری شدند که از ناحیه چشم چپ یا راست نابینا شده بودندبسیاری از معترضان با وجود داشتن تعداد زیادی گلوله در بدنشان که ممکن است عفونی شود، از درخواست کمک پزشکی ترسیدندیک منبع آگاه در اینباره گفت:
ماموران مستقر در بیمارستان خانوادههایشان را تهدید کردهاند که اگر به کسی بگویند دستگیر خواهند شد.
درمیان کسانی که بینایی خودراازدست دادهاند،یک کودک ۱۶ ساله دیده میشود که توسط نیروهای امنیتی از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار گرفته استاو پدر ندارد، او کارگر تراشکار است و با نامادریاش زندگی می کندفرد دیگری چشم چپ خود را از دست داده استاو قبل از انتقال به بیمارستان به قدری مورد ضرب و شتم قرار گرفت که در ادرارش خون وجود داشتمعترضانی که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اجازه دارند بدون حمل سلاح راهپیمایی و اجتماع کنند و این در حالی است که نیروی انتظامی، با به آتش کشیدن چادر معترضین، شلیک با گلولههای ساچمهای بار دیگر خشونت را به همدلی و چارهیابی ترجیح دادند.
ماده بیست و یکم از کنوانسین حقوق سیاسی و مدنی (که ایران هم از امضا کنندگان این میثاق میباشد)
حق تشکیل مسالمت آمیز مجامع به رسمیت شناخته میشود. هیچ محدودیتی در مورد اعمال این حق صورت نمی گیرد مگر مطابق قانون آنهم در یک جامعه دموکراتیک و بطور ضروری در جهت نفع (مصلحت) امنیت ملی، ایمنی عمومی، نظم عمومی، حفاظت از سلامت و اخلاق عمومی و یا حفاظت از آزادیهای دیگران باشد.
ما فعالان حقوق بشر، دولت جمهوری اسلامی ایران را به استفاده از تفنگهای جنگی و ساچمه ای علیه معترضان را نقض آشکار حقوق انسانها دانسته و خواستار توقف سرکوب مردم معترض واستفاده از سلاح هستیمدولتمردان جمهوری اسلامی ایران و نیروهای سرکوبش، با تخطی از:
ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، مبنی بر حق حیات برای همه، ماده ۵:شکنجه ممنوع، ماده ۸: رعایت حقوق انسانی توسط قانون، ماده ۱۹: حق آزادی بیان، ماده ۲۰: حق آزادی تجمع و تظاهرات دست به اسلحه بردند و این بار با قساوت تمام، چشمان مردم را نشانه گرفته و کشاورزان معترض را، اجنبی و دشمنان وابسته به نیروهای خارجی خواندندما همچنین با اصرار بر اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو بخصوص هدف ۶ تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه، آمران و عاملان این سرکوب را محکوم کرده و بر حل مشکلات معیشتی مردم، بدون برخوردهای قهری و خشونت آمیز تاکید داریم .
1458

 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نمایندگی منطقه جنوب آلمان

اطلاعیه ۱۴۵۶ کمیته دفاع از حقوق زنان با موضوع شهروندانی که به جرم زن بودن کشته می شوند

شهروندانی که به جرم زن بودن کشته می شوند

روزنامه شرق طی گزارشی، از  ۱۲۰۰ مورد زنکشی با انگیزههای ناموسی در کل ایران در ۲۰ سال گذشته خبر داداین آمار طبق رصد فعالان حقوق زنان به دست آمده استدرهمین حال سال ۱۳۹۸ “خبرگزاری ایسنا” در گزارشی به استناد تحقیقات دانشگاهی نوشت که «بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد قتل ناموسی سالانه» در ایران رخ میدهد و «قتلهای ناموسی» حدود ۲۰ درصد از کل قتلها و ۵۰ درصد از قتلهای خانوادگی در ایران را تشکیل میدهد.

