مقررات سازمان ملل متحد براي حمايت از نوجواناني که از آزادي خود محروم شده اند مصوب قطعنامه ١١٣/۴۵ مورخ ١۴ دسامبر ١٩٩٠ مجمع عمومي
اول ـ جنبه هاي بنيادي
١ـ نظام دادگستري نوجوانان بايد از حقوق و ايمني نوجوانان پشتيباني و از رفاه و سلامت جسمي و رواني آنان حمايت کند. از حـبس بايد به عنوان آخرين راه چاره استفاده کرد .
٢ـ نوجوانان فقط بايد مطابق با اصول و روشهاي تعيين شده در اين مقـررات و مقـررات مربـوط بـه حـداقل ضـوابط سـازمان ملـل متحـد (مقررات پكن) از آزادي خود محروم شوند. محروم کردن نوجوان از آزادي بايد آخرين راه چاره و براي کمتـرين زمـان لازم باشـد و بايـد بـه موارد استثنايي محدود شود. زمان حبس بايد به وسيله مقام قضايي، بـدون بـه خطـر انـداختن امكـان آزادي زودهنگـام نوجـوان تعيـين شود.
٣ـ هدف اين مقررات، تعيين حداقل ضوابط بـراي محافظـت از نوجوانـاني اسـت کـه از آزادي خـود در تمـامي اشـكال محـروم شـده انـد، ضوابطي سازگار با آزاديهاي بنيادي و حقوق بشر، و با توجه به خنثي کردن آثار زيانبارکليه انواع بازداشـت و بـراي تشـويق و تقويـت همگرايي و تلفيق آنان در جامعه، که مورد قبول سازمان ملل متحد باشد .
۴ .اين مقررات بايد بيطرفانه، بدون تبعيض ناشي از نژاد، رنگ، جنسيت، سن، زبان، دين، مليت ديدگاههاي سياسي يـا ديـدگاههـاي ديگر، عقايد يا اصول فرهنگي،مال و دارايي، موقعيت ناشي از ولادت يا خانواده، منشا و خاستگاه قومي يا اجتماعي، و معلوليت اجـرا شود. به عقايد و روشهاي ديني و فرهنگي و مفاهيم اخلاقي نوجوانان بايد احترام گذاشته شود.
۵ ـ اين مقررات تدوين شده اند تا به عنوان ضوابط مناسب و راهگشا براي مراجعه و تشويق و راهنمايي افرادي حرفهاي که در مـديريت نظام دادگستري براي نوجوانان مشارآت دارند، مفيد واقع شوند .
۶ ـ متن اين مقررات به زبان مادري پرسنل فعال در زمينه دادگستري نوجوانان بايد به سهولت در اختيـار آنـان باشـد. نوجوانـاني کـه بـا زبان کارآنان محل بازداشت آشنايي کافي ندارند بايـد حـق داشـته باشـند هنگـام ضـرورت از خـدمات رايگـان متـرجم، بـه ويـژه هنگـام معاينات پزشكي و تهيه گزارشها و اقدامات انضباطي برخوردار شوند .
٧ـ هر جا مناسب باشد، کشورها بايد اين مقررات را در مجموعه قوانين خود تلفيق کنند يا مجموعه قوانين خـود را براسـاس آن اصـلاح کنند و براي جلوگيري از نقض آنها تدابير موثر، از جمله پرداخت غرامت هنگام وارد آمدن جراحـاتي بـه نوجوانـان، اتخـاذ کننـد. کشـورها بايد براجراي اين مقرارت نظارت کنند .
٨ ـ مسئولان ذيصلاح بايد مدام در صدد افزايش آگاهي مردم در اين زمينه باشند که مراقبت از نوجوانان بازداشـت شـده و تـدارك بـراي بازگشت آنان به اجتماع، خدمت اجتماعي بسيار مهمي است، و به ايـن منظـور بـراي تشـويق تمـاسهـاي مسـتقيم بـين نوجوانـان و جامعه محلي بايد فعالانه اقدام شود .
٩ـ هيچ جزيي از اين مقررات نبايد چنان تعبير و تفسير شود که مانع از اجرا و کاربرد ساير اسناد و ضوابط مربوطه سازمان ملل و حقوق بشر شود، که به وسيله جامعه بين المللي به رسميت شناخته شده اند، و بـراي تضـمين ايـن حقـوق، مراقبـت و حمايـت از نوجوانـان، کودکان و کليه جوانان مناسبتر هستند .
١٠ـ در صورتي که در اجراي عملي مقررات ويژه درج شده از ابتدا تا پايان قسمتهاي دوم تا پنجم، هر تضادي با مقـررات درج شـده در قسمت کنوني وجود داشته باشد، پيروي از اين قسمت ضرورت دارد . دوم ـ شمول و کاربرد اين مقررات
١١ـ براي نيات و هدفهاي اين مقررات، تعاريف زير بايد اعمال شود:
(الف) نوجوان هر شخص زير ١٨ سال است. اين سني است که آمتر از آن نبايد اجـازه داد کـودك از آزادي محـروم شـود مگـر ايـن کـه قانون تعيين آرده باشد.(ب) محروم کردن از آزادي يعني هر شكل از بازداشت يا حبس يا قرار دادن شخص در محيط بازداشت عمومي يا خصوصي، به دستور هر مقام قضايي، اداري يا مقام عمومي ديگر، به طوري که اين شخص مجاز نباشد به خواسته خود آنجا را ترك کند .
١٢ـ محروم کردن از آزادي بايد در شرايط و موقعيتي انجام شودکه احترام به حقوق بشر نوجوانان را تضمين کند. برخورداري از برنامه ها و انجام فعاليتهاي مفيد که به تقويت و حفظ سلامت و عزت نفس، پرورش حس مسئوليت و تشويق ديدگاهها و مهارتهايي کـه بـه نوجوانان بازداشت شده در زندانها، کمك خواهد کرد استعدادهاي بالقوه خود را به عنوان اعضاي اجتماع توسـعه دهنـد، بايـد تضـمين شود.
١٣ـ نوجواناني که از آزادي خود محروم شدهانـد بـه هـيچ دليـل مربـوط بـه موقعيـت خـود نبايـد از حقـوق مـدني، اقتصـادي، سياسـي، اجتماعي و فرهنگي خود، که براساس حقوق ملي يا بين الملل استحقاق برخورداري از آنها را دارند، و آنهايي که با محروميت از آزادي سازگار است، محروم شوند .