قتلهای ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوند گفته میشود.
این قتلها با انگیزههای مختلف انجام میگیرد و در بسیاری از موارد فقط گمان بردن به اینکه زنی آبروی خانواده را برده است، کافیست.
یادآور میشویم  ایران یکی از چهار کشوری است که به کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان تاکنون ملحق نشده ‌‌است.
ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی تصریح می کند که اگر شوهری زن خود را در رابطه با دیگری ببیند، می تواند فورا او را به قتل برسانداما در بسیاری موارد قتلهایی که توسط برادر، پدر، عمو و پسر عمو نیز انجام می شود با تکیه بر این قانون مرتکبان قتل از مجازات معاف می شوند.
همچنین ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی در مواردی که قاتل پدر یا جد پدری دختر باشد آنها نیز از مجازات معاف می شوندماده ۶۳۰ و ۲۲۰  قانون مجازات اسلامی که در ارتباط با زنان مشاهده و معنا پیدا میکنندچرا که این دقیقاً جایی است که خشونت علیه زنان از مجراهای قانونی و لوایح مجوز گرفته و با توسل به تفکر مردسالاری و سنتهای ارتجاعی پیاده می شود.
به گزارش فعالین حقوق زنان بیش از ۵۰ مورد قتل زنان و دختران کودک همسری، در سال ۱۴۰۰ گزارش شده است، از این بین اسامی فائزه ملکی ۲۲ ساله، گلاله شیخی ۲۶ ساله، خواهران سحر ۲۶ ساله و بیان ۳۷ ساله، گلاله دهار ۳۸ ساله، نگار احمدی ۲۷ ساله، آسیه حاصلی فر ۲۴ ساله،  سحر مرادی (رضایی۳۳ ساله، مبینا سوری ۱۴ ساله، محبوبه محمدزاده، رویا ۲۴ ساله تهران و شکیبا بختیار دختر ۱۶ ساله و … که قربانی قتلهای ناموسی شدهاند.
حجاب اجباری و تهدید زنانگی در همهٔ عرصهها از یکطرف، و رواج بیبندوباری جنسی شرعی از طرف دیگر، پارادکس این تفکر استقانونی کردن چند همسری، پایین آوردن سن ازدواج و ترویج رابطه صیغهای، و کودک همسری چیزی نیست جز ایجاد بازار بردگی جنسی که تبدیل به سنت رایج در ایران  شده که دولت با تکیه بر قوانین شرع همواره در تلاش برای گسترش آن است.
ما فعالین حقوق زنان در ایران بر این باوریم قوانین دولت جمهوری اسلامی ایران به ویژه در امور زنان که زمینه تشدید خشونت علیه آنان را فراهم کرده است، ناقض مستمر، برنامه ریزی شده و آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر از جمله ماده ۱همه آزاد و برابر بدنیا آمده اند، ۲عدم تبعیض، ۳حق حیات برای همه، ۷همه در برابر قانون مساوی هستند وماده ۸رعایت حقوق انسانی توسط قانون می باشد.  خواهان رعایت آن ها و پذیرش کنوانسیون رفع خضونت علیه زنان شده و همچنین اصرار و تاکید بر اجرایاهداف۱۷ گانه سند ۲۰۳۰ یونسکو از جمله هدف پنجمدستیابی به تساوی جنسیتی و توانمند سازی تمام زنان و دختران  هستیم.

1456

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق زنان

اطلاعیه ١۴۶١ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع شادی و آرامش، سهم گمشده کودکان ایران

شادی و آرامش، سهم گمشده کودکان ایران

در این روزهای پایانی سال شمسی همهً نهادهای بزرگ و کوچک، شناخته شده یا گمنام در حال رایزنی برای دریافت بودجه بیشتری می‌باشند، اما در این شرایط فراموش کرده‌اند که وارثان اصلی این سرزمین؛ میلیون‌ها کودکی هستند که نه ردیف بودجه‌ای به نام‌شان هست و نه حامی قدرتمندی دارند که برای‌شان رایزنی کند و سهم کودکان را از لابی‌های قدرتمند بگیرد.
در حالیکه چشمان معصوم کودکان‌، مخصوصا کودکان کار که شرایط زندگی؛ آرزو و خنده‌های کودکانه‌شان را به سرقت برده است، کودکانی این چنینی، نه می‌دانند لابی گری چیست، نه میدانند که ملاحظات بودجه‌ای چه معنایی دارد و نه نامی از صدها موسسه ریز و درشتی شنیده‌اند.
سهم کودکان کار کجاست‌؟ در ایران نیز تعداد کودکان کار به دلایل گوناگون رو به افزایش است اما آمار دقیقی در مورد کودکان کار وجود ندارد. بیش از ۲۰هزار نفر کودک کار در تهران تأیید شده‌است، اما به دلیل اینکه اغلب کودکان کار هیچ گونه ثبت هویتی ندارند؛ آمار دقیقی در این زمینه نمی‌توان ارائه کرد.

آیا مسئولین با خود فکر کرده اند که ۱۰ سال آینده وقتی چنین کودکانی که، نه تفریحی و نه امنیت روانی و نه کودکی کرده‌اند؛ نه هوای پاکی داشته‌اند و حتی آرامش و شادی ندارند، چگونه قرار است آینده این جامعه را ساخته و مدیریت کنند؟
سید سعید زمانیان عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی گفته بود:  ۹۵ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و امور جاری میشود! پس سهم آموزش و پرورش و حتی خلق شادی، نشاط و آرامش برای کودکانی که باید انسان های خوب و سالمی باشند، کجاست؟ چه تعداد اردوگاه تفریحی-آموزشی در سال‌های اخیر ساخته شده است؟
مگر نه اینکه چنین مکان‌هایی شرط لازم برای آموزش مهارت‌ها و مفاهیمی پایه است؟
سهم بودجه‌ای مبارزه با معضل کودکان چاق و کم تحرک کجاست؟
دولت جمهوری اسلامی ایران سالیانه میلیاردها تومان هزینه نهادها و تبلیغات مذهبی، سازمان بسیج، حوزه‌های علمیه، بنیاد فرهنگی قاسم سلیمانی، ستاد مرکزی راهیان نور، آستان قدس امام خمینی، ستاد امر به معروف و چندین نهاد دیگر که نه تنها هیچ خاصیت و منفعتی برای رشد و ترقی کودکان و جامعه ندارند بلکه جهت ترویج خشونت، خرافات و عقب‌ماندگی و ایجاد تنش در منطقه خاورمیانه اینگونه سرمایه‌های کشور ایران را از بین میبرند و کودکان ما از روی نا امیدی و سرخوردگی، فقر، محرومیت‎‌ها و کمبودها و عدم داشتن امید به آینده به دنبال اعتیاد و یا دست به خودکشی می‌زنند.
امروزه بسیاری از کودکان در سراسر ایران به خاطر بد یا بی‌سرپرستی، آواره‌گی‌های ناشی از بی‌تدبیری و بی‌تفاوتی مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت به جامعه، آلوده به انواع بیماری‌های خطرناک، اعتیاد، ترک تحصیل و فقر، یا در شرایط دشواری به سر می‌برند یا در چنگال افراد پلید درگیر انواع سوءاستفاده‌ها قرار می‌گیرند، مانند توزیع مواد مخدر، خودفروشی و کار اجباری. رسانه‌های دولتی ایران از ترک تحصیل یک میلیون دانش‌آموز در سال ۱۴۰۰ خبر دادند. با چنین رویکردها، کودکان در کجای جامعه­ی فردا قرار خواهند گرفت؟! وقتی این کودکان از رفتارهای ناهنجار، حتی محرومیت از مهر پدر و مادر و شرایط سخت روزگار امروز رنج ببرند و متاثر شوند پس فردای این‌ها و فردای زندگی اجتماعی مردم چه خواهد شد؟! شرایط کودکان به شدت تهدید کننده و قابل نگرانی هست.
ما اعضای کمیته کودک و نوجوان، اعلام میداریم: با استناد به اصل ٣ بند ٣ و اصل ٣٠ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (آموزش و پرورش اجباری و رایگان برای کودکان)  اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۱ همه آزاد و برابر بدنیا آمده اند، ماده ۲۵ حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه، ماده ٢۶ حق تحصیل رایگان برای همه ماده ۲۸ حق دنیای زیبا و آزاد برای همه هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی، حقوق و آزادی‌هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد؛ تا کودکان و نوجوانان کشورمان با امید به زندگی سالم و شاداب پی ریزی آینده‌ای بهتر را برای کشور در پی گیرند .
دولت جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس تعهدات و محتوای پیمان‌نامه و کنوانسیون حقوق کودک اقدامات زیر را بطور جدی انجام دهد:
۱هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.