١۴ـ حمايت از حقوق فردي نوجوانان با توجه ويژه به مشروعيت اجراي مقررات بازداشت بايد به وسيله مقـام ذيصـلاح تضـمين شـود، و در همان حال هدفهاي مربوط به همگرايي و يكپارچگي اجتماعي بايد با بازرسيهاي منظم و انجام ساير تـدابير کنترلـي، براسـاس ضوابط بين المللي، قوانين و مقررات ملي، که به وسيله نهادي آه به موقع و بـه طـور شايسـتهاي تشـكيل شـده و مجـاز بـه بازديـد از نوجوانان است و به سازمان زندان تعلق ندارد، تحقق يابد .
١۵ـ اين مقررات به همـه انـواع و اشـكال تاسيسـات بازداشـت کـه در آنهـا نوجوانـان از آزادي خـود محـروم هسـتند، مربـوط مـيشـود. بخشهاي اول، دوم، چهارم و پنجم اين مقررات به کليه تاسيسات بازداشت و زندان آه در آنها نوجوانان بازداشت ميشـوند، و بخـش سوم به ويژه به نوجوانان تحت توقيف يا در انتظار محاآمه مربوط ميشود .
١۶ـ اين مقررات بايد در چارچوب شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود در هر کشور عضو اجرا شود. سوم ـ نوجوانان تحت توقيف يا در انتظار محاکمه
١٧ـ نوجواناني که تحت توقيف يا در انتظار محاآکمه «( محاکمه نشده») نگهداري ميشوند، بيگناه محسوب ميشوند و بايد با آنان بـه عنوان افراد بيگناه رفتار شود. از بازداشت پيش از محاکمه بايد تا حد امكان اجتناب و به شرايط استثنايي محدود شود. بنابر اين، بايد از همه تلاشها براي استفاده از روشهاي ديگر استفاده آرد. باوجود اين وقتي از بازداشت پيشگيرانه استفاده ميشود، دادگاه هـاي نوجوانان و نهادهاي تحقيقاتي بايد بيشترين اولويت را براي تسريع رسيدگي به چنين پروندهها قائل شوند تا کوتاهترين زمان بازداشـت ممكن تضمين شود. بازداشت شدگان محاکمه نشده بايد از نوجوانان محكوم شده جدا نگهداشته شوند .
١٨ـ شرايطي که نوجوان محاکمه نشده در آن نگهداري ميشود، بايد بـا مقـررات تعيـين شـده در زيـر، بـا مفـاد اضـافي ويـژه، چنانچـه ضروري و مناسب باشد، با توجه به مقتضيات فرض بيگناهي، زمان بازداشت و موقعيت و شرايط قانوني نوجوان، سـازگار باشـد. ايـن مفاد بايد شامل موارد زير باشند، اما نبايد الزاما محدود به آنها باشد : (الف) نوجوانان بايد حق استفاده از وکيل حقوقي را داشته و هر جا کـه چنـين کمكـي موجـود باشـد، بتواننـد متقاضـي آمـك حقـوقي رايگان شوند، و به طور منظم با مشاوران حقوقي خود ارتباط داشته باشند. عدم افشا و محرمانه بـودن چنـين ارتباطـاتي بايـد تضـمين شود؛ (ب) براي نوجوانان، در صورت امكان، بايد امكانات کار کردن، با دريافت دستمزد، و ادامه تحصيل يا کارآموزي، فراهم شود اما نبايـد وادار به انجام اين کارها شوند. کار، تحصيل يا کارآموزي نبايد موجب ادامه بازداشت شود؛ (ج) نوجوانان بايد مطالب و وسايلي براي سرگرمي و تفريح خـود، بـه گونـه ايکـه بـا مصـالح اجـراي عـدالت سـازگار باشـد، دريافـت و نگهداري کنند.
چهارم ـ مديريت تاسيسات نگهداري نوجوانان
الف ـ سوابق
١٩ ـ همه گزارشها، از جمله سوابق حقوقي، سوابق پزشكي و سوابق برنامه ها و دعـاوي انضـباطي، و کليـه اسـناد ديگـر مربـوط بـه شكل، محتوا و جزئيات رفتار، بايد در پرونده انفرادي محرمانه نگهداري شود، پروندهاي که آخرين اطلاعات در آن منعكس باشد، فقط در دسترس اشخاص مجاز گذاشته شود و چنان طبقه بندي شده باشد که به سهولت قابل دسترسي باشد. در صورت امكان هر نوجـوان (زنداني) بايد حق اعتراض به هر موضوع يا نظري که در پروندهاش نوشته شده داشته باشد تا امكان تصحيح مطالب غيردقيق، بيپايه يا ناعادلانه موجود باشد. به منظور اعمال اين حق، بايد روشهايي وجود داشته باشد که اجازه دهـد شـخص ثالـث مناسـب در صـورت تقاضا به پرونده دسترسي و امكان مطالعه مطالب آن را داشته باشد. بـه محـض آزادي، سـوابق نوجوانـان بايـد مهـر و مـوم و در زمـان مناسب حذف و نابود شود .
٢٠ – هيچ نوجواني نبايد بدون حكم بازداشت معتبر از مقام قضايي، اداري يا مقام دولتي ديگـر در هـيچ مرکـز بازداشـت پذيرفتـه شـود. جزئيات چنين حكمي بايد بلافاصله در دفتر آن مرکز ثبت شود. هيچ نوجواني نبايـد در هـيچ مرکـزي کـه در آن چنـين دفتـر ثبتـي وجـود ندارد، بازداشت شود . ب ـ ورود، ثبت، جابه جايي و نقل و انتقال
٢١ ـ در هر جايي که نوجوانان بازداشت ميشوند، سابقهاي کامل و مطمئن از اطلاعات زير بايد درباره هر نوجوان وارد شـده، نگهـداري شود: (الف) اطلاعات درباره هويت نوجوان فوق؛ (ب) حقيقت بازداشت و دلايل و مقام دستوردهنده آن؛ (ج) روز و ساعت ورود، انتقال و آزادي (د) جزئيات مربوط به اطلاع دادن موضوع به والدين و اوليا درباره هر ورود، انتقال يا آزادي نوجوان تحت مراقبت آنان در زمان بازداشت؛ (هـ) جزئيات مربوط به مشكلات شناخته شده جسمي و رواني، از جمله سوءاستفاده از مواد مخدر و الكل.
٢٢ـ اطلاعات مربوط به ورود، محل نگهداري، انتقال و آزادي بايد بدون تاخير به والدين و اوليا يا اقوام نزديك نوجوان مربوطه داده شود .
٢٣ ـ به محض امكان پس از ورود، گزارشهاي کامل و اطلاعات مربوط به موقعيت و شرايط شخصي هرنوجـوان بايـد تهيـه و بـه مـديريت زندان تحويل داده شود .
٢۴ـ هنگام ورود، به همه نوجوانان بايد نسخهاي از مقررات حاکم بر بازداشتگاه و شرحي مكتوب از حقوق و تعهدات آنان به زبـاني که بتوانند درك کنند، همراه با نشاني مسئولان ذيصلاح براي دريافت شكايات و همچنين کارگزاريها و سازمانهـاي عمـومي و خصوصـي که کمك حقوقي ارائه ميدهند، داده شود. براي نوجواناني که بيسواد هستند يا زبـان بـه شـكل مكتـوب را درك نمـيآننـد، اطلاعـات فوق بايد به روشي به آنان داده شود که بتوانند کاملا آنها را درك کنند .
٢۵ـ به همه نوجوانان براي درك مقررات حاآم برسازمان داخلي محل بازداشـت، هـدف هـا و روشهـاي مراقبـت ارائـه شـده، الزامـات و شيوههاي انضباطي، ساير روشهاي مجاز براي آسب اطلاعات و طرح شكايات و کليه مسائل مشابه ديگري که لازم است تا بتواننـد حقوق و تعهدات خود را در طول بازداشت به طور کامل درك کنند ،بايد کمك شود .
٢۶ـ حمل و نقل نوجوانان بايد با هزينه مديريت (زندان) در وسايل نقليه داراي تهويه و نورکافي، در شرايطي انجـام شـود آـه بـه هـيچ وجه آنان را در معرض دشواري يا اهانت قرار ندهد. نوجوانان نبايد با زور از زنداني به زندان ديگر منتقل شوند . ج ـ طبقه بندي و تعيين جا
٢٧ـ به محض امكان پس از لحظه ورود به زندان، با هر نوجـوان بايـد مصـاحبه و گفتگـو، و گـزارش مربـوط بـه مسـائل روحـي و روانـي و اجتماعي او براي شناسايي هر عامل مربوط به نوع و ميزان مراقبت و برنامه ويژه مورد نياز نوجوان (بازداشـت شـده) تهيـه شـود. ايـن گزارش، همراه با گزارش پزشكي که اين نوجوان را هنگـام ورود معاينـه کرده ، بايـد بـراي تعيـين مناسـبتـرين جـا بـراي وي در داخـل بازداشتگاه و نوع و ميزان مراقبت و برنامه ويژهاي که براي او لازم است و بايد انجام شود، بـه مـدير زنـدان تسـليم شـود. هرگـاه رفتـار ويژهاي براي ترميم و توانبخشي لازم باشد، و مدت اقامـت در بازداشـتگاه اجـازه دهـد، کارآنـان آمـوزش ديـده بازداشـتگاه بايـد برنامـه
مكتوب انفرادي براي رفتار با نوجوان تهيه کنند که هدفهاي اين رفتار و روشها و چارچوب زماني، مراحل و تاخيرهايي که بـا توجـه بـه آنها بايد به هدفهاي فوق دست يافت در آن مشخص شده باشد . ٢٨ـ بازداشت نوجوانان فقط با در نظر گرفتن کامل نيازهاي ويژه، موقعيت و مقتضيات خاص آنـان برحسـب سـن، شخصـيت، جنسـيت، نوع خلاف، و همچنين سلامت جسمي و رواني آنان انجام و حفاظـت از آنـان در برابـر تـاثيرات زيانبـار و موقعيـتهـاي خطرنـاك تضـمين شود. ضابطه اصلي براي جداسازي گروههاي متفـاوت نوجوانـان محـروم از آزادي خـود، بايـد ارائـه بهتـرين نـوع مراقبـت مناسـب بـراي نيازهاي ويژه افراد مربوطه و حفاظت از شرافت، حيثيت و امنيت جسمي، رواني و اخلاقي آنان باشد .
٢٩ـ نوجوانان در کليه مراکز بازداشت بايد از بزرگسالان جدا باشند، مگر اين که عضـو يـك خـانواده باشـند. تحـت شـرايط آنتـرل شـده، ممكن است بتوان نوجوانان را بـه عنـوان بخشـي از يـك برنامـه ويـژه که مفيـد بـودن آن بـراي نوجوانـان مربوطـه نشـان داده شـده، بـا بزرگسالاني که به دقت انتخاب شده اند، در يك قسمت قرار داد .
٣٠ـ مراکز بازداشت باز براي نوجوانان بايد ايجاد شود. مراکز بازداشت باز، مراکزي بدون تدابير امنيتي يا حداقل تدابير امنيتـي هسـتند. جمعيت چنين مراکزي بايد تا حد امكان بسيار کم باشد. تعداد نوجوانان بازداشت شده در مراکز بسته بايد آنقـدر کـم باشـد کـه امكـان رفتار فردي با آنان وجود داشته باشد. مراآز بازداشت براي نوجوانان بايد غيرمتمرکز (فاقد قدرت متمرکز) بـوده و انـدازه آن چنـان باشـد که دسترسي و تمـاس بـين نوجوانـان و خـانوادههـاي آنـان تسـهيل شـود. مراکـز بازداشـت در مقيـاس کوچـك، بايـد ايجـاد و در محـيط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ادغام شود . د ـ مسكن و محيط فيزيكي
٣١ـ نوجوانان محروم از آزادي خود، حـق دارنـد از مراکـز و خـدماتي برخـوردار باشـند کـه تمـام نيازهـاي بهداشـتي و شـرافت و منزلـت انساني آنان را تامين کند .
٣٢ـ طرح مراکز بازداشت براي نوجوانان و محيط فيزيكي آن بايد با توجه لازم به نياز نوجوان براي داشـتن حـريم خصوصـي، محـركهـاي حسي، امكانات براي معاشرت با همسالان و مشارکت در ورزشها، حرآکت جسمي و فعاليتهاي اوقات فراعـت بـا هـدف بازگردانـدن نوجوان به زندگي عادي از طريق رفتار در بازداشتگاه، مطابقت داشته باشد. طرح و ساختار مراکز بازداشت نوجوانان بايـد چنـان باشـد که خطر آتشسوزي را به حداقل برساند و تخليه امن از ساختمان آن را تضمين کند. براي تضمين امنيت نوجوانان، مرکز بازداشـت بايـد سيستم هشداردهنده موثر حريق داشته باشد و همچنين تمرينهاي رسمي و مشقي براي مقابله با موارد آتشسوزي انجام گيـرد. مراکز بازداشت نبايد در محلهايي قرار داشته باشد که در آنجا خطرهـاي بهداشـتي شـناخته شـده يـا مخـاطرات ديگـر وجـود داشـته باشد .