۲زمانی که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در رأس قرار گیرد.

۳کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.

۴. کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

1461

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

اطلاعیه ۱۴۶۴ کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی با موضوع جان زندانیان دگر اندیش و منتقد در خطر است

جان زندانیان دگر اندیش و منتقد در خطر است

این روزها، درکنار اخبار دلخراشی چون بحران بیآبی در خوزستان، افزایش مرگ و میر در اثر کرونا، ‌ فقر، خشونت، ‌قتلهای خانگی و خودکشی، ‌ اخباری همچون اقدام به ربودن مخالفان و منتقدان، همچنین قتل و تروربرنامه ریزی شده افراد دگر اندیش و سیاسی توسط دولتمردان جمهوری اسلامی ایران نیز موجب افزایش نگرانی بر جامعه ایرانی در داخل و خارج از کشور و خانوادههای آنها شده است.

بکتاش آبتین از اعضای زندانی کانون نویسندگان ایران شنبه ۱۸ دیماه درگذشتآقای آبتین روز دوشنبه ۱۵ آذرماه به دلیل بروز علائم شدید کرونا از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده و با فاصله چند روز به دلیل حال نامناسب جسمی به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شداین نویسنده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۵ سال حبس محکوم شدکانون نویسندگان ایران که خبر درگذشت عضو زندانی خود را منتشر کرده است، پیشتر با انتشار بیانیهای نسبت به وضعیت حال عمومی بکتاش آبتین ابراز نگرانی کرده بود و با اشاره به اینکه وضعیت کنونی آقای آبتین به دلیل عدم رسیدگی به موقع پزشکی و اعزام به بیمارستان وخیم شده است، نوشت “حکومت جمهوری اسلامی، مسئول عواقب هر اتفاقیست که برای نویسندگان زندانی بهخصوص بکتاش آبتین پیش آید“. دولت عامدانه جان زندانیان عقیدتی و سیاسی را به بازی گرفته است و آنان باید پیش از وقوع هر فاجعهای آزاد شوند، خاصه آنکه همه میدانیم این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشدهاند که بخواهد مجازاتی برایشان در کار باشد.
جمعی از زندانیان عقیدتی و سیاسی اندرزگاه ۸ زندان اوین با انتشار یک بیانیه ضمن اشاره به شیوع مجدد ویروس کرونا در کشور و زندان ها، نسبت به احتمال وقوع “سونامی مرگ” در زندان های کشور هشدار داده و خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان و یا دستکم اعزام به مرخصی آنان شدند.
این زندانیان در بخشی از این بیانیه با اشاره به فضای محدود و انبوه زندانیان در زندان ها بدون امکانات بهداشتی پیشگیرانه و رعایت فاصلهی اجتماعی نوشتند “از این پس هر زندانی که به بیماری کرونا مبتلا شود، مصداق آزار و شکنجه و چنانچه به همین بیماری جان خود را از دست دهد، مرگش قتل عمد محسوب خواهد شد“. زندانیانی که فقط در طول یک سال گذشته در زندان به قتل رسیدندبهنام محجوبی، ساسان نیک نفس، شاهین ناصری، هادی عطازاده، امیرحسین حاتمی، خسرو جمالی فر، یاسر منگوری و در مورد اخیرا نیز عادل کیانپور، زندانی محبوس در در شرایط پرابهامی در زندان شیبان اهواز جان خود را از دست داداین واقعه یک هفته پس از آغاز اعتصاب غذای آقای کیانپور در اعتراض به روند رسیدگی به پرونده و در پی عدم رسیدگی پزشکی صورت گرفته استدلیل فوت این زندانی تاکنون مشخص نشده و پزشکی قانونی، مقامات زندان و قوه قضاییه نیز هنوز در این خصوص اظهار نظری نکرده استاز جزئیات پرونده آقای کیانپور جزئیات قابل تائیدی در دست نیست، با این حال گفته میشود که وی پس از بازگشت به کشور بازدشت شده و از حدود ۱۴ ماه قبل در زندان شیبان اهواز بسر میبرده است.
گفتنی است آقای کیانپور مهرماه امسال در زندان شیبان اهواز به ویروس کرونا مبتلا شده بودعادل در یک فایل صوتی درباره اعتصاب غذای خود گفته بود: من عادل کیانپور زندانی سیاسی در راستای اهداف منشور حقوق بشر، در برابر ظلم حاکم بر ما، بنام کشور و ملت و در راه عدالت، اعتصاب غذای خود را بصورت رسمی در تاریخ ۴ دی شروع کرده و به تمام مردم و سازمانهای حقوق بشری اعلام می نمایم.
مرگ این زندانیان در زندان، اولین مورد نیستولی دریغ بگویید که هنوز در زندانهای دولت جمهوری اسلامی ایران، زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که به دلیل شرایط نازل یا وضع غیرانسانیترین مجازاتها و ایجاد شدیدترین اوضاع روانی، بهگونه برنامه ریزی شده، شکنجه و حقوق انسانیشان نقض میشود و به مرگهای مشکوک دچار میشوندمرگ زندانیان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندانهای ایران امری مسبوق به سابقه است.
ما فعالان حقوق بشر ضمن محکوم کردن این قبیل اقدامات غیر قانونی و غیرانسانی از جمله فوت عادل کیانپور و بکتاش آبتین و دهها مورد دیگر، با آزادی سایر زندانیانی که در وضعی مشابه به سر میبرند، مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران از ادامه تضییقات غیرقانونی خودداری ورزندو همچنین پشتیبانی خود را از دادخواهی مادران و خانوادههای داغدار اعلام می کنیم. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۵ و همچنین ماده ۷ میثاق حقوق مدنی – سیاسی خود صراحتاً بر منع شکنجه تاکید می کند: «هیچکس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گرددازنهادهای بین المللی مرتبط و نیز مسئولین کشورهای متبوع خود درخواست داریم که برای حفظ امنیت جانیشان برای پایان بخشیدن به اینگونه فعالیتهای ضد حقوق بشری دولت جمهوری اسلامی ایران، گامهای موثرتری بردارند.