٣٣ـ محل خواب بايد معمولا شامل گروه کوچك خوابگاه ها يا اتاق هاي خواب فردي با در نظر داشتن معيارهاي محلـي، باشـد. در طـول ساعات خواب بايد برتمام خوابگاهها، از جمله اتاقهاي فردي و خوابگاههاي گروهـي، بـراي تضـمين حمايـت از هـر نوجـواني، بـه طـور نامحسوس و آرام نظارت به عمل آيد. به هر نوجواني بايد، براساس ضوابط محلي يا ملي رختخواب جداگانه و کافي تحويـل گـردد، کـه هنگام تحويل بايد پاکيزه باشد، به خوبي نگهداري شود، و براي تضمين پاکيزگي به طور مرتب تعويض شود
. ٣۴ـ تاسيسات بهداشتي بايد درجايي مناسب قرار داشته و داراي تعداد و ضوابط کافي باشد به طوري که هر نوجواني بتواند نيازهاي جسمي خود را، چنان که بايد، در خلوت و به روشي پاکيزه و متناسب برطرف کند .
٣۵ـ داشتن وسايل شخصي از عناصر اصلي حق برخورداري از حريم خصوصي است و بـراي آسـودگي روانـي نوجـوان ضـروري اسـت . حق هر نوجوان به داشتن وسايل شخصي و داشتن امكانات کافي براي نگهداري آنها بايد به طور کامل شناخته شده و محترم باشـد. وسايل شخصي که نوجوان نميخواهد آنها را حفظ آند يا ضبط ميشوند بايد در جايي امن نگهداري شوند. فهرسـتي از آنهـا بايـد بـه امضاي نوجوان برسد. براي نگهداشتن آنها در شرايط خوب بايد اقدام شود.کليه چنين وسايل يا پول بايد هنگام آزادي به نوجـوان پـس داده شود، به استثناي مواردي که نوجوان اجازه داشته پول را خـرج کنـد يـا وسـايل خـود را بـه بيـرون از زنـدان بفرسـتد. اگـر نوجـواني دارويي دريافت کند يا معلوم شود دارويي دارد، پزشك مرکز بايد درباره استفاده از آن تصميم بگيرد.
۶ـ نوجوانان تا حد امكان بايد حق داشته باشند از پوشاك شخصي خود استفاده کنند. مراکز بازداشت بايد اطمينـان حاصـل کننـد هـر نوجوان پوشاك شخصي مناسب آب و هواي فصل و کافي براي تضمين سلامت خود داشته باشد و لباس او به هيچ وجه تحقيرآميز يـا موهن نباشد. نوجواناني که به هر علتي از مرکزي خارج ميشوند يا آنجا را ترك ميکنند بايد اجازه داشته باشند لباس شخصي خود را بپوشند .
٣٧ـ هر مرکز بازداشت بايد تضمين کند هر نوجواني غذايي دريافت کند که به نحو مناسبي آماده شده و در زمان هـاي معمـولي صـرف غذا و با کميت وکيفيتي عرضه شود کـه از نظـر ضـوابط علـم تغذيـه، بهداشـت و سـلامت و، تـا حـد امكـان، الزامـات دينـي و فرهنگـي رضايتبخش باشد. آب آشاميدني سالم بايد در هر زمان در دسترس هر نوجواني باشد . هـ آموزش و پرورش، آموزش حرفهاي و کار
٣٨ـ هر نوجوان در سن تحصيل اجباري حق دارد از آموزش و پرورش مناسب با نيازها و تواناييهاي خود که بـراي آمـاده کـردن او بـراي بازگشت به اجتماع طراحي شده، برخوردار شود. چنين آموزشي بايد در خارج از مرکز بازداشت، در صورت امكان در مـدارس جامعـه و، در هر صورت به وسيله معلمان با صلاحيت و برنامه هاي درسي منطبق با نظام آموزشي کشور ارائه شود تا جوانان پس از آزادي بدون دشواري بتوانند به آموزش خود ادامه دهند. مديريت مراکز بازداشت بايد به آموزش نوجوانان با اصل و نسب خارجي يـا نوجوانـان داراي نيازهاي فرهنگي يا قومي ويژه توجه ويژه مبذول دارد. نوجواناني که بيسواد هستند يا دشواريهاي شناختي يـا آموزشـي دارنـد بايـد حق برخورداري از آموزش و پرورش ويژه داشته باشند.
٣٩ـ به نوجواناني که سن آنان بيشتر از سن تحصيلات اجباري است و مايلند بـه تحصـيل خـود ادامـه دهنـد بايـد اجـازه داده و تشـويق شوند چنين کنند و هر تلاشي بايد به عمل آيد تا امكان دسترسي آنان به برنامه هاي مناسب آموزشي فراهم شود.
۴٠ـ در ديپلم يا مدرك آموزشي ديگري که هنگام بازداشت نوجوانان به آنان اعطا ميشود به هـيچوجـه نيايـد اشـاره شـود وي زنـداني بوده است.
۴١ـ هر مرکز بازداشت بايد امكان دسترسي به کتابخانه را که کتابهاي آموزشي و سرگرم کننده کـافي و نشـريات مناسـب نوجوانـان داشته باشد فراهم سازد و نوجوانان بايد تشويق و قادر به استفاده کامل از آنها شوند .
۴٢ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد کارهايي را آموزش ببيند که احتمال دارد وي را براي اشتغال آينده آماده کند .
۴٣ـ نوجوانان، با توجه لازم به گزينش حرفه اي مناسب و توجه به الزامـات مـديريت زنـدان، بايـد بتواننـد نـوع کاري را انتخـاب کنـد که دوست دارند انجام دهند .
۴۴ـ کليه ضوابط ملي و بين المللي مربوط به کارکودك و کارگران جوان بايد درباره نوجوانان محروم از آزادي خود اعمال شود .
۴۵ـ هر جا ممكن باشد، بايد براي نوجوانان امكان انجام کار با دستمزد، در صورت امكان در داخل جامعه محلي، به عنوان مكملي براي آموزش حرفهاي فراهم شود تا هنگامي که به جوامع خود باز ميگردند،امكان يافتن کار مناسب براي آنان افزايش يابد. نوع آار بايد بـه گونه اي باشد که تحت چنان آموزشهايي قرار گيرندکه پس از آزادي براي نوجوانان مفيد باشد. سازمان و روشهاي کار ارائه شده در مراکز بازداشت بايد تا حد امكان شبيه کار مشابه در جامعه باشد تا نوجوان را براي شرايط زندگي و کار معمولي آماده کند .
۴۶ـ هر نوجواني که کاري انجام ميدهد بايد حق گرفتن دستمزد منصفانه داشته باشد. علائق نوجوانان و آموزش حرفـهاي آنـان نبايـد تابع منافع مرکز بازداشت يا شخص ثالثي باشد. قسمتي از درآمدهاي نوجوان بايد معمولا در صندوق پسانـداز آنـار گذاشـته شـود تـا هنگام آزادي در اختيار او گذاشته شود. نوجوان بايد حق داشته باشد از بقيه درآمد خود براي خريد وسـايل مـورد نيـاز خـود يـا پرداخـت خسارت به قرباني خلاف خود يا ارسال براي خانوادهاش يا اشخاص ديگر در خارج از مرکز بازداشت استفاده کند .
و ـ تفريح و سرگرمي
۴٧ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد از مقدار مناسبي زمان براي ورزش روزانه، در فضاي باز، هر وقت هوا اجازه دهد، اسـتفاده آنـد و در طول اين زمان آموزش جسمي و تفريحي مناسب معمولا بايد ارائـه شـود. فضـا، تاسيسـات و تجهيـزات بـراي ايـن فعاليـت هـا بايـد
فراهم باشد. هر نوجواني بايد زمان اضافي براي فعاليتهاي آزاد روزانه داشته باشد،کـه بخشـي از آن بايـد،اگـر نوجـوان بخواهـد، بـه آموزش مهارت هنري و فنـي اختصـاص داده شـود. مرکـز بازداشـت بايـد اطمينـان حاصـل کنـد هـر نوجـواني از نظـر جسـمي بتوانـد در برنامه هاي تربيت بدني موجود شرکت کند. آموزش و درمان جسمي ترميمي، تحت نظارت پزشك، بايد به نوجواناني ارائه شود کـه بـه اين موارد نياز دارند . زـ دين
۴٨ـ هر نوجواني بايد اجازه داشته باشد نيازهاي زندگي ديني و معنوي خود را، به ويژه از طريق شرآت در مراسم يا جلسـاتي کـه در مرکز بازداشت تشكيل ميشود يا با اجراي مراسم خاص خود و در اختيار داشتن کتـابهـا يـا نشـريات ضـروري بـراي انجـام مراسـم و آموزش ديني فرقه خود، تامين کند. اگر مرکز بازداشت تعدادکافي نوجـوان پيـرو يـك ديـن مفـروض داشـته باشـد، يـك يـا چنـد نماينـده ذيصلاح آن دين بايد منصوب يا تاييد شوند و اجازه داشته باشند بـه طـور مرتـب مراسـم دينـي برگـزار کننـد و نيازهـاي دينـي شخصـي نوجوانان را به تقاضاي آنان برآورند. هر نوجواني بايد حق داشته باشد با نماينده ذيصلاح هر دين انتخـابي خـود ديـدار کنـد، و همچنـين حق داشته باشد در مراسم ديني شرآت نكند و آزادانه از آموزش، مشاوره يا تعليم و تلقين ديني روبرگرداند.
مراقبت پزشكي
۴٩ـ هر نوجواني بايد مراقبت پزشكي کافي، اعم از پيشگيرانه و درماني، از جمله براي دندان، چشم و بهداشـت روانـي، و محصـولات دارويي و مواد غذايي ويژه آه به وسيله پزشك تجويز شده، دريافت کند. کليه چنين مراقبتهاي پزشكي بايد، تا حـد امكـان، از طريـق تسهيلات و خدمات بهداشتي مناسب جامعه اي که مرکز بازداشت در آنجا واقع شده در اختيار نوجوانان بازداشت شده قرار داده شـود تا باعث شرم و خجالت نوجوان نشود و از عزت نفس و امكان تلفيق او در اجتماع حمايت به عمل آيد .
۵٠ ـ به منظور ثبت هر مدرك مربوط به مداواي نادرست قبلي و شناسايي هر بيماري جسمي يا رواني نيازمند به توجه پزشـكي، هـر نوجواني حق دارد بلافاصله پس از ورود به مرکز بازداشت به وسيله پزشك معاينه شود .
۵١ ـ خدمات پزشكي پيشبيني شده براي نوجوانان بايد درصدد تشـخيص و درمـان هـر بيمـاري جسـمي يـا روانـي، تجـاوز يـا بيمـاري اساسي ديگري باشد که ممكن است مانع از همگرايي و تلفيق نوجوان در جامعه شـود. هـر مرکـز بازداشـت بـراي نوجوانـان بايـد بـه تسهيلات و تجهيزات پزشكي کافي که با تعداد و نيازهاي ساکنان آن مناسب باشد و کارآناني که در مراقبتهاي پزشكي پيشگيرانه و برخورد با فوريتهاي پزشكي آموزش ديده باشند، دسترسي آني داشته باشد. هر نوجوانيکه بيمار است، از بيمار بودن شـكايت دارد يا نشانه هاي مشكلات جسمي يا رواني را نشان ميدهد، بايد بلافاصله به وسيله پزشك معاينه شود
۵٢ ـ هر پزشكي که دليل دارد باور کند ادامه بازداشت، اعتصاب غذا يا هر دشواري ناشي از بازداشت بر سلامتي جسـمي يـا روانـي نوجواني اثر سوء گذاشته يا خواهد گذاشت، بايد بلافاصله اين موضوع را به مدير مرکز بازداشت مورد بحث و به مقام مستقل مسـئول حفظ رفاه نوجوانان گزارش دهد .