1464

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی

اطلاعیه ۱۴۶۸ کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر با موضوع کارگران معادن، بدون حقوق شهروندی

کارگران معادن، بدون حقوق شهروندی

تعداد زیادی از معادنی که در دل کوه های ایران قرار دارند، توسط چند هولدینگ خصوصی بزرگ مورد بهره برداری و استخراج قرار می گیرند.
هدف اصلی این شرکت ها سود آوری است، در نتیجه تمام تلاششان در جلب رضایت کارفرمایان است تا کارگرانی که در شرایط طاقت فرسا و با روش های سنتی و منسوخ و کم هزینه در این معدن  بدون رعایت حق شهروندی و حمایتی، روزگار را به سختی می گذرانند وشرایط را تحمل می کنند.
در این معادن مبنای پرداخت دستمزدها  بر اساس حجم استخراج محاسبه میشود در نتیجه  خبری از فیش حقوقی دراین معادن نیست.
حقوق یک معدنکار در سال جاری بین ۴ میلیون و یکصد هزار تومان تا ۹ میلیون تومان با کلیه مزایا و اضافه کاری بوده است که متناسب با شرایط سخت معیشتی حاکم بر کشور نیست.
قراردادهای غیرقانونی و یک طرفه: در بیشتر معادن قراردادها مطابق  قانون نیست  وکارگران همان اول قرار داد ناچارند تائید کنند که کلیه حقوق قانونی خود را از کارفرما دریافت کرده اند ووثیقه بدهند که بعدا شکایتی علیه کارفرما مطرح نخواهند کرد.
هر اعتراضی هم موجب اخراج و برکناری از کارمی شود. از این گذشته دست کارفرمایان هم برای مدت قرارداد کار باز گذاشته شده و یک معدنکار نمیداند که با همه تحمل سختی ها و مخاطراتی که در شغل وجود دارد، آیا در این شغل تا رسیدن به باز نشستگی خواهد بود یا خیر؟
حفظ سلامت و حوادث ناشی از کار: حدود ۱۰۰ هزار نفر در معادن کشورمشغول بکارند در دهه ۹۰ بیش از ۳ هزار مورد حادثه در معادن اتفاق افتاده که حدود ۱۳ هزار معدنچی مصدوم و تعداد ۴۳۰ معدنچی جانشان را از دست داده اند. بیشتر حوادث در معادن زغال سنگ اتفاق می افتد.
حادثه باب نیمروز کرمان در سال ۱۳۸۸, یال شمالی سال ۹۱ در طبس یزد، یورت گلستان در سال ۹۶و همین اواخر طرزه سمنان و نمونه هائی از حوادثی بزرگی است که موجب فوت معدنچیان شده است در کنار این موارد حوادث کوچکتری بسیاری هم در نقاط مختلف کشور، موجب مصدومیت و فوت تعدادی از کار گران شده است.
گذشته ازشرایط پر خطر این شغل، بکار بردن روشهای کهنه و فرسوده استخراج و استفاده از  تجهیزات ایمنی و بهداشتی ناکافی و نامناسب، از تهدیدات دیگری است که سلامتی شاغلین این حرفه را نشانه رفته، طوری که بسیاری ازمعدنچیان از بیمارهای حاد قلبی و تنفسی رنج می برند و سالهای بعد از میان سالی را با انواع مشکلات جسمی دست و پنجه نرم می کنند.
مهاجرت: وجود انواع بیعدالتی، مشکات معیشتی، نداشتن بیمه اجتماعی، عدم امنیت شغلی و نگرانی از آینده خود و خانواده موجب شده است  که عده ای ازمعدن کاران به امید دست پیدا کردن به حقوق واقعی و برخورداری از مراقبتهای شغلی راهی کشورهای دیگرشده و تن به مهاجرت دهند.
با آنکه دولت جمهوری اسلامی ایران وظیفه دارد ازحقوق قانونی و انسانی کارگران حمایت نماید اما نقش منفعل دولت و عدم نظارت درست بر شرایط کاری این کارگران، دست  کارفرمایان را برای زیر پا گذاشتن حقوق کارگران باز گذاشته است.
ما فعالان حقوق بشر با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوصماده ٣حق حیات برای  همه، ماده ۶: ارزش انسانی در همه جا، ماده ۲۳: حق امنیت کار، ماده ٢۵حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه و همچنین هدف هشتم از اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ سازمان یونسکو: ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه خواستار رسیدگی به وضعیت این قشر و دیگر کارگران ستم دیده وآسیب پذیر هستیم .   

1468

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر

اطلاعیه ۱۴۶۶ کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان با موضوع غیر از باورمندان شیعه ۱۲ امامی (اصولی)، همگی شهروند درجه ۲ یا کافرند

غیر از باورمندان شیعه ۱۲ امامی (اصولی)، همگی شهروند درجه ۲ یا کافرند

آیت اله خمینی پس از انقلاب ۵۷ به تمامی پیروان ادیان الهی اطمینان داد، که  از این پس از عزت و احترام برخوردار خواهند بود وهمانند سایر شهروندان با آنها برخورد خواهد شد . چه کسی فکرش را میکرد که ۴۰ سال بعد بسیاری از غیر مسلمانان بجای برخورداری ازشان و منزلت اجتماعی یا ناگزیر به مهاجرت و ترک وطن و یا ناچار به صرف نظر کردن از حقوق انسانی واجتماعی خود گردند.
با آنکه اصل ۱۳ قانون اساسی ایرانیان مسیحی، زرتشتی و کلیمی را ( به عنوان  پیروان سایر ادیان شناخته شده ) به رسمیت می شناسد، اما این اصل نتوانست برای این گروه از هموطنان تضمینی برای برخورداری از حقوق اجتماعی و حمایت قانونی فراهم کند چه رسیده به باورمندان ادیان دیگری مثل یارسان، مندائیان، بهائیان، بودائیان و که در این اصل از قانون اساسی  حتی به رسمیت هم شناخته نشده اندآنچه که در دولت جمهوری اسلامی ایران همیشه وجود داشته تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان بوده تا جایی که آثار این نگرش در تدوین سایر قوانین هم به وضوح قابل مشاهده است و شکل کاملا قانونی به آن داده است.
نمونه برجسته این گونه تبعیض ها را در ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی میتوان مشاهده کرد “کافر از مسلم ارث نمیبرد و اگر در بین ورثه متوفای کافر مسلم باشد وراث کافر ارث نمیبرند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.”   تلاش  فراوان نماینده زرتشتیان در مجلس هم نتوانست با اصلاح و یا اضافه کردن تبصره ای به این ماده موجب به رسمیت شناختن ادیان رسمی و خارج شدنشان از عنوان کافر  شود و همچنان پیروان این  ادیان کافر محسوب  می شوند. اگر چه مقامات جمهوری اسلامی ایران برای حفظ ظاهر، هر ساله از بزرگان باورمندان دینی تجلیل میکنند اما در عمل نیت واقعی چیز دیگری است.‌
به گفته نماینده سابق زرتشتیان در مجلس، با این که پیش از انقلاب، زرتشتی ها در ارکان دولتی اشتغال داشتند اما در حال حاضرنه تنها از ورود آنها به مشاغل دولتی ممانعت میشود بلکه برای تحصیل فرزاندانشان در مدارس هم با مشکل مواجه هستند.
نحوه ورود به ارتش هم  قانون تبعیص آمیز دیگری است که ورود غیرمسلمانان را به مشاغل نظامی غیر ممکن میسازد زیرا در این قانون، شرط ورود تدین به اسلام  تعیین شده است.
طبیعتا وجود این قوانین در کنار رفتار تبعیض آمیزدولت متناقض اصل ۲۸ قانون اساسی است “هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست برگزیند‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.” 
آقای نیکنام ، نماینده سابق زرتشتیان در مجلس معتقد است که زرتشتیان از حق آزادی انجام مراسم  برخوردار نیستند مثلا  آتشی که برای اجرای مراسم بر پا کرده اند و باید تا صبح روز بعد روشن بماند  ساعت هفت عصر توسط آتشنشانی فرو نشانده میشود.
هموطنان اهل سنت از نا کافی بودن مسجد برای مراسم عبادی، عدم امکان داشتن حضور در جمع دولتیان شاکی هستند.
دراویش، یارسان و دیگر اندیشان هم امکان نیایش و حضور در امور دولتی را ندارند
بهاییان معتقد از حق کار ، تحصیل و سایر آزادی های اولیه محرومند.
بطور کلی تمامی پیروان ادیان و مذهب غیر شیعه ۱۲ امامی از تبعیض حاکم بر فضای زندگیشان رنج می برند و همگی ازمحدودیت ها و ممنوعیت ها آزرده خاطرند و روزی نیست که اخباری از دستگیری و زندانی شدن این افراد منتشر نشود.
بزرگداشت روزجهانی مذهب ورنج وظلمی که درحق غیرمسلمانان درایران روا میشود مافعالین حقوق بشررابرآنداشته  تا ضمن حمایت از کلیه پیروان مذاهب مختلف در ایران، با استناد اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده ۱: (برابری افراد از لحاظ حیثیت و حقوق، ماده ۲ ( هرگونه تبعیصماده ۳ : (حق زندگی ، آزادی و امنیت)  ماده ۷ : (همه در برابر قانون مساوی هستندوماده ۱۸: (همه از آزادی فکر و اندیشه و مذهب برخوردارند)  رفتار تبعیض آمیز دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت به پیروان سایر مذاهب و ادیان در ایران را محکوم کرده وبا حمایت از این گروه از هموطنان، خواستار برقراری عدالت، برابری و انصاف در بین آنها هستیم.