۵٣ ـ نوجوانيکه از بيماري رواني رنج ميبرد بايد در موسسهاي تخصصي تحت مديريت پزشكي مسـتقل مـداوا شـود. بـراي تضـمين هرگونه ادامه ضروري مراقبتهاي بهداشتي رواني پس از آزادي، از طريق ترتيب و توافق بـا کـارگزاريهـاي مربوطـه بايـد اقـدامات لازم انجام شود
۵۴ ـ مراکز بازداشت نوجوانان بايد برنامه هايي تخصصي براي پيشگيري از سوءاستفاده از موادمخدر و بازپروري ناشي از آن به وسـيله پرسنل ذيصلاح تهيه کنند. اين برنامه ها بايد با سن، جنسيت و ساير احتياجات و الزامات نوجوانان مربوطه تطبيق داده شوند، و مراکز و خدمات سمزدايي با کارآنان آموزش ديده بايد براي نوجوانان وابسته به موادمخدر يا الكل در دسترس باشد . ۵۵ ـ داروها فقط بايد براي درمان ضروري به دلايل پزشـكي و در صـورت امكـان، پـس از آسـب رضـايت آگاهانـه نوجـوان مربوطـه تجـويز شوند. داروها، به ويژه نبايد به منظور گرفتن اطلاعات يا اعتراف به زور، به عنوان مجازات يا به عنوان وسيله محدود کردن نوجـوان تجـويز شوند. از نوجوانان هرگز نبايد براي استفاده آزمايشي داروها يا روش درمان استفاده آرد. تجويز هر دارويي بايد هميشه بـا اجـازه و بـه وسيله پرسنل پزشكي ذيصلاح انجام شود
ت ـ اطلاع دادن بيماري، جراحت و مرگ
۵۶ ـ خانواده يا قيم نوجوان و هر شخص ديگر تعيين شده به وسيله نوجوان حق دارد به تقاضاي خود و در صورت ايجاد هر تغيير مهمي در سلامت نوجوان مورد بحث از وضع سلامت او مطلع شود. مدير مرکز بازداشت در صورت مرگ، بروز بيماري نيازمند انتقال نوجوان بـه يك مرکز پزشكي بيرون يا ناراحتي نيازمند به مراقبت باليني در داخل مرآز بازداشت براي بيش از ۴٨ ساعت، بايد بلافاصله به خانواده يا قيم نوجوان مربوطه، يا شخص تعيين شده ديگر اطلاع دهد. در چنين مواردي موضوع بايد به مسئولان کنسولي کشوري که نوجـوان خارجي شهروند آن است، اطلاع داده شود . ۵٧ ـ به محض مرگ نوجواني در طول دوره محروميـت از آزادي، نزديـكتـرين قـوم و خـويش او بايـد حـق داشـته باشـد گـواهي مـرگ را بررسي آند، جسد را ببيند، و روش خاک سپاري جسد را تعيـين کنـد. بـه محـض مـرگ نوجـواني در بازداشـت، بايـد دربـاره دلايـل مـرگ تحقيقات مستقل به عمل آيد و گزارش آن در دسترس نزديكترين قوم و خويش او قرار گيرد. اين تحقيق هنگامي که نوجواني در فاصله ۶ ماه پس از تاريخ آزادي از مرکز بازداشت بميرد و دليلي براي باور اين امر وجود داشته باشد که مرگ او به دوره بازداشت ارتباط دارد، نيز بايد انجام شود
. ۵٨ ـ مرگ، بيماري يا جراحت و آسيبديدگي جدي هر عضو اصلي خانواده يك نوجوان تحت بازداشت بايد در سريعترين زمان ممكن بـه او اطلاع داده شود و امكان شرآت در تشييع جنازه فرد درگذشته يا عيادت از قوم و خويشي که به شدت بيمار اسـت بـراي او فـراهم شود .
ك ـ تماس با جامعه بزرگتر
۵٩ ـ براي اطمينان از اين که نوجوانان ارتباط کـافي بـا دنيـاي خـارج داشـته باشـند، کـه بخشـي تفكيـك ناپـذير از حـق رفتـار عادلانـه و انساني و براي آماده کردن نوجوانان براي بازگشت آنان به اجتماع ضروري است، هر وسيله اي بايد فـراهم شـود. نوجوانـان بايـد اجـازه داشته باشند با خانواده ها، دوستان خود و اشخاص ديگر يـا نماينـدگان سـازمانهـاي معتبـر در خـارج از زنـدان تمـاس بگيرنـد، از مراکـز بازداشت براي ديدن خانه و خانواده خود خارج شوند و اجازه ويژه به منظور ترك مرکز بازداشت براي دلايل آموزشي، حرفـهاي يـا دلايـل مهم ديگر دريافت کنند. نوجواني که دوره محكوميت خود را ميگذراند، زمان صرف شده در بيرون از مرکز بازداشت بايد بـه عنـوان دوره محكوميت او حساب شود .
۶٠ ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد ملاقاتهاي منظم و مكرر، در اصل هفته اي يك بار و نه کمتر از يك بار در هر مـاه، در شـرايطي که نياز نوجوان براي تنهايي، تماس و ارتباط نامحدود ايجاب ميآند با خانواده و وکيل مدافع خود داشته باشد .
۶١ ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد به صورت مكتوب يا با تلفن حداقل دو بار در هفته با شـخص مـوردنظر خـود تمـاس برقـرارکنـد، مگر اين که از نظر قانوني محدود شده باشد، و براي برخورداري مـوثر از ايـن حـق بايـد آن گونـه آـه لازم اسـت بـه او کمـك شـود. هـر نوجواني بايد حق داشته باشد نامه دريافت کند .
۶٢ ـ نوجوانان بايد امكان داشته باشند به طور مرتب باخوانـدن روزنامـه هـا، نشـريات ادواري و سـاير نشـريات، از طريـق دسترسـي بـه برنامه هاي راديو و تلويزيون و فيلمهاي سينمايي، و ملاقات با نمايندگان هر کلوب يا سازمان قانوني که به آنها علاقـه دارنـد، از خبرهـا آگاه شوند .
حدود و ثغور محدوديت فيزيكي و استفاده از زور
۶٣ ـ توسل به ابزارهاي محدوديت و زور براي هر منظوري بايد ممنوع باشد، به استثناي مواردي که در مـاده ۶۴ ) بعـدي) تعيـين شـده است.
۶۴ ـ از ابزارهاي محدوديت و زور فقط در موارد استثنايي ، در مواردي که از همه روشهاي ديگر آنترل استفاده شده و بيتاثير بوده، و فقط از وسيله اي که آشكارا به وسيله قانون و مقررات مجاز و مشخص شده باشـد، مـيتـوان اسـتفاده کـرد. ايـن وسـايل نبايـد باعـث تحقير و خواري شوند و بايد از آنها به طور محدود و فقط براي کوتاهترين دوره زماني ممكن استفاده کرد. با دستور مدير مرکز بـه چنـين ابزارهايي ميتوان به منظور پيشگيري از آسيب زدن نوجوان به خود، به ديگران يا وارد آوردن خسـارات جـدي بـه امـوال، متوسـل شـد.
مدير مرکز در چنين مواردي بايد بيدرنگ با پرسنل پزشـكي و سـاير پرسـنل مربوطـه مشـورت کنـد و موضـوع را بـه مقـام اداري بـالاتر گزارش دهد .
۶۵ ـ حمل و استفاده از سلاح به وسيله پرسنل بايد در هر مرکز بازداشت نوجوانان ممنوع باشد . ل ـ روشهاي انضباطي
۶۶ ـ هرگونه تدابير و روشهاي انضباطي بايد نفع و ايمني و زندگي اجتماعي مبتني بر نظم را حفظ کند و با حفظ و حمايـت از حيثيـت وشرافت ذاتي نوجوانان و هدف بنيادي زندگي در بازداشت، يعني ايجاد حس عدالتخواهي، عزت نفس و رعايت احترام بـراي حقـوق بنيادي هر شخص سازگار باشد . ۶٧ ـ کليه تدابير انضباطي شامل رفتار بيرحمانه، غيرانساني، يا تحقير آميـز، از جملـه مجـازات جسـمي، قـرار دادن در سـلول تاريـك، حبس در سلول انفرادي يا بسته يا هر مجازات ديگري که ممكن است سلامت جسمي يا رواني نوجوان مربوطه را به خطر اندازد، بايد به کلي ممنوع باشد. کاهش جيره غذايي و محدود يا محروم کردن نوجوان از تماس با اعضاي خانواده براي هر منظور مـيبايـد ممنـوع باشد. به کار بايد هميشه به عنوان وسيله آموزشي و وسيله افزايش عزت نفس نوجوان به منظـور آمـاده کـردن او بـراي بازگشـت بـه جامعه نگريسته شود و نبايد به عنوان مجازات انضباطي تحميل شود. هيچ نوجواني نبايد براي خلاف انضباطي مشابه بيش از يـك بـار مجازات شود. مجازاتهاي دسته جمعي بايد ممنوع باشد .
۶٨ ـ قوانين يا مقررات مصوب مقام اداري ذيصلاح با توجه کامل به ويژگيها، نيازها و حقوق نوجوانان بايد معيارهايي در رابطه بـا مـوارد زير به وجود آورد: (الف) رفتاري که خلاف انضباطي را تشكيل ميدهد؛ (ب) نوع و زمان مجازاتهاي انضباطي که ممكن است تحميل شود؛ (ج) مقام ذيصلاح براي تحميل چنين مجازاتهايي؛ (د)مقام ذيصلاح براي رسيدگي به تقاضاي تجديدنظر؛
۶٩ ـ گزارش مربوط به رفتار نادرست بايد بلافاصله به مقام ذيصلاح ارائه شود، که بايد بدون تاخير غيرضـروري دربـاره آن تصـميم بگيـرد. مقام ذيصلاح بايد بررسي کامل درباره موضوع به عمل آورد .
٧٠ـ هيچ نوجواني نبايد از نظر انضباطي مجازات شود مگر به پيروي کامل از شرايط قانون و مقررات جاري. هيچ نوجواني نبايـد مجـازات شود مگر اين که به روشي مناسب درك کامل خود از خلاف نسبت داده شده به خود، مطلع شود، و فرصت مناسب براي ارائه دفاع از خود، از جمله حق فرجامخواهي از مقام بي طرف ذيصلاح به او داده شود. سوابق کامل تمام اقدامات انضباطي بايد نگهداري شود .
٧١ـ هيچ نوجواني نبايد براي اجراي وظايف انضباطي مسئول باشد مگر در امر نظارت برفعاليتهـاي مشـخص اجتمـاعي، آموزشـي يـا ورزشي يا در برنامه هاي خودگرداني .
م ـ بازرسي و شكايات
٧٢ـ بازرسان ذيصلاح يا نهاد برابر که به طور شايستهاي تشكيل شده و به مديريت مرکز تعلق ندارد بايد اختيار داشـته باشـد برمبنـاي مرتب بازرسيهايي انجام دهد و به ابتكار خود بازرسيهاي اعلام نشده به عمل آورد، و بايد از ضمانتهاي کامل بـراي برخـورداري از استقلال در اجراي وظايف خود برخوردار باشد. بازرسان بايد به همـه اشـخاص اسـتخدام شـده در هـر مرکـزي کـه نوجوانـان در آنهـا از آزادي خود محروم هستند يا ممكن است بشوند يا آساني که در اين مراکـز کـار مـيکننـد، بـه همـه نوجوانـان و همـه سـوابق چنـين مراآزي دسترسي نامحدود داشته باشند . ٧٣ـ پزشكان ذيصلاح وابسته به نهاد بازرسي يا بخش بهداشت عمومي بايد در بازرسيها، ارزيابي متابعت از مقررات مربوط به محـيط فيزيكي، بهداشت، محل سكونت، غذا، ورزش و خـدمات پزشـكي، و همچنـين هـر جنبـه يـا شـرايط ديگـر زنـدگي در بازداشـت کـه بـر بهداشت جسمي و رواني نوجوانان اثر ميگذارد، شرکت داشته باشند. هر نوجواني بايد حق داشـته باشـد بـا هـر بازرسـي بـه طـور محرمانه صحبت کند.
۴ ـ بازرس پس از تكميل بازرسي بايد موظف باشد گزارشي درباره يافتـه هـاي خـود تسـليم کنـد. ايـن گـزارش بايـد شـامل ارزيـابي از متابعت مراکز بازداشت از مقررات کنوني و مفاد مربوطه قوانين ملي، و توصيه هاي مربوط به هر اقدامي باشد که براي حصول اطمينان از پيروي از آنها ضروري به شمار ميآيد. هر موردي که به وسيله بازرس کشف ميشود که به نظر ميرسد نشـانه وقـوع نقـض مفـاد قانوني مربوط به حقوق نوجوانان يا فعاليت مرکز بازداشت نوجوانان باشد بايد بـراي تحقيـق و پيگيـري بـه مقامـات و نهادهـاي ذيصـلاح اطلاع داده شود .
٧۵ـ هر نوجواني بايد امكان طرح تقاضا يا شكايت به مدير مرکز بازداشت و نماينده مجاز او را داشته باشد .
٧۶ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد بدون سانسور مطالب خود از مديريت مرکزي، نهاد قضايي يا ساير نهادها و مسـئولان مناسـب از طريق مجاري تاييد شده تقاضا يا شكايت کند و بدون تاخير از پاسخ آن مطلع شود .
٧٧ـ براي ايجاد دفتـر مسـتقل (بـازرس ويـژه) جهـت دريافـت شـكايات نوجوانـان محـروم از آزادي خـود و تحقيـق دربـاره آنهـا و يـاري بـه دستيابي به راه حلهاي منصفانه بايد تلاشهاي لازم به عمل آيد . ٧٨ـ هر نوجواني بايد حق داشته باشد از اعضاي خانواده، مشاوران حقوقي، گروههاي بشر دوستانه يا سايرين، در صـورت امكـان، بـه منظور عرضه شكايت ،تقاضاي ياري کند. به نوجوانان بيسواد، در صورت نياز به استفاده از خدمات کارگزاريهاي عمـومي يـا خصوصـي يا سازمانهايي که مشاوره حقوقي ارائه ميدهند يا براي دريافت شكايات صلاحيت دارند، بايد براي انجام اين کار ياري شود . ن ـ بازگشت به اجتماع
٧٩ـ همه نوجوانان بايد از ترتيباتي که براي ياري به آنان در بازگشت به جامعه، زندگي خانوادگي، آمـوزش يـا اشـتغال پـس از آزادي در نظر گرفته شده، بهرهمند شوند. به اين منظور بايد ترتيباتي، از جمله آزادي زودهنگام، و تشكيل دورههاي ويژه به عمل آيد .
٨٠ ـ مسئولان ذيصلاح براي ياري به نوجوانان به منظور تطبيق مجدد در اجتماع و کاهش تبعـيض و پيشـداوري عليـه چنـين نوجوانـاني بايد خدماتي ارائه دهند يا نسبت به ارائه آنها اطمينان حاصل کنند. اين خدمات، تا حد امكان، بايد تضمين کنند نوجوان پـس از آزادي از نظر اقامتگـاه، اشـتغال و پوشـاك، امكانـات مناسـب و کـافي دارد تـا تطبيـق مجـدد موفـق او را در اجتمـاع تسـهيل کنـد. بـا نماينـدگان کارگزاريهايي که چنين خدماتي ارائه ميدهند بايد مشورت شود و آنان بايد به نوجوانان بازداشتي بـه منظـورکمـك بـه بازگشـت بـه جامعه دسترسي داشته باشند .
ك ـ پرسنل
٨١ ـ پرسنل بايد واجد صلاحيت و شامل تعداد کافي از متخصصان ماننـد مربيـان، کـارآموزان حرفـهاي، مشـاوران، مـددکاران اجتمـاعي، روانپزشكان و روانشناسان باشد. اين متخصصان و ساير کارآنان متخصص بايد معمولا برمبنـاي دائـم اسـتخدام شـده باشـند. ايـن امـر نبايد مانع استفاده از خدمات کارآنان پاره وقت يا داوطلبي شود که ميزان حمايت و آموزشي که ميتوانند ارائه دهند مناسـب و مفيـد است. مراکز بازداشت بايد از کليه منابع و شكلهاي کمك ترميمي و درماني، آموزشي، اخلاقي، معنوي و سايرکمكهـاي مناسـب و موجود در اجتماع، برحسب نيازها و مسائل فردي نوجوانان بازداشت شده استفاده کنند .
٨٢ ـ مديريت زندان بايد براي انتخاب دقيق و استخدام هر درجه و نوع پرسنل پيشبينـيهـاي لازم را انجـام دهـد زيـرا مـديريت درسـت مراکـز بازداشـت بـه صـداقت و درسـتي، انسـانيت، توانـايي و اسـتعداد حرفـهاي آنـان بـراي رفتـار بـا نوجوانـان، و همچنـين تناسـب و شايستگي شخصي آنان براي آار بستگي دارد .
٨٣ ـ براي کسب اطمينان نسبت به حصول به هدفهاي فوق، پرسنل بايد به عنوان کارآنان حرفهاي با دسـتمزد کافي بـراي جـذب و نگهداري زنان و مردان مناسب، استخدام شوند. پرسنل مراکز بازداشت نوجوانان بايد مدام تشويق شوند وظايف و تعهـدات خـود را بـه روشي انساني، با تعهد، حرفهاي، عادلانه و موثر انجام دهند،
همواره به روشي شايسته احترام نوجوانـان و بـراي جلـب احتـرام آنـان رفتار کنند و دور نما و نمونهاي مثبت براي نوجوانان ارائه دهند
۸۴–مديريت بايد شكلهايي از سـازمان و مـديريت را ارائـه و معرفـي کنـد کـه ارتبـاط بـين گـروههـاي متفـاوت کارآنـان را در هـر مرکـز بازداشت تسهيل نمايد تا همكاري بين بخشهاي گوناگوني که در مراقبت از نوجوانان شرکت دارند، و همچنين بين کارآنان و مـديريت افزايش يابد تا اطمينان حاصل شود کارآناني که به طور مستقيم با نوجوانان در تمـاس هسـتند قـادر باشـند در شـرايط مناسـب بـراي اجراي موثر وظايف خود،فعاليت کنند .
٨۵ ـ پرسنل بايد تحت چنان آموزشهايي به ويژه در زمينه روانشناسي کودك، رفاه و آسودگي کـودك و معيارهـا و ضـوابط حقـوق بشـر بين المللي و حقوق کودك، از جمله مقررات حاضر، قرار گيرند که آنان را قادر سازد مسئوليتهاي خود را بـه نحـو احسـن انجـام دهنـد. پرسنل بايد با شرکت در دوره هاي آموزش حين خدمت، که بايد در فواصل مناسب در سراسر دوران خدمت آنان تشكيل شـود ، دانـش و توانايي حرفهاي خود را حفظ و بهتر کنند .
٨۶ ـ مدير مرکز بازداشت با توانايي و آموزش و تجربه مناسب اداري بايد صلاحيت کافي براي انجام وظيفه خود داشته باشد، و وظايف خود را برمبناي تمام وقت انجام دهد .
٨٧ ـ پرسنل مراکز بازداشت درانجام وظايف خـود بايـد بـه حيثيـت و شـرافت انسـاني و حقـوق بشـر بنيـادي کليـه نوجوانـان، بـه ويـژه نوجوانان زير احترام بگذارند و آنها را حفظ کنند: (الف) هيچ عضو مرکز بازداشت يا پرسنل زندان تحت هيچ بهانه يا شرايطي نبايد هـيچ گونـه شـكنجه يـا هـر شـكل از رفتـار، مجـازات، تهذيب يا انضباط خشن، غيرانساني يا تحقيرآميز انجام دهد و تحميل کند، انجام آنها را تحريك کند و باعث آنها شـود، يـا آنهـا را تحمـل کند؛ (ب) تمام پرسنل بايد با هر اقدام مبتني برفساد به شدت مخالفت و مبارزه کنند، و آن را بيدرنگ به مسئولان ذيصلاح گزارش دهند؛ (ج) کليه پرسنل بايد به مقررات حاضر احترام بگذارند. پرسنلي که دليلي دارند تا باور کننـد خلافـي جـدي براسـاس مقـررات حاضـر رخ داده يا در آستانه رخ دادن است بايد موضوع را به مسئولان يا ارگانهاي بالاتر خود که داراي اختيار بررسي يا ترميمي هستند، گزارش دهند؛ (د) کليـه پرسـنل بايـد از حمايـت کامـل از سـلامت جسـمي و روانـي نوجوانـان، از جملـه حمايـت در برابـر سوءاسـتفاده و اسـتثمار و بهره کشي جسمي، جنسـي و احساسـي نوجوانـان اطمينـان حاصـل کننـد و هرگـاه لازم باشـد بايـد بـراي تضـمين مراقبـت پزشـكي بلافاصله اقدام کنند. (هـ) کليه پرسنل بايد به حق برخورداري نوجوان از حريم خصوصي احترام بگذارند و به ويژه، از مطالب محرمانـه مربـوط بـه نوجوانـان يـا خانوادههاي آنان،که در نتيجه مسئوليت حرفهاي خود از آنها با خبر شده اند، حفاظت کنند؛ (و) کليه پرسنل بايد بكوشند هر تفاوتي بين زندگي داخل و خـارج مرکـز بازداشـت را کـه ممكـن اسـت باعـث کـاهش احتـرام لازم بـه حيثيت نوجوانان به عنوان انسان شود، به حداقل کاهش دهند.