1466

کانون دفاع ازحقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان

اطلاعیه ۱۴۶۵ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع حق شهروندی برای کودکان دارای معلولیت

حق شهروندی برای کودکان دارای معلولیت

بسیاری از کودکان دارای معلولیت رویای مدرسه رفتن را دارند، در حالیکه این رویا باید قسمتی از زندگی روزمره آنان باشد.
هیچ کودکی نباید در دسته غیر قابل آموزش قرار گیرد و بر اساس قوارداد های بین المللی همه کودکان باید در شرایط عادی زندگی کنند که از آموزش مناسب برخوردار باشند، اما کودکان دارای معلولیت در ایران با مشکلات متعددی دست به گریبان می‌باشند.
مشکلاتی مانند حمل و نقل که خانواده ها در شرایط مالی کنونی هزینه آن را ندارند. امکانات اولیه بسیار ضعیف است و اگر کمک های مردمی نباشد، مدرسه امکانات خاصی برای کمک به این کودکان ندارد. یکی از بزرگترین مشکلات این کودکان در مدرسه استفاده از دستشویی می‌باشد و با توجه به آمار رسمی ۴ یا ۵ سرویس فرنگی برای ۱۴۰ دانش آموز دارای معلولیت در دسترس می باشد. نبود امکانات کافی در مدارس کشور برای تحصیل کودکان دارای معلولیت مثل راه‌های ورودی به ساختمان‌ها، وجود کتاب‌های درسی به خط بریل، کمک برای تهیه سمعک و …. می‌باشد و از همه مهمتر کمبود آموزگاران متخصص که آموزش های لازم را دیده باشند.
البته باید توجه کرد که دامنه مشکلات بسیار فراتر از حد تصور می باشد. علاوه بر فضای آموزشی، فعالیت های ورزشی، فرهنگی و هنری کودکان دارای معلولیت هم تحت شعاع این کمبودها قرار می گیرد.زیرا هنر و ورزش لازمه رشد و سلامت و شکوفایی این کودکان می باشد، اما به دلیل کمبودها دسترسی به این موارد را ندارند.
با توجه به گزارشات نهادهای بین المللی حدود یک و نیم میلیون کودک دارای معلولیت در سن تحصیل می باشند، اما از این تعداد ۱۵۰ هزار کودک در سال تحصیلی در مدارس ثبت نام شده‌اند و متاسفانه بقیه این کودکان از تحصیل محروم شدند.
متاسفانه دولت ایران آماری رسمی از کودکان دارای معلولیت یا دلایل محرومیت این کودکان منتشر نکرده است. با این حال طبق تخمین‌ها، از هر ۱۰ کودک معلول در ایران فقط ۱ کودک توانسته است به مدرسه برود و اکثریت این کودکان هم به مدارس استثنایی می‌روند. طبق کنوانسیون افراد دارای معلولیت حق برخورداری از آموزش فراگیر را دارند و منظور از آموزش فراگیر این می باشد که کودکان دارای معلولیت باید به نزدیک ترین مدرسه محل سکونت خود و در کنار سایر کودکان به تحصیل بپردازند.
مبلغی که برای بودجه اجرای قانون حمایت از افراد دارای معلولیت در نظر گرفته شده، بالغ بر ۲۸۰۰ میلیارد تومان است.
این بودجه حتی پاسخگوی وسایل توانبخشی معلولان نیست، چه برسد به اینکه دردی از این افراد را دوا کند.
اگر این مبلغ را با تعداد معلولان کشور بررسی کنیم، میبینیم که سرانه روزانه کمک دولت به این افراد به روزی ۵ هزار تومان می رسد.
به عبارتی این بودجه لحاظ شده، معادل هزینه روزانه ۲ عدد تخم مرغ می باشد.
تمام کودکان حق دارند که نیازهای اساسی آنها برآورده شود، که نه تنها شامل نیازهای لازم برای بقا و امنیت که شامل حقوقی است که به آنها امکان دهد تا حد توانایی خود به رشد جسمی و ذهنی رسیده و با توجه به سن و میزان رشد خود به عنوان عضوی از جامعه عمل نمایند و به یک شهروند بزرگسال مسیول و علاقمند به امور جامعه تبدیل شوند.
ما فعالان حقوق بشر با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص مواد ۱ حق برابر ۲ عدم تبعیض، “ماده ۲۵ حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه، ماده ۲۶ حق تحصیل رایگان برای همه و همچنین کنوانسیون عدم تبعیض در آموزش و پرورش؛ خواستار رسیدگی به وضعیت این قشر آسیب پذیر هستیم.

1465

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان